اثربخشی آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر افکار غیرمنطقی و تاب آوری در معتادان به مواد مخدر- قسمت ۷

  • مصرف بیش از حد و نابجای داروهای اعتیاد آور بوسیله والدین

 

 

 

  • استفاده مکرر از داروهای تخدیر کننده که کنجکاوی کودکان و نوجوانان را بر می انگیزد.

 

 

 

  • محیط نامطلوب خانواده، خانواده از هم پاشیده ناشی از طلاق، مرگ یا غیبت های طولانی والدین

 

 

 

  • محیط متشنج خانواده ناشی از ناسازگاری والدین

 

 

 

  • تبعیض بین فرزندان، عدم وجود مهر و محبت و دلگرمی

 

 

 

  • اعمال تنبیه و عدم اجرای انضباط منطقی

 

 

 

  • تضاد در شیوه های تربیتی فرزندان

 

 

 

  • فقر خانواده

 

 

 

  • ناتوانی والدین در تصمیم گیری، هرج و مرج، بی ثباتی و آزادی مطلق در خانواده

 

 

 

 

علل محرکی که فرد را به سوی این انحراف سوق می دهد، شامل نارضایتی از شرایط موجود و یا شکست یا ناکامی پیاپی است، در واقع اعتیاد یک نوع مکانیزم دفاعی است که برخی جهت فرار از عذاب و موقعیت رنج آور خود بدان متوسل می شوند (محققی، ۱۳۸۵).
۵-۱-۲) پیامدهای اعتیاد
مصرف مداوم مواد مخدر، ترک ناگهانی و یا کاهش مصرف مواد پس از ایجاد وابستگی نسبت به دارو سبب اختلالاتی می گردد که شامل بی قراری، اضطراب، افسردگی، خستگی مفرط، عدم تمرکز افکار، حالات گیجی و مشکلات گوارشی می باشد. افراد معتاد به خاطر تغییرات عصبی-زیستی که بر فرایندهای تصمیم گیری و کنترل آنها تاثیر می گذارند، توانایی اجتناب از فعالیت هایی که منجر به نتایج منفی می شوند را ندارند (کالیواس[۵۴]و ولکوم[۵۵]، ۲۰۰۵).
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد در معرض خطر ابتلا به افسردگی خفیف یا متوسط قرار دارند که ملاک ها نشانه و مدت اختلال افسردگی مداوم (افسرده خویی)، یا در برخی موارد، اختلال افسردگی اساسی را برآورده می کنند. این نشانه ها ممکن است بیانگر اختلال افسردگی ناشی از مواد یا تشدید اختلال افسردگی از پیش موجود باشد. بی خوابی شایع است مخصوصا در مدت ترک اختلال شخصیت ضد اجتماعی در افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد شبه افیونی خیلی شایع تر است. اختلال استرس پس از آسیب نیز با فراوانی بیشتر دیده شده است ( , DSM 5 2013).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
مهمترین ویژگی وابستگی به مواد، مجموعه ای از نشانه های شناختی و رفتاری و روانشناختی است که شخص با وجود اینکه مشکل قابل توجهی در رابطه با مصرف مواد دارد،به مصرف مواد ادامه می دهد (گراهام،۲۰۰۸).
به طور کلی پیامدهای اعتیاد برای فرد معتاد عبارتند از:

 

 

 

 

    1. خطرات روحی و روانی: فرد معتاد، رابطه عاطفی و محبت آمیزی با خانواده خود ندارد و خانواده ای آشفته دارد و همچنین در جامعه تحقیر می شود. معتادان غالبا دچار اضطراب، احساس تنهایی و خستگی، تنفر از زندگی، خمودگی، رکود فکر، گرایش به افسردگی، فقر در روابط عاطفی و احساس بی کفایتی هستند. همین حالات ناشی از اعتیاد، آنان را بیشتر در گرداب اعتیاد فرو می برد. فرد معتاد تصور می کند که مواد مخدر اشکالات روانی او را برطرف می سازد، ولی متوجه نیست که اعتیاد نه تنها شخصیت او را وابسته تر می سازد بلکه به انزوای اجتماعی بیشتر می انجامد. اعتیاد مسئولیت پذیری و قید و بند ها را از بین می برد و فرد معتاد به هیچ چیز جز به دست آوردن مواد به هر قیمت ممکن فکر نمی کند و به شرع و عرف و اخلاق تعهد ندارد.

