ادبیات زنانه در آثار (میرزاده عشقی، ایرج میرزا، عارف قزوینی)- قسمت ۱۶

به گرد عارضش از زیر چارقد بیرون دو قسمت متساوی زموی مشکین بود
بتول، شور به مجلس فکند باویُلُن قمر مطابق او در غناءِ شیرین بود
روان جامعه از این دو زن صفا مییافت اگر نه بر رخشان آن نقاب چرکین بود (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۱۴- ۱۶)
در این شعر شاعر ضمن اشاره به فساد عوامل حکومتی و نابسامانی اوضاع کشور به وضع فلاکت بار زنان که فقط وسیلهای برای خوشگذرانی و سرگرمی مردان هستند اشاره دارد نگاه او به زن به عنوان شخصیت دوم جامعه است که در خدمت هواپرستی مرد است.
۱۳- در مدیحه و تبریک عروسی
برآمد بامدادان مهر انور جهان را کسوت نو کرد در بر
ویاگویی عروسی ماه رخسار شب دوشینه بر سر داشت معجر
نه یک رخشنده اختر بلکه باشد زنسل سلطنت فرخنده دختر (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۱۷- ۱۸)
در اینجا ضمن توصیف طلوع خورشید و تشبیه زن که عروس است به خورشید به وصلت و ازدواج دختر مظفر الدین شاه اشاره میکند او را ستایش میکند و از نسل پاکان و بزرگان میداند از دید شاعر زن موجودی ستودنی و باارزش است او نگاهی به گذشته زن سالارانه دارد و خواهان سالاری بانوان است.
۱۴- در تهنیت فرزند یافتن نصره الدوله
ساقی سیم بر بده ساغر که جهان یافت رونق دیگر
سرخ گل بین که سر برون کرده چون عروس از زمردین چادر
مادرش دختر ولی عهد است که زخورشید زیبدش معجر
گر بری بود مریم از تهمت می بگفتم بر او بُوَد همسر
هم بر این مادر افتخار کند این ملک زاده مَلَک منظر (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۱۹- ۲۰)
در این شعر ایرج طبیعت را به زن (عروس) مانند کرده است این از حیث زیبایی و جوانی است و سپس به نصره الدوله که صاحب فرزندی شده است شادباش میگوید شاعر مادر این فرزند را که خود نیز از نژاد پادشاهان است ستایش میکند و او را از خورشید برتر و حتی از مریم مادر عیسی هم بالاتر تصور میکند و او را مایه فخر و مباهات فرزند میداند پس زن در شعر زیبا و ستودنی و ارزشمند است و شأنش باید حفظ شود.
۱۵- اندرز و نصیحت
فکر آن باش که سال دگر ای شوخ پسر روزگار تو دگر گردد و کار تو دگر
جا به خلوت دهمت تا که نبینند رخت تو پسر بچّه تفاوت نکنی با دختر
دستمالت را مخصوص معطر سازم نه بدان باید تو خشک کنی عارض تر؟
تر و خشکت کنم آنسان که فراموش کنی آن شفقت ها کز مادر دیدی و پدر
شب بپوشانم روی تو چو یک کدبانو صبح برچینم جای تو چو یک خدمتگر (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۲۱- ۲۵)
در این شعر شاعر بعد از نصیحت و اندرز پسر از مهربانیهای خود که حتی از یک مادر هم بیشتر است یاد میکند مهر مادری و اهمیت شخصیت او به خوبی در این شعر به تصویر کشیده شده است البته این تنها شعری نیست که مادر در رأس شخصیتها قرار گرفته باشد بلکه ایرج ارادتی خاص و ویژه به مادر که تمام هستی خود را وقف پرورش فرزندان میکند دارد.
در جایی دیگر از شعر ایرج به وضعیت دختران که زیاد به اجتماع نمیآیند و از دیگران روی میپوشاندند و مشکلات بانوان که هنوز به آنها به عنوان پرده نشین خلوت مینگریستند اشاره دارد.
