قاصدک

پایان نامه ارشد درباره سرمایه اجتماعی، مشارکت مدنی، جامعه مدنی، مشارکت سیاسی

دانلود پایان نامه

مطالب ارائه شده در زمینه رابطه سرمایه اجتماعی و شهروندی دموکراتیک، شواهد به عمل آمده، تأثیر مثبت سرمایه اجتماعی بر شهروندی دموکراتیک را نشان می دهد. علاوه بر آن، این مسئله مشهود است که دو مؤلفه کلیدی سرمایه اجتماعی – اعتماد و مشارکت مدنی – سهم بسزایی در روند گسترش شهروندی دموکراتیک دارند. در تبیین این رابطه می توان گفت، وجود توأمان دو عنصر کلیدی سرمایه اجتماعی ، یعنی اعتماد و مشارکت مدنی در جامعه علاوه بر تسهیل سازی و تداوم دموکراسی، به توسعه شهروندی دموکراتیک نیز کمک می کند. بدین صورت که؛ وجود گسترده اعتماد در سطح جامعه به شکل گیری انجمن های داوطلبانه و ایجاد مشارکت مدنی کمک می کند ، و از طرفی وجود شبکه های مشارکت مدنی به پرورش شهروندان آگاه به مسائل و امور سیاسی منجر می شود. از نگاهی دیگر با توجه به ابعاد نگرشی و رفتاری شهروندی دموکراتیک می توان گفت، از آن جا که مؤلفه اعتماد بیشتر امری ذهنی و نا محسوس است و کیفیت روابط اجتماعی را در بر می گیرد، می تواند بعد نگرشی شهروندی دموکراتیک – شامل: نگرش به دموکراسی، موازین و نظارت های رسمی، و قانون مداری – را توسعه دهد. و از طرفی دیگر، به دلیل این که مؤلفه مشارکت مدنی، امری ملموس و عینی است و به شبکه های گسترده انجمن های داوطلبی در جامعه مربوط می شود، به احتمال فراوان درصدد توسعه بعد رفتاری شهروندی دموکراتیک بر می آید. به طور کلی می توان گفت، از یک طرف، اعتماد اجتماعی در بین شهروندان، ایمان به دموکراسی را در ذهن آنان می پروراند، و از جهتی دیگر، وجود شبکه های مشارکت مدنی، آنان را به سوی اعمال رفتارهای دموکراتیک سوق می دهد.

