قاصدک

منابع تحقیق درمورد شاه عباس اول، ماوراءالنهر، آداب و رسوم

دانلود پایان نامه

کنند.۱۳۶
۲ـ۲ـ۲٫ مسیحیت پس از اسلام تا قاجاریه
اوج پیشرفت مسیحیت در ایران را شاید بتوان همزمان با هجوم اعراب به ایران دانست.۱۳۷ مسلمین هم چون مسیحیان را اهل کتاب می‌دانستند معمولاً با آنها رفتاری مسالمت‌آمیز داشتند. زیرا که ایشان ذمه اسلام به شمار می‌آمدند، جزیه مخصوص می‌پرداختند ولی حق ورود به ارتش اسلام را نداشتند اما در کسب و شغل و داد و ستد آزاد بودند. البته روابط بین مسلمین و مسیحیان همیشه یکسان نبود و بنابر اقتضای زمان و مصلحت روز و حکام وقت نشیب و فرازهایی در آن ایجاد می‌گردید،‌ ولی روی‌هم‌رفته، باید گفت که مسیحیان به ویژه در هزاره اول میلادی در کشورهای اسلامی با آسودگی می‌زیستند و مورد احترام فرمانروایان بودند برای مثال رفتار لطف آمیز خالد ابن عبدالله قصری‌،‌‌‌‌ حاکم وقت عراق که مادرش پیرو آیین مسیح( بود نسبت به پیروان سایر ادیان به ویژه مسیحیان ذکر شده است.۱۳۸
۲ـ۲ـ۲ـ۱٫ از عباسیان تا مغول
خلفای عباسی، بغداد را بین سال‌های ۷۶۲ ـ ۷۶۶م در کنار دجله بنا نهاده آنجا را پایتخت فرمانروایی خود کردند. مسیحیان نیز از دولت پیروی کرده به تدریج مرکز اداره امور کلیسا را از سلوکیه تیسفون به پایتخت جدید، منتقل ساختند. خلفای عباسی معمولاً اهل علم بودند و به مباحثات مذهبی علاقه داشتند و پیروان مذاهب و ادیان مختلف به مناظره با یکدیگر می‌پرداختند. کتاب التوحید محمد بن علی ابن بابویه القمی که در قرن دهم می‌زیسته، حاوی مناظرات و مباحثاتی است بین پیشوای مسلمانان و بطریقیان مسیحی، از جمله یکی شرح مناظره‌ای است بین امام جعفر صادق( و یکی از بطریقیان مسیحی در حضور مامون خلیفه. شرح مناظره مزبور را علّامه محمد باقر مجلسی نیز در کتاب بحارالانوار آورده است.
مرکز پزشکی جندی شاپور که در زمان ساسانیان بدست پزشکان مسیحی اداره می‌شد، در زمان خلفاء نیز به همان سان به فعالیت ادامه داد. شخصیت‌های مهم طبی در آن روزگاران اغلب یا مسیحی بودند و یا یهودی.۱۳۹آن مرکز سالیان درازی تحت سرپرستی خانواده بختیشوع (نجات یافته از عیسی) که ایرانی تبار بودند اداره می‌شد. خانواده بختیشوع روی‌هم‌رفته تا سال ۹۴۰ در دستگاه خلافت بود۱۴۰بسیاری از خلفای عباسی دارای اطباء و پزشکان مسیحی بودند. تیموتاوس پاتریاک در تبلیغ مسیحیت سعی بلیغ مبذول می‌داشت و با کلیه خلفای معاصر خود روابط حسنه داشت. مسیحیان در بنا کردن کلیساها و دیرهای جدید آزاد بودند. برای مثال ساختن کلیسای جدید در زمان خلافت عبدالعزیز در حلوان را می توان ذکر کرد. ۱۴۱
در مجموع وضع مسیحیان ایران و سایر سرزمین‌های مفتوحه در قرون نخستین اسلامی از دوره ساسانی مناسبتر بود. چرا که برخلاف آن دوران، آزار و اذیت مسیحیان خاتمه یافت و گروه قابل توجهی از آنان در امور حکومتی مسلمین به کار مشغول شدند.۱۴۲
۲ـ۲ـ۲ـ۲٫ طاهریان و آل‌بویه
در دربار طاهریان (۱۱میلادی) و آل بویه (۱۰ و ۱۱میلادی) نیز مسیحیان به عنوان کاتب و یا مانند سایر ماموران دولتی کار می‌کردند. خاندان بویه اصولاً پیرو مذهب زیدی بودند حال آنکه مردم فارس آن زمان، تسنن بودند. آل بویه از ترس اینکه مبادا مردم فارس علیه آنها با خلفای بغداد همکاری نمایند مسیحیان را می‌نواختند و برای کار در دستگاه حکومت تشویق و ترغیب می‌نمودند.۱۴۳ عماد الدوله که مقر فرمانروایی وی در شیراز بود این سیاست را تشویق کرد و این روش پس از وی نیز ادامه یافت به طوری که پس از عضدالدوله مقام وزارت را به یک نفر مسیحی محول نمود.