 

 

 

    1. صدمات جسمی: مواد مخدر صدمه فراوانی به بدن فرد می زندو سلامت جسمانی او را تهدید می کند و بیماری های مختلف ریوی و گوارشی و غیره را به ارمغان می آورد. وقتی وابستگی روانی به مواد حاصل شد، دیگر حالت نشئه و لذت بخش برای فرد معتاد مطرح نیست، بلکه مصرف ماده مخدر بصورت یک رفتار اجباری در آمده است.

 

 

 

    1. لطمات مادی:در بررسی های انجام شده در شرکت تعاونی تخصصی ترک اعتیاد تهران در ایران روزانه ۴ میلیارد تومان صرف خرید مواد مخدر شامل تریاک و هروئین می شود این رقم معادل ۵ میلیارد تومان در روز است ،یعنی تقریبا ۱۰۰%درامد نفتی کشور و با این رقم می توان به یک میلیون خانوار فقیر در کشور ماهیانه ۱۲۰ هزار تومان پرداخت کرد و آنها را از فقر نجات داد.

 

 

 

 

فرد معتاد گذشته از اینکه معمولا توانایی کار کردن زیاد را ندارد، تمایل و احتیاج شدید به مواد دارد به صورتی که به هر وسیله ممکن آن ماده اعتیاد آور را بدست می آورد. نیازمندی به پول برای تامین مواد فرد معتاد را به ارتکاب انواع اعمال بزهکارانه از قبیل سرقت و قتل و جنایت، تن فروشی و حتی وادار کردن همسر و اعضای خانواده خود به این کار ناچار می سازد. یکی دیگر از شایعترین این اعمال بزهکارانه فروش مواد مخدر است که منجر به گرفتار کردن چندین قربانی دیگر در این گرداب می شود ( بهرامی ، ۱۳۸۸).
رایجترین بیماریهای جسمانی مرتبط با اختلال مصرف مواد عبارتند از عفونت های ویروسی ( مثل HIV، ویروس هپاتیت C) و باکتریایی، مخصوصا در مصرف کنندگان مواد شبه افیونی که تزریق می کنند( ,DSM5 2013).
۶-۱-۲) انگیزه های شروع مصرف مواد
اگرچه مکانیزم های جسمی و عصبی اعتیاد به مواد مخدر شناخته شده است اما بایستی عوامل روانی-اجتماعی و انگیزه های روانی سوء مصرف را برای شناخت و درمان هرچه بهتر این عارضه فردی-اجتماعی شناخت. شاید تا به حال از خود پرسیده اید که چرا با وجود این همه تبلیغات منفی و همچنین نمود بد شکل، انگ اجتماعی و عارضه های جسمانی افراد باز به سمت مصرف مواد مخدر گرایش دارند و این مسئله به حدی است که در بعضی از خانواده ها با وجود نمود عینی فرد معتاد و شاهد بودن درد و رنج شخصی دیگر اعضای خانواده باز به سمت مصرف این ماده خوفناک می روند که در زیر ما به این رفتارها هرچند به صورت اندک اشاره می کنیم که البته دلایل زیاد دیگری ممکن است وجود داشته باشد اما در زیر به آن اشاره ای نشده باشد یا که آن دلایل بیشتر جنبه ای اختصاصی داشته باشد.
اعتیاد به مواد مخدر
۱-۶-۱-۲)افزایش توانایی جسمی
مصرف مواد مخدر به دلیل اثرات ذهنی نشئه آور باعث کاهش خستگی و احساس افزایش توانایی جسمی برای کارهای سنگین بدنی می گردد. این حالت باعث می شود که تعداد زیادی از افراد که کارهای سنگین دارند ابتدا برای افزایش توانایی ، شروع به مصرف گهگاه این مواد کنند. غافل از اینکه مصرف دراز مدت این مواد نه تنها با افزایش پیش رونده دوز مصرفی، باعث از دست رفتن نتیجه کار اقتصادی آنها می شود، بلکه حالت مزمن رخوت و افسردگی ایجاد می کند که هرگونه فعالیت شغلی ثمر بخش را مختل می کند. چنین علتی را در کسانی که به کارهایی مشغولند که نیازمند فعالیت های سنگین هستند مثل کارگران ساختمانی، نانوایان، یا مشاغلی که نیازمند بیداری طولانی می باشند مثل رانندگان کامیون و همچنین مشاغلی که نیازمند زندگی طولانی در محیط کارگاهی بیرون از شهر است مثل مهندسان می بینیم(صراحی،۱۳۸۷ ).
عکس مرتبط با اقتصاد
۲-۶-۱-۲)افزایش توانایی جنسی
تعداد زیادی از معتادان ترکیبات تریاک را ابتدا با انگیزه افزایش توانایی جنسی مصرف می کنند، یکی از اثرات این مواد این است که انزال را به تاخیر می اندازد. احتمالا این اثر مطلوب مردانی است که دچار عارضه شایع انزال زودرس هستند. این افراد از کسانی که به اندازه خودشان نا آگاهند کمک می خواهند و بسیاری از این مشاوران ناآگاه نیز مصرف تریاک را راه حل مشکل می دانند. نکته مهم اینجاست که مصرف مداوم تریاک کاهش میل جنسی و حتی ناتوانی جنسی ایجاد می کند (میرزایی نیستانی، ۱۳۸۹ ).
۳-۶-۱-۲) اختلالات روانپزشکی درمان نشده
یکی از مهمترین علل شروع سوء مصرف مواد مخدر و همچنین از علل مهم عود پس از ترک اعتیاد، اختلالات روانپزشکی درمان نشده است. بیماری های روانپزشکی از شیوع بالایی در جمعیت برخوردارند. طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت ۲۵ درصد جمعیت در هر مقطع زمانی نیاز به درمان روانپزشکی دارند. اختلالات روانپزشکی زیادی می توانند باعث وابستگی به مواد شوند. برخی از اختلالات روانپزشکی که بیشتر با وابستگی مواد ارتباط دارند شامل بیماری افسردگی و اختلالات اضطرابی است (سهرابی،۱۳۸۷).
۴-۶-۱-۲) دردهای جسمانی مزمن
مصرف مواد افیونی برای آرامش بیشتر و راه حلی برای تسکین درد افرادی که با یک درد جسمانی مزمن مواجه هستند و همچنین آستانه درد پایینی دارند می تواند راه حلی ساده و مثمرثمر باشد.
۵-۶-۱-۲) احساس لذت
مصرف مواد مخدر به دلیل فعل و انفعالات شیمیایی که در مدار پاداش مغز به وجود می آورد از جمله افزایش هورمون های سروتونین، دوپامین و نوراپی نفرین می تواند گرایش زیادی را در افرادی که به دنبال لذت و دریافت آن می باشند به وجود آورد.
۶-۶-۱-۲) همانند سازی با بزرگترها
از دیگر عوامل سوء مصرف مواد مخدر در بین نوجوانان، همانند سازی با بزرگترهاست. با توجه به اینکه نوجوانی یکی از مراحل حساس رشد است و به نوعی فرد از کودکی به بزرگسالی وارد می شود مصرف مواد مخدر می تواند یک احساس بزرگسالی و یک نوع دفاع در برابر احساسات کودکی، حقارت و افراد بزرگسال دیگر باشد.
۷-۶-۱-۲) مقابله با استرس