۱۹- مطایبه
پدرش گفته که با من ننشیند پسرش مُردَم از غصه خدا مرگ دهد بر پدرش
گر بمیرد پدرش جای غم و ماتم نیست زندهام من، بنوازم زپدر خوب ترش
مادرش بی خبر از عالم ما خواهد بود گر نسازد للـه از عالم ما با خبرش
داستانها کنم از دوستی آن مرحوم قصهها سر کنم از خوبی خلق و سیرش
تا نگویند ترا با پسر غیر چه کار مادرش را به زنی گیرم و گردم پدرش (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، ص ۲۹)
در این شعر ایرج که به منظور شوخی و مطایبه سروده است زن به عنوان مادر در مقابل دایه للـه که وظیفه بزرگ کردن و مراقبت از کودک را دارد به کار رفته است مادر در اینجا کمتر از حال فرزند با خبر است و مقام دایه از او خطیرتر و ارزشمندتر است پس زن در عرصه های مختلف میتواند تأثیرگذار باشد و جامعه بر مدار او میگردد.
۲۸- مدح ناصر الدین شاه
مباش ایمن زکید چرخ ریمن که از کیدش نشاید بود ایمن
سفر سازد پی کسب معالی که رسم زن بود یک جای بودن
اگر در کوی و برزن نگذرد مرد کجا دارد فضیلت مرد بر زن
روی زن وار در خانه نشینی که شاید روزیت آید ز روزن
چنین شه زاد از مادر که گردید زشِبهَش مادر گیتی سَتَرْون
نه او را دستگیری چون منیژه نه او را دستیاری چون تهمتن (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۴۳- ۴۶)
در این شعر ایرج ضمن مدح ممدوح به شخصیت زنان که اجازه فعالیت در بیرون خانه را نداشتند اشاره میکند و فرق آنان را با مرد در آن میداند و برتری مرد را نسبت به زن در این میداند که برای کسب روزی تلاش کند و کسانی که تلاش نمیکنند به جهت تحقیر به زن مانند میکند در این شعر زن به جهان تشبیه شده است که قادر نیست شخصیتی چون پادشاه را به دنیا آورد او بخت و اقبال را به عروس مانند کرده است این به جهت تقدیر از زن است در جایی دیگر شاعر با آوردن نام قهرمانان شاهنامه زنان را میستاید چون آنها یار و یاور مردان بودهاند وی با ذکر نام منیژه شکوه قدیم زنان ایران را یادآور میشود که وجودی مثمر ثمر دارند و نبودشان باعث خلل و خدشه میشود.
۲۹- در مدح امیر نظام
مُردم از حسرت آهو روشان و رَمِشان می ندانم به چه تدبیر به دام آرشان
بچه حوری و غلمانند این هر سه به لطف نیست انصاف که خوانند بنی آدمشان (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، ص ۴۷)
در این شعر ایرج ضمن مدح و ستایش امیر نظام گروسی که تأثیرگذار در زندگی اوست او را از نسل فرشته ها میداند در اینجا زن (حوری) نماد پاکی و قداست و معصوم و بی گناه است که سرچشمهی همه خوبیهاست.
۳۰- در مدح حضرت مولای متقیان
گفتم رهین مهر تو شد این دل حزین گفتا حزین دلی که به مهری بود رهین
گفتم هوای او بود اندر سر بنات گفتا هوای او بود اندر دل بنین
گفتم جهان زعدلش مانند جنتست گفتا که جنتست و منش نیز حور عین (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۴۸- ۴۹)
در اینجا ضمن مدح و ستایش مولای متقیان که آفرینش مسخر اوست و عشق و علاقه او در دل هر مخلوقی نهاده شده است شاعر معتقد است که دختران و جنس زن همردیف مردان میتوانند عشق بورزند و اگر خود را حور عین تصور کرده است به جهت قداست و پاکی زن است.