۲ـ۲ـ۲ـ۳٫ سلجوقیان
آرامش نسبی امپراطوری سلجوقیان با آغاز جنگ‌های صلیبی اول به سال ۱۰۹۷ به هم خورد. در عرض سه سال صلیبی‌ها ساحل لبنان را گشودند. و اورشلیم و انطاکیه و ادسا را تسخیر کردند با اینکه سلجوقیان مستقیماً از سوی صلیبی‌ها تهدید نشدند ولی جنگهای صلیبی در سراسر خاورمیانه تاثیر محسوسی داشت.
با تکیه بر منابع موجود، مسیحیان ایران در قرون میانه در نواحی مختلف ایران پراکنده شدند که در این میان منطقه ماوراءالنهر از مهمترین مراکز تجمع مسیحیان بوده است. این منطقه در مسیر راه‌های بازرگانی قرار داشت و از حدود قرن چهارم ه ق/ نهم میلادی یکی از مراکز قدرت سیاسی در ایران محسوب می‌شد. مسیحیان نسطوری نیز یکی از اقشار اجتماعی ماوراءالنهر را تشکیل می‌دادند و بدین ترتیب در دوران سامانیان، غزنویان، سلجوقیان و قراخانیان، مسیحیت در این نواحی موجودیت خود را حفظ کرد و به نواحی شرقی نیز راه یافت و تا قرن ۱۲ میلادی و آغاز دوران برتری سیاسی، نظامی قبایل ترک در آسیای میانه و شرق نزدیک، تعداد قابل توجهی از درباریان، همسران و رؤسای ایلات و مردم عادی اقوام ترک مسیحی بودند.۱۴۴
۲ـ۲ـ۲ـ۴٫ مغولان و ایلخانان
در دوران حکومت چنگیز (قرن۱۲م) موقعیت مسیحیان در سرزمین‌های متصرّفه مغولان، خاصه ایران تثبیت شد. در حکومت ایلخانان(قرن۱۳م) نیز مسیحیان کمابیش صاحب موقعیت مناسب در جامعه ایران بودند. همچنین در این دوران ترجمه فارسی از انجیل به نام «دیاتسارون» به عمل آمد.۱۴۵
پیروان ادیان مختلف به ویژه بودائیان و مسیحیان و یهودیان در دوران فرمانروایی مغولان بخصوص در اوائل حکومت آنان از آزادی مذهب برخوردار بودند. یکی از علل این آزادی را باید نفوذ زنان مسیحی در میان آنان دانست.
۲ـ۲ـ۲ـ۵٫ تیموریان،‌ صفویان و افشاریان
روابط ایران با اروپا از زمان مغول آغاز گردید و برای آن می‌توان چهار انگیزه تصور کرد. نخست انگیزه مذهبی بود که بیش
تر از جانب غربیان ابراز می‌گردید. ولی ایلخانان به آن توجه چندانی نداشتند. دوم نظامی، سوم بازرگانی و چهارم، مسافرت و جهانگردی. در دوره تیمور نیز وی با اروپائیان رابطه برقرار می‌کند و گروه راهبان «دامی نیکی» و «فرانسیس» نخستین کسانی بودند که در این دوره از غرب به ایران آمدند.
پس از قدرت یافتن صفویان در قرن پانزدهم میلادی، در جامعه مسیحیان ایران تغییراتی به وجود آمد. در این دوران شاه تهماسب اول به ناحیه قفقاز لشکر کشید و گروهی از اسیران گرجی، چرکسو ارمنی را به ایران مهاجرت داد.۱۴۶ ورود این گروه از مسیحیان به ایران بر تعداد جمعیت آنان افزود و این امر با اقدام شاه عباس اول در سال ۱۶۰۵م مبنی بر کوچانیدن ارامنه جلفای کنار رودارس، ایروان، نخجوان، گرجستان و شیروان به شهرهای مختلف ایران تقویت شد. در حملات ترکان عثمانی به ایران بین سالهای ۱۶۰۴ و ۱۶۰۸ شاه عباس می‌خواست زمین‌های بین راه لشکریان ترک را بی حاصل و بایر گرداند. ارمنستان سرحد بین ایران و عثمانی بود و لذا شاه عباس هزاران هزار نفر از ساکنین آنجا را به اجبار به نواحی مختلف ایران از قبیل گیلان و مازندران و آذربایجان و کردستان و پایتخت خود اصفهان کوچ داد. آنان با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی هر محل به پرورش کرم ابریشم و خوک، کشت مو و غلات پرداختند. ۱۴۷
عده قابل توجهی از مسیحیان خاصه مسیحیان مقیم اصفهان و جلفا، شغل بازرگانی انتخاب کردند و به تجارت ابریشم و سایر کالاها پرداختند.
علاوه بر علل سوق‌الجیشی شاه عباس نظر دیگری نیز داشت و آن استفاده از ارامنه در تجارت با غربیان بود ارامنه بازرگانانی شایسنه بودند و چون پیرو کیش مسیح نیز می‌بودند با آداب و رسوم و حتی زبانهای غربیان زودتر آشنا می‌شدند. آنان هرجا ساکن می‌شدند شروع به ساختن کلیساها و مدارس مذهبی و سایر ابنیه دینی می‌کردند.
بیشتر مبلغان اروپایی مقیم ایران، سفرا و نمایندگان سیاسی دولت‌های اروپایی در این کشور به حساب می‌آمدند. از آن جمله می‌توان به پدر ملکیوردلی آنجلی رئیس فرقه آگوستین در اصفهان و نماینده پادشاه اسپانیا در ایران، پدر ریگوردی مبلغ ژزوئیت و نماینده پاپ و پادشاه فرانسه در ایران و پدر پاسیفیک دپروونس نماینده لوئی چهاردهم در دربار شاه عباس اشاره کرد.۱۴۸
شاه عباس به سال ۱۶۱۶ نمایندگان شرکت انگلیسی «هند شرقی» را به حضور پذیرفت و ایشان را به تجارت با ایران تشویق نمود. به موجب فرمانی که از طرف شاه صادر گردید اعضاء شرکت هند شرقی آزاد بودند که در هر نقطه‌ای از ایران که بخواهند زندگی کنند و مطابق رسوم مذهبی خود به عبادت بپردازند. فرانسوی‌ها نیز که نمی‌خواستند ازسایر ملل عقب بمانند بسال ۱۶۲۷ رهبانانی از گروه «کاپوچین» به دربار شاه‌ عباس گسیل داشتند.
شاه عباس اول به سال ۱۶۲۹ درگذشت و پس از وی عظمت و شکوه صفویه نیز رو به انحطاط گذاشت. ولی رفت وآمد و اقامت خارجیان به خصوص در پایتخت ادامه یافت. ۱۴۹
در سال ۱۶۴۶ یکی از راهبان یسوعی به نام «پی‌یر‌فرانسواریگوردی» که از کشورهای مختلف در خاورمیانه دیدن می‌کرد سری هم به اصفهان زد و چند صباحی در آن شهر اقامت گزید بعدها یعنی به سال ۱۶۵۳ وی همراه با نامه‌ای از طرف لوئی چهاردهم پادشاه فرانسه رسماً به دربار صفویه معرفی گردید. شاه عباس دوم او را به گرمی پذیرفت و اجازه شروع کار یسوعین را در اصفهان و شیراز به نام وی صادر کرد. گروه‌های مختلف راهبانی که در این زمان در ایران مشغول کار بودند عبارتند از: دامی نیکی‌ها، کرملی‌ها، گاپوچین‌ها و یسوعین.
در بیست سال آخر قرن هفده چند نفر مذهبی و اهل کلیسا به ایران مسافرت کردند که بعضی از آنها فرانسوی بودند. از جمله کشیشی به نام «پی‌یرسانسون» که به سال ۱۶۸۳ وارد کشور شد و اقامتش تا سال ۱۶۲۹ بطول انجامید. در مدت نه سالی که نامبرده در ایران به سر برد همراه اسقف بغداد که اسقف‌یار اصفهان نیز به شمار می‌آمد به دربار راه یافت. کشیش دیگر فرانسوی که در این ایام به عنوان «میسیونر» به ایران گسیل شد «مارتین گادرو» بود. وی همراه نماینده پاپ در هندوستان، که در سر راه رفتن به آن دیار مدتی در ایران توقف کرد، مسافرت نمود. منظور از این مسافرت دو چیز بود، یکی تجدید عهود و امتیازات گذشته از طرف دربار و دیگری ترغیب ارامنه به پیوستن به کلیسای کاتولیک رومی. به سال ۱۷۰۸ نخستین پیمان رسمی بازرگانی بین ایران و فرانسه به امضا رسید. نکته قابل توجه این است که یکی از مفاد پیمان مزبور حمایت از کشیشان و راهبان مسیحی ساکن در ایران بود.
۲ـ۲ـ۲ـ۶٫ افغانها
در دوران حکومت افغانها (قرن۱۸م) نیز ارامنه، مناسبات خود را با قوای حاکم حفظ کردند. به گونه‌ای که پس از وخامت حال محمود غلزایی‌، کشیشان ارمنی به دربار احضار شدند تا با خواندن انجیل سرخ او را مداوا کنند و پس از انجام این مراسم نیز مبلغ هزارتومان به آنها اهدا شد. همچنین در دوره اشرف،‌ به موجب فرمانی که او در مورد طبقه‌بندی گروه‌های اجتماعی صادر کرد، مسیحیان پس از غلزاییان به عنوان دومین گروه اجتماعی شناخته شدند.۱۵۰
به رغم اغتشاشات موجود، مبلغان مسیحی در مدت حکومت هفت ساله افاغنه در ایران در برابر قوای حاکم موقعیت سیاسی و اجتماعی خود را به نحوی از انحا حفظ نمودند، به گونه‌ای که در این دوران یک مبلغ ژزوئیت لهستانی به نام کروسینسکی که مدتی پزشک دربار شاه سلطان حسین بود‌، کار طبابت را در دربار محمود و اشرف دنبال کرد و مدتی پس از جلوس اشرف پس از هیجده سال اقامت در ایران،‌
به همراه سفیر وی، عبدالعزیز از ایران به عثمانی و از آنجا به لهستان رفت.۱۵۱
ارکان حکومت افاغنه با ظهور نادرقلی متزلزل شد و سرانجام با شکست اشرف در جنگ و فرار وی، آخرین نشانه‌های حکومت هفت ساله آنان از میان رفت. نادرقلی‌خان پس از فرار اشرف به اصفهان وارد شد و در این شهر با نمایندگان اروپایی و مسیحی ملاقات کرد. مبلغان مسیحی پس از ملاقات با نادر توانستند وضع خود را در قبال این قدرت سیاسی جدید و نوپا مشخص کنند.۱۵۲
در دوران افشار نیز مسیحیان در امور سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شرکت داشتند. به گونه‌ای که نادر‌شاه در مراسم نماز ارامنه در کلیسای اچمیازین شرکت کرد و در مراسم تاجگذاری‌اش در دشت مغان از اسقف کاتولیک ابراهام ارمنی برای شرکت در این مراسم دعوت کرد.۱۵۳ همچنین در این دوران به دستور نادرشاه کشیشیان ارمنی و کاتولیک کتاب انجیل را ترجمه کردند و پس از بازگشت وی از داغستان در نجف اشرف نیز مجلسی برای مباحثه علمای مسلمان، یهودی و مسیحی ترتیب داده شد.۱۵۴ گرچه نادر و جانشینان وی طی صدور

  پایان نامه دربارهویژگی های شخصیت، سبک های یادگیری، ویژگی های شخصیتی، روش تحقیق

دیدگاهتان را بنویسید