همه ما روزانه با استرس های محیطی مختلفی مواجهیم، در واقع زندگی جریانی است از مواجهه با استرس ها و هر کدام از ما در برخورد با این مسئله از روش های مختلفی استفاده می کنیم. گاهی این روشها آگاهانه است و گاهی کاملا نا آگاهانه است. گاهی روش مقابله فرد با استرس روش پخته و کمال یافته ای است چنین فردی در برخورد با مشکلات از روش هایی استفاده می کند که نه تنها استرس ها باعث درهم شکستگی او نمی شوند بلکه از درون هر استرس بالنده تر بیرون می آید. اما وجود روش های ناپخته مقابله با استرس باعث در هم شکستگی فرد در مقابل استرس ها می شود و فرد با احساس شکست، یاس، ناامیدی و درماندگی از هر استرس بیرون می آید این احساسات منفی یکی از زمینه های سوء مصرف مواد است (شاکرمی،۱۳۸۶).
۷-۱-۲) اصطلاحات مرتبط با اعتیاد
مسمومیت ناشی از مواد: تجربه ناسازگارانه موقتی تغییرات رفتاری یا روانی در اثر تراکم مواد در بدن است.
تحمل: حالتی در فرد مصرف کننده است و زمانی روی می دهد که فرد برای دستیابی به تاثیر مطلوب، به طور فزاینده ای به مقدار بیشتری از مواد نیاز دارد، یا زمانی که فرد احساس می کند بعد از مصرف یکسان مواد، تاثیر آن کمتر شده است.
سوء مصرف: الگوی ناسازگارانه مصرف مواد که ضرف یک دوره ۱۲ ماهه روی می دهد و به اختلال یا پریشانی شدید منجر شود که با یک مورد زیر یا بیشتر مشخص می شود۱- ناتوانی در برآوردن تعهدات ۲- مصرف مواد در موقعیت هایی که از لحاظ جسمانی خطرناک هستند ۳- مشکلات قانونی ۴- مشکلات میان فردی
وابستگی به مواد: نوعی الگوی ناسازگارانه مصرف مواد است که با مجموعه ای از نشانه های شناختی، رفتاری، و فیزیولوژیکی ظرف دوره ۱۲ ماهه آشکار می شود که مصرف مداوم مواد آن را ایجاد می کند (هالجین،۲۰۰۳،ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۹ ).
وابستگی مشترک: به گروهی از الگوهای رفتاری اعضای خانواده اطلاق می شود که تحت تاثیر مصرف مواد یا اعتیاد عضو دیگری از خانواده قرار دارند (سادوک،۲۰۰۷ ).
۸-۱-۲) انواع مواد مخدر
محرک ها[۵۶]: این داروها تاثیر فعال کننده ای بر سیستم عصبی دارند که موجب برانگیختن سیستم عصبی سمپاتیک و تاثیرات مرتبط با این سیستم می شود. و پس از این حالت برانگیختگی و انرژی زیاد، یک حالت خمودگی یا افسردگی در فرد به وجود می آید به نوعی می توان گفت که در این حالت یک حالت شارژ و متعاقب آن دشارژ در فرد به وجود می آید. انواع این مواد را می توان آمفتامین ها، کوکائین ها، کافئین نام برد که این مواد از لحاظ ساختار شیمیایی، تاثیرات جسمانی و روانی و خطر بالقوه ای که برای مصرف کننده دارند و با یکدیگر متفاوتند.
۱-۸-۱-۲) توهم زا ها[۵۷]:داروهایی هستند که تجربیات ادراکی نابهنجاری به شکل هذیان ها و توهمات که معمولا دیداری هستند،به وجود می آورند. مسمومیت با داروهای توهم زا، تغییرات ناسازگارانه رفتاری و روانی مانند اضطراب، افسردگی، عقاید عطفی، ترس از دست دادن عقل، تفکر پارانوئید و به طور کلی اختلال در عملکرد به وجود می آورند. تغییرات ادراکی ، مانند تشدید ادراک ها، احساس های منع شخصیت، توهمات و هذیان ها نیز بارز هستند. پاسخ های فیزیولوژیکی عبارتند از: گشادی مردمک ها، افزایش ضربان قلب، تعریق، تپش قلب، دید تار، لرزش و ناهماهنگی حرکتی. این واکنش در برخی افراد شدیدترند و امکان دارد اختلال های ناشی از مواد توهم زا، مانند دلیریوم، اختلال روانپریشی، اختلال خلقی اختلال اضطرابی به وجود آورد.
داروهای توهم زا جند نوع هستند که برخی از آنها مصنوعی و برخی طبیعی می باشند.پرمصرف ترین داروی توهم زا عبارتند از: اسید لیسرجیک دی اتیلامید (LSD[58])، سیلوسیبین[۵۹] (که در قارچ های توهم زا یافت می شود) دی متیل تریپتامین (DMT[60])، مسکالین(پیوت[۶۱])، دی متوکسی متیل آمفتامین[۶۲] (DOM یا STP که مخفف «صفا، آرامش و صلح» است) ،متیلن دی اوکسی متامفتامین[۶۳]، و فن سایکلیدین(pcp[64]).
۲-۸-۱-۲) مواد افیونی: مواد افیونی[۶۵] داروهایی هستند که مواد طبیعی و داروهای مصنوعی و نیمه مصنوعی را شامل می شوند. مورفین و تریاک مواد افیونی هستند که به طور طبیعی یافت می شوند و از بوته خشخاش به دست می آیند. مواد افیونی نیمه مصنوعی ، مانند هرویین با تغییرات شیمیایی جزئی در داروی اساسی خشخاش تولید می شوند. هرویین بیشتر از هر ماده ای سوء مصرف می شود و بیش از همه اعتیاد آور است. اغلب هرویینی که در بازار فروخته می شود به شکل گرد است که با داروها و مواد پودر شده دیگری ترکیب شده است. گرچه اغلب مصرف کنندگان هرویین را مستقیما به داخل جریان خون تزریق می کنند، اما تعداد فزاینده ای از مصرف کنندگان آن را استنشاق می کنند، مواد افیونی مصنوعی نیز وجود دارند که متادون، کدئین، و داروهای ساختگی دیگری که تاثیر شبه مرفین دارند از آن جمله هستند. متادون برای افراد وابسته به هرویین تجویز می شود و به آنها کمک می کند با واکنش امن تر و کنترل شده تری بر اعتیادشان کنترل کسب کنند. کدئین معمولا برای تسکین درد و متوقف کردن سرفه تجویز می شود. مصرف کنندگان هرویین تاثیر این ماده را به صورت «شتاب یا هجوم» درک می کنند و این احساس بسته به مقدار مصرف دارو و سرعتی که این دارو به گیرنده های افیونی می چسبد، فرق می کند. همراه با احساس های لذت بخش، مصرف کنندگان عوارض جانبی ناخوشایندی را مانند برافروخته شدن پوست، خشکی دهان، احساس سنگینی در دستها و پاها، تهوع، استفراغ، وخارش شدید تجربه می کنند. بعد از این تاثیرات مقدماتی، تغییرات روانی و جسمانی ای مانند خواب آلودگی، ضعف کارکردهای شناختی، و کند شدن کارکردهای تنفسی روی می دهند که می توانند مهلک باشند (هالجین، ۲۰۰۳، ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۹).
۳-۸-۱-۲) داروهای مسکن[۶۶]، خواب آور[۶۷]، و ضد اضطراب[۶۸]