۳۴- شکایت از دوری یار
چندی گُزیده یار زمن دوری افزوده شور بختِ مرا شوری
بنشین که تا بهشت شود خانه با بودن تو خوبتر از حوری (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۵۴- ۵۵)
شاعر ضمن شکایت از بخت بد و دوری یار معتقد است که با بودن محبوب خانه او بهشت میشود و محبوب خود را برتر از حوری میداند پس زن ارزشمندتر و تأثیر گذارتر از زنان ستوده و پاک (حور) میباشد.
۳۵- تسلیت به دوست پدر مرده
سخت است گرچه مرگ پدر بر پسر همی هان ای پسر مخور غم از این بیشتر همی
اسکندر کبیر که میرفت از جهان گفت این سخن به مادر خونین جگر همی
چون خواست مادرش به وصیت کند عمل با عدهیی شود به عزا نوحه گر همی
این گفت دخترم سر زا رفته پیش از این آن گفت مرده شوهرم اندر سفر همی
آن دیگری سرود که از هشت ماه قبل دارم زفوت مادر خود دیده تر همی
چون مادر سکندر از این گونه دید حال دانست سرّ گفته آن نامور همی
گر رفت بر سفر پدرت شکر کن که هست آن مادر ستودهات اندر حضر همی
با مادرت به رأفت و طاعت سلوک کن با خواهرت بجوش چو شیر و شکر همی (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۵۶- ۵۷)
شاعر ضمن تسلیت به دوستش داستان اسکندر که از مادرش میخواهد اگر مُرد کسانی را که داغ ندیدهاند فرا خواند تا با او سوگواری کنند ولی کسی که داغی ندیده باشد پیدا نمیشود دوستش را دلداری میدهد.
زن در این شعر به عنوان مادر تحمل پذیر و خردمند وداناست و احترام به او بسیار توصیه شده است زن به عنوان مادر ستون خانه است که باید با رأفت و مهربانی با او رفتار کرد.
غزل ۹
یاد کردند مرا باز به گلدان دگر گلبنان دگر از طرف گلستان دگر
بودم افسرده چو گُل دردی و بشکفتم باز نو بهارست به من تا به زمستان دگر
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
با چنین گام که نسوان وطن پیش روند عن قریبست که ایران شود ایران دگر (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، ص ۶۹)
شاعر در ضمن این غزل از فعالیتهای زنان که باعث دگرگونی وضع خود و جامعه شده است سخن به میان میآورد و معتقد است کسی غیر از بانوان نمیتواند باعث اصلاح امور خودشان شود وی این امر که زنان حق دارند در راه تحول و بهبودی امور خود گام بردارند متذکر میشود در زمان مشروطه زنان گامهایی مؤثر در جهت احقاق حقوق خود همگام با موج تجدد خواهی برداشتند ایرج عقیده دارد با فعالیت بانوان ایران دگرگون میشود او به اقتدار بانوان ایمان دارد و ضمن تشویق، آنان را میستاید.
غزل ۱۲
پیرم و آرزوی وصل جوانان دارم خانه ویران بود و حسرت مهمان دارم
کاش قید پسران خواستمی پیش از وقت من که اصرار به آزادی نسوان دارم (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، ص ۷۰)
شاعر در این شعر به صراحت به عقیدهای که در مورد بانوان دارد اشاره میکند ایرج به آزادی زنان هم در عقیده و هم در حجاب که باعث این شده است که از فعالیتهای جامعه باز بمانند و نتوانند حق خود را مطالبه کنند اشاره میکند او معتقد است که آزادی زنان برخلاف نظر بعضی افراد باعث بی آبرویی و رسوایی نخواهد شد و حجاب تنها باعث مصونیت آنها از خطرات نخواهد بود و به زن به دید تجدد و فمینیست مینگرد.
مثنوی
۱- عارفنامه
شنیدم من که عارف جانم آمد رفیق سابق طهرانم آمد
شنید این نکته را دارای هوشی برآورد از درون دل خروشی
که تا این قوم در بند حجابند گرفتار همین شیء عجابند

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

Add a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *