قاصدک

پایان نامه با کلید واژه های فضاهای عمومی، زنان و دختران، فضاهای شهری، احساس ناامنی

دانلود پایان نامه

فراهم شود. نبود فضاها و گوشه های خلوت و به دور از چشم ناظر، تنوع کاربری ها در فضاهای عمومی، وجود کاربری ها و فعالیت های شهری شبانه، نورپردازی مناسب و جنسیتی نکردن فضاها نیز از استراتژی هایی است که می تواند به بالا بردن امنیت در فضا در شهر کرمانشاه کمک کند. البته باید به این امر توجه داشت که برنامه ریزی کالبدی برای شهرکرمانشاه با هدف ارتقای امنیت باید همراه با برنامه های اجتماعی و فرهنگی به منظور کاهش آسیب های اجتماعی باشد، و بدون آن ها تحقق امنیت عملاً میسر نخواهد بود. تنها دیدگاهی جامع و چند بعدی است که می تواند به گسترده شدن هرچه بیشتر عرصه های آزادی و امنیت در شهر و محدود کردن قلمروهای خشونت و ترس در شهر بیانجامد.

۲-۳ فضای شهری
۲-۳-۱ )جایگاه جنسیت در احساس امنیت درک شده از فضاهای شهری
مشخصه های فردی در ادراک از امنیت ومیزان استفاده فرد از یک فضای شهری تأثیر دارند مثل موقعیت اجتماعی ، شخصیت ، نقش ها ( سن وطبقه اجتماعی ،پشتوانه خانوادگی ،دانشجو بودن ویاکارگر بودن و…)واین مسائل در تعیین راحتی این افراد وهمچنین در میزان درکی که از آسیب پذیری یک مکان دارند تأثیر گذار است .عموماً عوامل زیادی برای عکس العمل نشان دادن مردم به ترس وجود دارند ،اما برخی از این عوامل نقش بیشتری دارند از جمله : جنسیت ، سن، تجربه های گذشته درمورد جرم ، محیط و جغرافیا، قومیت و فرهنگ وسایر متغییرها ، اما جنسیت به عنوان مهم ترین عامل شخصیتی در درک امنیت محسوب می گردد .نوع جنایت وحس امنیت در مورد زنان و مردان متفاوت است .اما عموماً زنان ترس بیشتری راحس می کنند تا مردان گرچه ممکن است کمتر از مردان قربانی شوند (Howard,1999,219) و بطورکلی مردان احساس مثبت تری در مورد امنیت محیط خودشان نسبت به زنان دارند .هم مردان و هم زنان در تاریکی احساس ناامنی می کنند ولی درجه حس ناامنی در زنان بالاتر است ومثلاً در مورد وسایل نقلیه بیش از ۶۰درصد زنان در تاریکی احساس ناامنی دارند ( گزارش کنفرانس لندن ۲۰۰۵،۵)،اما ترس از جرم رفتار و حالات را در فضاهای شهری تغییر می دهند و این اثرات روی زنان و دیگر گروه های آسیب پذیر اجتماعی و اقتصادی شدیدتر است .اثراتی نظیر اینکه :حرکت های آنها را محدود می کند وبه ویژه بعد از تاریک شدن هوا موجب در خانه ماندن آنها می شود وفرصت های اجتماعی ،اقتصادی و فرهنگی آنها را کاهش می دهد.در این فرآیند آنها از فعالیت های اقتصادی و اجتماعی نظیر کارکردن تا دیر وقت و یاشغل هایی که شفیتی هستند و یا کلاس های عصر گاهی ونظایر آن مستثنی می شوند و البته در این گونه موارد همواره زنان فقیر بیشتر قربانی جنایت و ترس از آن می شوند. Lubuva8 Mtani,2004,15)).