داروهای ذکر شده دامنه وسیعی از موادی را دربر می گیرد که موجب آرمیدگی، خواب، آرامش، و کاهش آگاهی از محیط می شوند. آنها داروهای کند ساز مغز هستند. همه آنها ارزش دارویی دارند و توسط شرکت های دارویی ساخته می شوند؛ بنابراین غیر مجاز نیستند. با این حال چون احتمال سوء مصرف این داروها زیاد است، از دهه ۱۹۷۰، دولت فدرال آنها را به طور جدی کنترل می کند. اصطلاح مسکن به دارویی اشاره دارد که بر سیستم عصبی مرکزی تاثیر آرامبخش دارد و اصطلاح خواب آور به ویژگی های خواب آور این دارو ها اشاره دارد، داروهای ضد اضطراب، در مصرف کننده حالت ذهنی آرام تری به وجود می آورند. مسمومیت ناشی از مصرف این داروها، تغییرات رفتاری یا روانی ناسازگارانه ای را شامل می شود که رفتار جنسی یا پرخاشگرانه نامناسب، خلق بی ثبات، اختلال در قضاوت، و اختلال کلی در عملکرد از جمله آنهاست. تغییرات دیگر عبارتند از: نشانه هایی چون گفتار درهم برهم، ناهماهنگی حرکتی، راه رفتن نامتعادل، اختلال در توجه و حافظه، و منگی و حالت اغماء(همان منبع).
۹-۱-۲) باور های غیر منطقی[۶۹]
بحث باور های غیر منطقی در نظریه عقلانی-عاطفی[۷۰] آلبرت الیس (۱۹۵۵) مطرح شده
که جهت شناخت بیشتر نسبت به آن آنرا در قالب نظریه الیس شرح می دهیم.
الیس در سال ۱۹۵۵ نظریه عقلانی-عاطفی را به عنوان یک نظام درمانی مستقل، معرفی و در آن زمینه آغاز به کار کرد. الیس از آن جهت شیفتگی خود را نسبت به درمان سنتی روانکاوی از دست داده بود که ندرتا مددجویان او را از نشانه های مرضی خود رهایی می یافتند یا اگر از این نشانه رهایی می یافتند، گرفتار نشانه های مرضی جدیدی می شدند. الیس متوجه شد مددجویان او به آن دلیل پیشرفتی نشان نمی دهند که ذهن خود را بطور فعال با رشته ای از افکار غیر منطقی اشباع کرده اند و این افکار را نیز یاد گرفته اند (الیس،۱۹۷۹).
الیس دریافت که تداعی آزاد آنقدر منفعل است و به گذشته گرایش دارد که عقاید فعلی بیماران را در مورد خودشان و دنیا به طور جدی به چالش می طلبد. او حمله مستقیم به نظام عقیدتی درمانجویان را آغاز کرد و آنها را وادار ساخت تا به طور فعال علیه فرض های غیر منطقی خود تلاش کنند. الیس دریافت که با این رویکرد عقلانی به درمان تناسب کامل دارد. الیس با برخورداری از تیز هوشی، بیان واضح و عینی افکار، عشق به مباحثه خردمندانه، اعتقاد راسخ به قدرت گفتگوی منطقی، و حس شوخ طبعی برای برطرف کردن خشم یا اضطراب غیر منطقی، توانست با رویکرد جدید خود بیشتر از رویکردهای قدیم روانکاوی قدیمی موثر واقع شود ( پروچاسکا، ۱۳۸۹).
بر مبنای روانشناختی نظریه الیس وقتی حادثه فعال کننده(a)[71]برای فردی رخ می دهد او بر طبق تمایلات ذاتی و سرشتی خود ممکن است دو شیوه برداشت متفاوت و متضاد از آن حادثه داشته باشد، یکی افکار، عقاید و باورهای منطقی و عقلانی (rb)[72]و دیگری عقاید و باورهای غیر منطقی و غیر عقلانی(ib).
زمانی که فرد تابع افکار و عقاید عقلانی و منطقی باشد به عواقب منطقی (rc) دست یافته و دارای شخصیت سالمی خواهد بود. در صورتیکه فرد تابع افکار و باورهای غیر منطقی و غیر عقلانی باشد با عواقب غیر منطقی و غیر عقلانی (ic) مواجه خواهد شد. در چنین حالتی فرد دچار احساس اضطراب، نگرانی، افسردگی و یا دیگر انواع احساسات منفی خواهد شد.