۱۳-۲ پیشینه تجربی تحقیق
هر تحقیق و پژوهش علمی که صورت می گیرد بر پایه ها، ارکان و نتایج مطالعات و تحقیقات پیشین استوار است. (خاکی، ۱۳۸۶: ۱۶۵) بررسی پیشینه تحقیق توانایی محقق را در انتخاب اطلاعات مهم و ارتباط آن ها با یافته های تحقیق نشان می دهد و چارچوبی برای اجرای تحقیق فراهم می آورد. هدف از گنجاندن بخش پیشینه تحقیق عبارت است از: ۱٫ برقراری ارتباط منطقی میان اطلاعات پژوهش های قبلی با مسئله تحقیق ، ۲٫ دستیابی به چارچوب نظری و یا تجربی برای مسئله تحقیق و ۳٫ آشنایی با روش های تحقیق مورد استفاده در پژوهش های گذشته. (همان، ۲۷)
بررسی منابع موجود نشان می دهد که تاکنون در هیچ یک از پژوهش های انجام شده (بویژه مطالعات داخلی) به تأثیر سرمایه اجتماعی بر شهروندی دموکراتیک پرداخته نشده است. اغلب منابعی که در این جا مرور می شوند پژوهش هایی هستند که اغلب جنبه تاریخی داشته و به طور تلویحی به این موضوع اشاره نموده اند.
۱-۱۳-۲ مطالعات انجام شده داخلی
۱-محمود شارع پور (۱۳۸۰). فرسایش سرمایه اجتماعی و پیامدهای آن.
مقاله شارع پور از دو بخش تشکیل شده است. بخش اول به تعریف سرمایه اجتماعی و ابعاد مختلف آن در سطوح گوناگون اختصاص یافته است. در این بخش محقق با بررسی نظریات بوردیو، کلمن، پاتنام، اجزای مختلف سرمایه اجتماعی را شناسایی کرده است. سپس تقسیم بندی های درونی این اجزاء و تأثیرات آن ها در سطوح درون گروهی و بین گروهی را مورد تأکید قرار داده است. محقق در بخش دوم مقاله به بررسی ارتباط سرمایه اجتماعی با ویژگی های فرهنگ مدنی و سیاسی جامعه پرداخته است. در این بخش به این مسئله تأکید شده است که شناسایی میزان و روند سرمایه اجتماعی در میان اقشار مختلف جامعه می تواند برای شناسایی روند تحولات فرهنگی و اجتماعی آن جامعه، مثمرثمر واقع شود. وی با استفاده از تحقیقات وربا، پاتنام و اینگلهارت، بین سرمایه اجتماعی و روابط مبتنی بر اعتماد، عضویت در انجمن های داوطلبانه، تقویت مشارکت سیاسی، عملکرد دموکراتیک نهادهای حکومتی و تقویت نهادهای مدنی قائل به ارتباط مستقیم است.
۲-طاهره جاویدی کلاته جعفرابادی (۱۳۸۵). اصول تربیت شهروند دموکراتیک در جمهوری اسلامی ایران.
به عقیده نگارنده، برقراری مردمسالاری دینی در ایران اسلامی ، اقتضا ء می کند برنامه های روشنی برای تربیت شهروندان دموکراتیک در نظر گرفته شود. به عبارت دیگر در صورت وجود شهروندان دموکراتیک می توان زمینه مردمسالاری دینی را در کشور ایجاد نمود. نویسنده این سوالات را مطرح می کند که: آیا تربیت شهروند دموکراتیک تابع اصول مشترکی در تمام کشورهاست؟ و یا اینکه تربیت شهروند دموکراتیک امری اقلیمی است و باید با نظر به شرایط بومی و براساس مبانی آرمانی و اعتقادی حاکم بر آن مورد نظر قرارگیرد؟ در این مقاله نگارنده، ضمن تشریح برخی از مبانی انسان شناسی در نظام اسلامی و بررسی ویژگی های دموکراسی در ایران اسلامی، اصول تربیت شهروند دموکراتیک را ارائه می نماید. تصریح می شود بررسی موارد ذکر شده با نظر به آیات قرآن، دیدگاه های: امام علی ( ع)، امام خمینی (ره) و قانون اساسی و برخی از دیدگاه های صاحبنظران نظریه سازگاری اسلام و دموکراسی و برخی از صاحبنظران تربیتی صورت پذیرفته است.

  منابع مقاله درموردقرقیزستان، ریاست جمهوری، انتخابات ریاست جمهوری، نقلاب رنگی

۳-طاهره جاویدی و مرضیه عالی (۱۳۸۷). تحلیلی بر ابعاد و گستره آموزش غیر رسمی در تربیت شهروند دموکراتیک.
این مقاله روشن سازی نقش آموزش و پرورش غیر رسمی در تربیت شهروند دموکراتیک را کانون توجه خویش قرار داده است. براین اساس سوال اصلی در این مقاله عبارت است از این که، در آموزش و پرورش غیر رسمی به منظور تربیت شهروند دموکراتیک باید از چه راهبرهایی استفاده نمود؟ از این رو به منظور پاسخگویی به سوأل مذکور در این مقاله ضمن توضیح ملزومات
اساسی شهروند دموکراتیک ، یعنی دانش، مهارت و منش دموکراتیک، نقش آموزش غیر رسمی در تربیت شهروند دموکراتیک مورد تحلیل قرار می گیرد و آن گاه این مسئله که آموزش غیر رسمی در تقویت کدام یک از ابعاد تربیت شهروند دموکراتیک می تواند نقش کم رنگ تر یا پر رنگ تری ایفا نماید، بررسی می شود. در بخش پایانی این مقاله روش های الگوسازی اجتماعی (یادگیری مشاهده ای)، روش فضا سازی و ایجاد فضاهای مجازی برای تمرین شهروندی دموکراتیک، و روش بحث و گفتگوی انتقادی و بحث و گفتگوی انتقادی پیرامون ابعاد و اهمیت تربیت شهروند دموکراتیک، به عنوان نمونه هایی از روش های آموزش و پرورش غیر رسمی در تربیت شهروند دموکراتیک مطرح شده است.
۴-ملیحه شیانی و سیاوش فاطمی نیا ( ۱۳۸۸). میزان آگاهی شهروندان تهرانی از حقوق و تعهدات شهروندی
به عقیده نویسندگان، یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر پیشرفت و توسعه جامعه، میزان آگاهی شهروندان آن جامعه و به طور کلی دانش اجتماعی (در معنای عام) آن ها است. در کلان شهرهایی همچون تهران که محل انبوه جمعیت با ضریب تعاملات بسیار بالاست، آگاهی شهروندی می تواند تسهیل گر روابط بوده و بستری مناسب برای برنامه ریزی اجتماعی فراهم آورد. این تحقیق در ارتباط با میزان آگاهی شهروندان از حقوق و تعهدات شهروندی است. پس از مرور نظریه و تاریخچه شهروندی، براساس مدل پارسونز، حقوق و تعهدات شهروندی در چهار بعد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مورد سنجش قرار گرفته است. نمونه آماری تحقیق ۷۶۷ نفر است که از مناطق مختلف و از بین شهروندان بالای ۱۶ سال شهر تهران گردآوری شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بیشترین آگاهی شهروندان در حوزه فرهنگی با میانگین ۸۱/۷۷ و به همین ترتیب میانگین آگاهی شهروندان در حوزه اقتصادی و اجتماعی ۶۵/۶۴ و ۷۱/۶۳ می باشد. پایین ترین میزان آگاهی شهروندان در حوزه آگاهی سیاسی است که میانگین آن ۰۹/۵۵ است.
۲-۱۳-۲ مطالعات انجام شده خارجی
۱-پاملا پکستون۸۱ ( ۲۰۰۲) سرمایه اجتماعی و دموکراسی.
پکستون در مطالعه خود به بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و دموکراسی در مقیاس جهانی دست می زند. او در این مطالعه در کنار توجه به اثر سرمایه اجتماعی بر دموکراسی به اثر متقابل دومی بر اولی نیز توجه کرده است. او داده های مطالعه خود را از تحقیق « پیمایش ارزش های جهانی »، و بانک اطلاعات، «اتحادیه انجمن های بین المللی» می گیرد. پکستون سرمایه اجتماعی را به عنوان ویژگی کلی کشورها در نظر گرفته و اثرات آن را بر ایجاد و حفظ سازمان های دموکراتیک سالم بررسی کرده است. او این اثرات را در دو محور می داند: ۱٫ کمک به ایجاد دموکراسی در کشوری که دموکراتیک نبوده۲٫حفظ و بهبود دموکراسی موجود
سرمایه اجتماعی با ایجاد فضا برای پیدایش و انتشار گفتمان انتقادی در مورد حکومت وقت و تدارک راهی برای مخالفت فعال با نظام به انتقال جامعه به دموکراسی کمک می کند. نتایج تحقیق نشان می دهد که رابطه میان سرمایه اجتماعی و دموکراسی دوجانبه است. مطالعه طولی بیانگر این موضوع است که سرمایه اجتماعی ، دموکراسی را تقویت می کند و اثر واکنش از دموکراسی به سرمایه اجتماعی هم وجود دارد. همچنین برخی گونه های انجمن های مرتبط با یکدیگر در تقویت دموکراسی بهتر عمل می کنند.
۲-رایس و لینگ (۲۰۰۲). دموکراسی و سرمایه اجتماعی و ارتباط آن با فضای جامعه
رایس و لینگ در تحقیقی با روش تطبیقی، رابطه میان سرمایه اجتماعی و دموکراسی را در یازده کشور اروپایی و امریکایی مورد بررسی قرار داده اند. و معتقدند کشورهایی که سرمایه اجتماعی شهروندان آن بالاتر بوده است. میزان گرایش به رفتارهای دموکراتیک آنان نیز بیشتر بوده است. درحالی که کشورهایی که میزان سرمایه اجتماعی در میان شهروندان آن پایین بوده است میزان تحقق رفتارهای دموکراتیک در آن ها نیز پایین بوده است.
۳-چونگ. مین پارک و دا چول شین۸۲( ۲۰۰۳). سرمایه اجتماعی و شهروندی دموکراتیک: مطالعه موردی کره جنوبی
به عقیده محققان، در ابتدا نظریه های مربوط به تداوم و استحکام دموکراتیک بر نقش جامعه مدنی تأکید داشت. اما امروزه بر این عقیده اند که وجود جامعه مدنی یک فاکتور مهم و نه، تنها فاکتور برای انتقال و دوام دموکراسی است. در واقع ابتدا، نقش جامعه مدنی در سطح کلان تغییر سیستمی متمرکز بود، در حالی که شناخت اینکه چطور جامعه مدنی بر فرایند دموکراتیزه شدن افراد مؤثر است ، نسبتاً خرد است. با توجه به این مسئله، در تحقیق حاضر، کشور کره به عنوان موردی در نظر گرفته شد که در آن تأثیر سرمایه اجتمای – به عنوان سیمای مهم جامعه مدنی – بر شهروندی دموکراتیک در سطح افراد مورد بررسی قرار گرفته شد و با استفاده از تکنیک پیمایش به اجرا درآمد. نتایج بررسی این بیانگر این مسئله بودند که، درگیری اجتماعی شهروندی دموکراتیک رفتاری را توسعه می دهد، در حالی که اعتماد اجتماعی شهروندی دموکراتیک نگرشی را رشد می دهد.
۴-ای . ری لی و یونگ یو. گلیسر۸۳ ( ۲۰۰۷) . سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی در کره جنوبی.
این مقاله، در بررسی خود مفاهیم موج های دوم و سوم دنیا را به کار می برد. توسعه سرمایه اجتماعی را به عنوان فهم اصطلاح مشارکت مدنی در کره مورد تحقیق قرار می دهد. علت پیشین سرمایه اجتماعی و نتایج آن را روی رفتارها و نگرش های سیاسی توده نیز مورد بررسی قرار می دهد . به همین منظور در این مقاله مطالعات تجربی صورت گرفته است. آن ها تأثیر زندگی انجمنی را بر روی یک جنبه واحد از مشارکت سیاسی ارزیابی کردند. یعنی اظهار رس
می (اعتراض ) به امور سیاسی. نتایج بیانگر این مسئله بودند که یک جهش تند وجود دارد در: درصدی چند از مشارکت مدنی به مدت یک دوره شش ساله بین ۱۹۹۰-۱۹۹۶ (به طور کلی بین تنش دموکراتیک شدن و مرحله ثبات آن ) و این که یک انجمن موافق در مشارکت مدنی وجود دارد. یعنی عضویت در اتحادیه های بازرگانی و عملکرد نخبگان (اعتراض کنندگان). در نتیجه، برخلاف نتایج در مطالعات قبلی سرمایه اجتماعی نقش کمی را در مشارکت سیاسی در کره ایفا می کند.

  منبع پایان نامه درموردعدم تقارن، چسبندگی هزینه‌ها، عدم تقارن زمانی سود، تقارن زمانی سود

۵-جیکول. لی۸۴ ( ۲۰۰۸) .به سوی دموکراسی در کره جنوبی(سرمایه اجتماعی و دموکراسی فراگیر در شهروندان).
مطالعه مذکور این مسئله را بررسی می کند که آیا سرمایه اجتماعی شهروندی دموکراتیک را توسعه می دهد. این مسئله آشکار شده است که ترکیب ساختاری سرمایه اجتماعی ( فعالیت درون انجمن داوطلبانه) موجب شده است تا مردم کره در فرایندهای سیاسی مشارکت کنند و هنجارهای رفتاری دموکراتیک را برگزینند، و حال آن که اجزای فرهنگی آن ( اعتماد اجتماعی )،

دیدگاهتان را بنویسید