در مجموع باید گفت عدم امنیت زنان در فضاهای شهری کرمانشاه مشارکت کامل آنها را در اجتماعی محدود می کند وعلاوه بر آسیب های روانی فرد بر خانواده ها و در نهایت کل جامعه تأثیر گذار خواهد بود .همچنین ظرفیت اقتصادی زنان در سطوح شهری وابسته به امنیت آنهاست .فعالیت های اقتصادی زنان بعضاً در اقتصاد غیر رسمی ویا نزدیک به خانه آنها متمرکز شده است .آنها به تسهیلاتی برای اشتغال در محیط شهری و مسکونی خود نیاز دارند .امروزه برنامه‌ریزی شهری در پاسخ به رهیافت‌های گذشته که در تعریف، تفسیر و اقدام برای برنامه‌ریزی، تجارب زنان را نادیده می‌گرفت، به‌شدت به ابعاد جنسیتی حساسیت نشان می‌دهد. تجربه زنان از امنیت در نواحی شهری با تجربه مردان متفاوت است. مجموعه‌های شهری و شیوه‌های طراحی‌شده آن روی سطوح ترس و امنیت زنان تاثیر می‌گذارند. زنان به‌طور مشخص نقشه‌های تفصیلی ذهنی از بخش‌هایی از مکان‌های شهری ایمن ازنظر خودشان و همچنین مکان‌هایی را که باید از آن‌ها دوری کنند، بر می‌سازند. ترس نقش مهمی از نحوه استفاده زنان از مکان‌های عمومی دارد؛ بنابراین برای تضمین حضور برابر آن‌ها در فضاهای عمومی، زنان باید در فرآیند برنامه‌ریزی و طراحی شهری مشارکت فعال داشته باشند.
۲-۳-۲) اهمیت ایمن سازی فضای عمومی برای زنان
ایمن‌سازی فضاهای عمومی ازآن‌رو برای زنان و دختران حیاتی است که ایجادکننده فرصت‌های برابر برای استفاده از محیط شهری سالم، شاد و امن برای همه است. برنامه‌ریزی و طراحی فضاهای عمومی ایمن نشان‌دهنده این واقعیت است که طراحی فیزیکی فضاهای شهری بر امکان استفاده کردن و لذت بردن زنان از عرصه عمومی، تاثیر به سزایی دارد. به روایتی دقیق‌تر فرآیند ایمن‌سازی فضاهای عمومی برای زنان و دختران از اهمیت فراوانی برخوردار است، زیرا : این آگاهی را افزایش می‌دهد که فضا خنثی نیست. طراحی فضا‌ها می‌تواند میزان استفاده، مناسب بودن و ایمنی آن‌ها را برای زنان و دختران، کاهش یا افزایش دهد.نشان می‌دهدجنسیت و روابط جنسیتی بین زن و مرد به‌عنوان عوامل کلیدی شکل‌گیری و توسعه فضا‌ها هستند. شهر‌ها از لحاظ فضایی دارای ویژگی‌های اقتصادی، اجتماعی و تاریخی خاصی هستند که از لحاظ بومی برای زنان منحصربه‌فرد است. فضا‌ها در شهر، بازتاب روابط قدرتی هستند که رفتار‌ها و تفاوت‌های بین زندگی زن و مرد را مشخص می‌کند. فضاهای عمومی در شهر‌ها عمدتا بر مبنای مفهوم سنتی خانواده و تقسیم‌کار سنتی بین زن و مرد (مرد کارهای بیرون از خانه را انجام می‌دهد و زن وظیفه خانه‌داری و مراقبت از کودکان و سالمندان را در حوزه خصوصی به عهده دارد) طراحی‌شده است. بنابراین ایمن‌سازی فضاهای عمومی برای زنان و دختران، ابتکارات سازمان‌
دهی مجدد فضا‌ها بر اساس نقش‌های جدید جنسیتی در جامعه را ترویج می‌دهد. نشان می‌دهد ترس‌های زنان بر اساس واقعیت است (رابطه بین احساس ترس و تجربه خشونت) و زنان می‌دانند کی و کجا احساس ناامنی داشته باشند. مشخص می‌کند زمانی که زنان به دلیل ناامنی از یک مکان استفاده نمی‌کنند، این مکان برای زنان و همه افراد دیگر ناامن‌تر می‌شود. بنابراین ایمن‌سازی فضاهای عمومی برای زنان و دختران، ابزاری مهم جهت بهبود کیفیت زندگی شهری و کاهش ترس و قربانی شدن برای همه افراد جامعه است. حق زنان و دختران را نسبت به شهر و شهروندی به‌عنوان یک پیش‌شرط برای داشتن شهری برابر و پایدار، ترویج و تثبیت می کند.

  منبع تحقیق درموردفساد مالی، قانونگذاری، مواد مخدر، پروتکل الحاقی

۲-۳-۳) مفهوم فضااز نظر دیدگاههای مختلف
در رابطه با تعریف فضا،نقطه نظرات گوناگونی ارائه شده است: در حالیکه ارسطو فضا را به عنوان ظرف تمام اشیاء توصیف کرد،لایبنیتس معتقد بود فضا صرفا متشکل از روابطی است میان چیزهای بدون حجم و ذهنی.استنباط های متفاوت از فضا را می توان ناشی از تفاوت دیدگاهها و تفاوت رشته ها دانست.با توجه به این تعاریف گوناگون در رابطه بامفهوم فضا،به تبع آن فضای معماری نیز اینگونه است.به گفته وان در لان (۱۹۸۳) «فضای معماری با برافراشتن دو دیوارﭘا به عرصه وجود می نهد،فضایی جدید میان خود ﭘدید می آورند واز فضای طبیعیﭘیرامون آنها مجزا می شود». اما به گفته چومی تعریف فضا در معماری به این معناست : «تعیین محدوده ها در ماده ای با گسترش یکسان که باید به شیوه های مختلف به آن شکل داد»(مدنی پور،۱۹۹۶)با جمعبندی نقطه نظرات فوق آنجه که به عنوان فضا یاد می شود متشکل از دو بعد فیزیکی و اجتماعی است که هم شامل اشیا،احجام و ابعاد ذهنی بدون حجم بوده و بعد انسانی_اجتماعی نیز در دل دارد.به عبارت دیگر درتعریف فضا باید ابعاد فیزیکی ، اجتماعی و ارتباط میان این ابعاد را در نظر بگیریم.
بدیهی است پس از نیل به تعریفی مشخص از فضا به عنوان بستر محیط مصنوع که محیط شهر نیز جزوی از آن محسوب می شود، قدم بعدی بایستی در شناخت شهر و رسیدن به مفهومی معین از شهرکه فضاهای جمعی وپیاده راهها را به عنوان ظرفی برای تعاملات اجتماعی در دل دارد،برداشته شود.
۲-۳-۴) مفهوم شهراز نظر دیدگاههای مختلف
ساوج و آلن وارد ۲۰۰۳ سه استراتژی را درباره درک ساختار تفاوت مفاهیم شهری مورد تحلیل داده اند.
رویکرد اول :رویکردی معماری که در آن تنوع معانی شهری به صور متفاوت معماری آنها نسبت داده می شود و روشی که با آن مردم سیمای شهر را بر اساس تجربیات خود تفسیر کنند مورد فراموشی قرار گرفته است.
نگرش معمارگرایانه به شهر یا به عبارت دیگر تاکید بیش از حد به فرم کالبدی که بیشتر بعدفیزیکی را دربر میگیرد علاوه بر اینکه نگاهی تک بعدی به شهر محسوب میشود،ابعاد دیگر شهر همچون تولیدات اجتماعی وامنیت زنان را نادیده گرفته و تعریفی ناقص از مفهوم واقعی شهر را بدست می دهد،بنابراین نمیتواند تعریف جامع و کاملی باشد.
رویکرد دوم: الهام گرفته ازنظریات هانری لوفوبر که در آن فضا، پدیده ای با ساختار اجتماعی تلقی می شود.در این دیدگاه تاکید می شود که فرآیندهای اجتماعی و فرهنگی مستقل از صورت ساختمانی شهر معنا می یابند.یعنی به توصیف انگاره های ذهنی – فرهنگی از مکانها توجه می کند واز مرتبط کردن معنای شهر با تجربه فردی ناتوان است.بر خلاف دیدگاه اول که تاکیدی افراط گونه بر مفهوم فرم(بعد فیزیکی) داشت،این دیدگاه نگرشی کاملا متناقض داشته و ساختار اجتماعی را که به تعبیری فرآیند محسوب می شود مورد توجه قرار می دهد به طوریکه فرم یا شکل کالبدی شهر جایگاهی در این نگرش ندارد، حال آنکه تعریف شهر بدون پرداختن به ویژگی های کالبدی- فیزیکی آن نمیتواند تعریفی کامل باشد.
معنی شهر از دید مدنی پور:
محیط فیزیکی که خود متشکل از محیط طبیعی و محیط مصنوع است به همراه عامل اجتماعی یعنی انسان و فعالیت هایش ،شهر را شکل میدهند.بنا به گفته مدنی پور شکل شهر،هندسه یک پیوستگی اجتماعی_مکانی است.
رویکرد سوم :مربوط به نظریات والتر بنیامین در رابطه با جامعه شناسی شهری است; او معنای شهر را فصل مشترک بین خاطرات و تجربیات شخصی و ساختار تاریخی ارزشها و معانی مسلط (اجتماعی) می داند.از نظر وی شهر عرصه ظهور عینی وآشکار تضادهای فرهنگی ونقد فرهنگ های مسلط است.
تعمق در دیدگاه های متفاوت مذکور که رویکرد اول آن با دید معماری شهر را تعریف می کند و رویکرد دوم و سوم آن صرفا عامل انسانی را در نظر میگیرد ،اینطور می نمایاند که پرداختن به تنها قسمتی از ابعاد و عوامل موجود در شهر ما را در درک صحیح از مفهوم شهر ناتوان ساخته و منجر به دیدی صرفا تک بعدی و محدود می گردد،بنابراین ضروریست که این ابعاد به موازات یکدیگر مورد توجه قرار گیرد تا بتوانیم با تلفیق این دیدگاه ها مفهوم جامعی از شهر بدست آوریم.
آنچه که در این پایان نامه در رابطه با مفهوم شهر،مدنظر است تعریفی است که هم بعد فیزیکی و هم بعد انسانی-اجتماعی را در بر داشته باشد،به عبارت دیگر فرم ها و فرآیندها در کنار هم و به موازات هم مورد بررسی قرار می گیرند.
در این میان لازم است به دیدگاه مدنی پور در رابطه با مفهوم شهر بپردازیم ،مدنی پور۱۹۹۶در رابطه با ساختار شهر به دو دیدگاه اشاره میکند که این دو دیدگاه نیز همچون رویکردهای مطرح شده از طرف ساوج و وارد نگرشی تک بعدی به مفهوم شهر دارند ؛
دیدگاه اول نظریه پردازانی چون اسمایلز۱۹۵۵،ریکی۱۹۷۲شکل شهر را مجموعه ای ازساختمان و
اشیا می بینند .در این دیدگاه که نگرشی صرفا فیزیکی به شهر است شهر را تنها در ابعاد مادی در نظر میگیرد در حالیکه شهر علاوه بر محیطی فیزیکی ،متشکل از مردم و فرهنگ های گوناگون است. با توجه به تعریف ممفورد۱۹۶۱ که شکل شهر را نمادی از بهم بافتگی روابط اجتماعی دانسته است،می توان به وجه تمایز محیط فیزیکی و شهر پی برد.
دیدگاه دوم برگرفته از نظریات راجرز۱۹۷۱ وبروتچی ۱۹۸۵شکل شهر را مقری برای روابط اجتماعی می داند. دید گاه دوم نیز نگرشی تک بعدی به شهر دارد زیرا که شهر علاوه بر شهروندان و روابط اجتماعی میان آنها بعد فیزیکی را نیز شامل می شود.همچنانکه تیبالدز ۱۹۹۲در زندگی یک شهر کاربریها و فعالیت ها را مهم تر دانسته است.
در حالیکه مدنی پور در مقابل این دو دیدگاه، دیدگاه سومی را مطرح می کند:دیدگاهی اجتماعی- مکانی مدنی پور به جای این دو دیدگاه متناقض مطرح می شود در اصل او حالتی بینابین را در نظر میگیرد. این دیدگاه به صورت بینابین هم نقش عامل فیزیکی_مکانی را در شکل شهر موثر دانسته و هم عوامل اجتماعی را دراین

  پایان نامه با واژگان کلیدیسیستم های اطلاعاتی، سیستم های اطلاعات، برنامه ریزی استراتژیک

دیدگاهتان را بنویسید