در این نظریه نظام باورهای فرد جزء بسیار مهمی در شخصیت اوست. چنانچه این نظام باورها، منطقی، واقعی و درست باشد، رفتار و عواطف فرد منطقی خواهد بود و در غیر این صورت، غیر منطقی و مخرب رفتار خواهد کرد. بنابراین در نظریه الیس انسان ها تا حد زیادی موجب بروز اختلالات و ناراحتی های روانی هستند. چارچوب A-B-C برای نظریه و کاربست رفتاردرمانی عقلانی-هیجانی اهمیت زیادی دارد و این الگو برای آگاهی یافتن از احساسات، افکار و رفتار درمانجو وسیله مفیدی را تامین می کند . A وجود واقعیت، رویداد فعال ساز یا برداشت فرد از یک رویداد است.B واکنش هیجانی و رفتاری فرد است، این واکنش می تواند سالم یا معیوب باشد. (رویداد فعال ساز) موجب C (پیامد هیجانی) نمی شود، در عوض B عمدتا واکنش هیجانی را ایجاد می کند ( کری[۷۳]، ۱۳۹۰).
الیس و هارپر(۱۹۷۸) مشخصات تفکر منطقی را چنین برشمردند:
– استوار بودن بر حقایق عینی،نه بر عقاید ذهنی
– حفظ سلامت و شادکامی فرد
– کاهش تعارض ها و آشفتگی های درونی و محیطی فرد
– توانایی تعالی بخشیدن به محدودیت های فرد
در این دیدگاه اصطلاح منطقی به افرادی نسبت داده می شود که از شیوه های موثر علمی و منطقی، انعطاف پذیر و عملی برای دستیابی به اهداف و ارزش های خویش استفاده می کنند واز اعمال متناقض و خود تخریبی پرهیز نمایند (زایگلر[۷۴]، ۱۹۸۹).
در این نظریه، فرضیه اساسی درباره باورهای غیر منطقی این است که این باورها از باید ها و اجبارهایی نشات می گیرند که مردم در مواجهه با رویدادها به خود می گویند. این خود گویی به شکل کلمات واضح به شیوه ای دستوری و درخواستی بیان می گردد، سبب پیدایش حالت و روحیه «باید انگاری» می شود. این پدیده هنگامی به وقوع می پیوندد که شخص از حد ترجیهات، آرزوها و خواسته های خود درباره رویدادی که اتفاق افتاده است فراتر می رود و به حد قطعی و مطلق نگر درباره آن می رسد ( گیلیلند[۷۵]،۱۹۸۹). در اینجا غیر منطقی بودن یعنی، هر فکر، هیجان و رفتاری که منجر به خود-تخریبی یا عواقب آن به سلامتی و شادمانی انسان آسیب رساند (زایگلر، ۱۹۸۹).
۱۰-۱-۲) خصوصیات باورهای منطقی و باورهای غیر منطقی
باورهای منطقی باورهایی هستند که:

 

 

 

 

    1. با واقعیت هماهنگی دارند.

 

 

 

    1. بوسیله شواهد عینی تایید می شوند.

 

 

 

    1. به دو صورت شرطی یا نسبی هستند، بنابراین یک حکم قطعی یا مطلق نمی باشد.

 

 

 

    1. با عباراتی همچون ( بهتر است که – مناسب است که – خوب است که – صحیح است که ) بکار می روند.

 

 

 

 

همچنین درمانگران عقلانی-عاطفی خصوصیات ذیل را برای باورهای غیر منطقی در نظر می گیرند:

Add a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *