مقاله علمی با منبع : بررسی تاثیر سرمایه ی فکری بر عملکرد سازمان بر اساس مدل استاندارد …

– ورودیها: کارمندان ماهر و باانگیزه، نیازهای مشتریان، موادخام، سرمایه.
– سیستم پردازش: گواهی محصولات، تولید محصولات، تحویل محصولات.
– خروجی ها: محصولات، خدمات، نتایج مالی.
– نتایج: برطرف کردن نیازهای مشتریان، جلب رضایت مشتریان.
لذا به منظور ارزیابی عملکرد سازمان بایستی شاخصهای مناسب باتوجه به نواحی توضیح داده شده در بالا استخراج شود.
اگرچه این مدل از نظر مفهومی مورد پذیرش است و بدون شک روشی مفید برای تشریح تفاوت بین شاخصهای ورودی، فرایند، خروجی و نتایج است اما این مدل در یک سر پیوستاری قرار گرفته است که از چارچوبهای متمرکز بر سلسله مراتب تا چارچوبهای فرایندی کشیده شده است، به عبارت دیگر در این مدل سلسله مراتب به کلی نادیده گرفته شده است(Ibid, 2004).
۲۴-۱-۲) دستاورد اجرای کارت امتیازی متوازن
مانیتور گروپ[۶۰]، در پیمایشی جهانی که در سال ۲۰۰۶ انجام داد از مدیران ارشد خواست که اولویت‌هایشان را بگویند. گزینه اول، اجرای استراتژی بود که اختلاف زیادی با سایر گزینه ها داشت. اجرای موثر استراتژی، مسئله‌ای است که بسیاری از شرکتها در فرایند اجرای استراتژی‌هایشان با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. نظرسنجی‌های متعددی که در طول دو دهه گذشته انجامشده، نشان می‌دهد که ۶۰ تا ۸۰ درصد شرکتها به هدفهای کمی مندرج در برنامههای استراتژیک خود نمی‌رسند. تونی هایوارد مقام ارشد جدید بی پی[۶۱] در اکتبر سال ۲۰۰۷ اعلام کرد: «مشکل، مربوط به خود استراتژی نیست بلکه مربوط به اجرای آن است». پیمایشی که در سال ۱۹۹۶ توسط BSCOL انجام شد، نشان می‌دهد که بیشتر سازمانها فاقد سیستم رسمی برای اجرای استراتژی‌هایشان هستند. تنها ۴۰ درصد از سازمانها بودجه‌های خود را به استراتژی‌هایشان متصل می‌کنند و فقط ۳۰ درصد، جبران خدمات را با استراتژی‌ پیوند می‌دهند. در اکثر شرکتهای مورد مطالعه، کمتر از ۱۰ درصد کارکنان، استراتژی شرکت را می‌فهمیدند. روشن است که اگر کارکنان، استراتژی را نفهمند نمی‌توانند فعالیت روزانه خود را به اجرای موفق آن، متصل کنند. مطالعات نشان می‌دهند که ۸۵ درصد تیم‌های ارشد اجرایی کمتر از یک ساعت در ماه را به بحث و گفتگو درباره استراتژی اختصاص می‌دهند و ۵۰ درصدشان به گونه عملی زمانی صرف نمیکنند. مدیران با بهره گرفتن از سیستم عملیاتی داخلی و تاکتیکی خود(مثل بودجه‌‌ها) می‌توانند امور مالی را اداره کنند، از سیستم‌های مدیریت مبتنی بر هدفها برای انگیزش عملکرد کارکنان استفاده کنند و برنامه‌های تکنولوژی اطلاعات، بازاریابی و فروش را به صورت غیرمتمرکز اداره کنند. اما برای اجرای استراتژی، هیچ سیستمی در اختیار ندارند. پیمایشی که توسط دانشگاه کرانفیلد در سال ۲۰۰۳ انجام شد نشان می‌دهد که ۴۶ درصد سازمانها از یک فرایند رسمی مدیریت عملکرد استفاده می‌کنند، ۲۵ درصد، سیستم اصلی مدیریت عملکرد را متناسب با نوعی مدیریت جامع کیفیت انجام می‌دهند و ۷۵ درصد، از سیستم مدیریت مبتنی بر کارت امتیازی متوازن بهره می‌گیرند. مطالعه ای که توسط موسسه حسابداران مدیریت ایالات متحده انجام شده، نشان می‌دهد که کارت امتیازی متوازن، سیستم پیشگام برای مدیریت استراتژیک و عملکرد شرکت‌ها است و سیستم‌های مبتنی بر مدیریت کیفیت(مالکوم بالدریج، بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت و شش سیگما) یا مدیریت مالی(ارزش افزوده اقتصادی) را پشت سرگذاشته است. متدولوژی‌های تدوین استراتژی شامل پنج نیروی مایکل پورتر، چارچوب موقعیتیابی رقابتی، رویکرد مبتنی بر منبع، شایستگی‌های محوری، استراتژی‌های مداخله‌گر و استراتژی اقیانوس آبی می‌شوند. برنامه ریزی مبتنی بر سناریو، شبیه سازی پویا و بازی جنگ[۶۲] نیز برای سنجش قدرت استراتژیها مورد استفاده قرار می‌گیرند. شرکتها با بهره گرفتن از متدولوژی‌های مدیریت جامع کیفیت، شش سیگما، کایزن و متدولوژی‌های ارزیابی در برنامه‌های مالکوم بالدریج EFQM ، کارایی و پاسخگویی فرایندهای عملیاتی را به گونه مستمر بهبود می‌بخشند. رهیافت‌های مهندسی مجدد هم برای بهبودهای ریشه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد. نرم افزار هوش کسب‎و‎کار، ابزاری است که از برنامه‌ریزی استراتژیک پشتیبانی می‌کند و با بهره گرفتن از داشبوردهای سفارشی شده می‌تواند عملیات را بهبود بخشد. شرکتها با بهره گرفتن از ابزارهای تحلیلی پیچیده می‌توانند عملکرد استراتژی‌هایشان را بازنگری کنند و با کمک نرم افزار مدیریت روابط مشتری و یا مدلسازی تحلیلی، رفتار مشتری را درک کنند. برای ارزیابی سودهی محصول و مشتری نیز از هزینه‌یابی مبتنی بر فعالیت [۶۳]استفاده می‌کنند(Norton & Kaplan, 2008 ).
امروزه، شرکتها ابزارهای استراتژیک و عملیاتی زیادی در اختیار دارند ولی هنوز هم نظریه یا چارچوبی مشخص برای یکپارچه سازی بسیاری از این ابزارها وجود ندارد. از طرفی تمایل دارند که ابزارهای برنامه‌ریزی استراتژیک و بهبود عملیات، به صورت سیستم‌ پیوسته‌ای تبدیل شود. اما در عمل شاهدیم که اجرای این ابزارها به صورت مقطعی و بدون تبادل و هماهنگی لازم صورت می‌گیرد. خلاصه باید گفت تنظیم استراتژی و اتصالی که بین استراتژی و عملیات باید وجود داشته باشد همچنان به صورت مقطعی، متغیر و گسسته باقی مانده است. شرکتها با بهره گرفتن از رویکرد سیستمی و با کمک ابزارهای مدیریت استراتژی و عملیات، می‌توانند استراتژی را به عملیات پیوند بزنند(رضائیان، ۱۳۹۱).
این نوشتار با بهره گرفتن از موفقیت شرکتهای پیشرو، راهنمای گام به گامی را برای اجرای موفقیتآمیز
استراتژی و برنامه راهبردی از راه کارت امتیازی متوازن در سطح شرکت و جاریسازی آن در عمق سازمان، ارائه می‌کند و با معرفی سیستم مدیریتی حلقه بسته، زمینه را برای کسب مزیت رقابتی و سرآمدی عملیاتی از راه پیوند و همسویی استراتژیها با هدفها، برنامه‌ها، عملیات، منابع و بودجه فراهم می‌آورد.
۲-۲)پیشینه تحقیق
۱-۲-۲) پیشینه داخلی
– علی غیوری مقدم، داریوش محمدی زنجیرانی و زعیمه نعمت‌الهی(۱۳۹۱) در مطالعهای که به بررسی تأثیر سرمایه فکری بر کارایی به عنوان معیار عملکرد واحد تجاری انجام شده است، در پژوهش حاضر، ابتدا با بهره گرفتن از تکنیک تحلیل پوششی داده ها کارایی واحدهای مورد بررسی به عنوان یک معیار واحد و یکپارچه از عملکرد محاسبه و سپس تأثیر سرمایه فکری و اجزای آن شامل سرمایه انسانی(مهارت و خلاقیت و توانایی انفرادی کارکنان واحد تجاری)، سرمایه ساختاری(ساختار داخلی واحد تجاری) و سرمایه به کارگرفته شده(همه منابع پیوند یافته با روابط خارجی) بر عملکرد(کارایی) ارزیابی شد و صرف نظر از تأثیر اهرم مالی و قیمت سهام بر عملکرد نتیجه‌های زیر حاصل شد. سرمایه انسانی در سطح هر سه صنعت مورد بررسی دارای تأثیر منفی بر عملکرد (کارایی) است؛ البته، با در نظر گرفتن این موضوع که تأثیر سرمایه انسانی فقط در سطح صنعت مواد و محصولات دارویی معنادار نیست. علیرغم معنادار نبودن، تأثیر سرمایه ساختاری بر عملکرد واحدهای مورد بررسی به استثنای تأثیر آن در صنعت مواد و محصولات دارویی که به صورت منفی است در سطح دو صنعت دیگر به صورت مثبت است. سرمایه به کارگرفته شده در سطح هر سه صنعت مورد بررسی دارای تأثیر مثبت است و تأثیر آن فقط در سطح دو صنعت مواد و محصولات شیمیایی و خودرو و ساخت قطعات معنادار است. سرمایه فکری نیز در همه صنایع مورد بررسی دارای تأثیر منفی بر عملکرد بود که این تأثیر فقط در صنعت خودرو و ساخت قطعات معنادار است. با توجه به نتایج به دست آمده در صنایع مختلف می‌توان چنین نتیجه گرفت که نوع صنعت، زیاد نمی‌تواند در تأثیر سرمایه فکری بر عملکرد(کارایی) مؤثر واقع شود.
– مجید احمدیان و رحیم قربانی(۱۳۹۲) در تحقیقی به بررسی رابطه بین سرمایه فکری و عملکرد سازمانی: مورد مطالعه وزارت امور اقتصادی و دارایی پرداختهاند، نمونه مورد مطالعه در این تحقیق شامل ۱۱۸نفر از کارکنان وزارت امور اقتصادی و دارایی بود که با بهره گرفتن از روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب گردیده است. نتیجه آزمون فرضیات تحقیق به کمک مدلسازی معادلات ساختاری نشان دهنده ارتباط معنادار مؤلفه های سرمایه فکری(سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه ارتباطی) با عملکرد سازمانی میباشد.
– افجه و قادرپور(۱۳۸۹)، ضمن انجام پژوهشی با هدف بررسی ارتباط میان مدیریت سرمایه فکری و عملکرد مالی سازمان، به این نتیجه رسیدند که بین مدیریت سرمایه فکری و عملکرد مالی سازمان ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. در این پژوهش، عملکرد مالی سازمان به وسیله سودآوری توصیف شده است و به منظور گردآوری اطلاعات مربوط به سرمایه فکری از پرسشنامه استفاده نمودهاند.
– محمد حسن فطرس و تورج بیگی(۱۳۸۹)، در مطالعهای به بررسی تطبیقی اثرات سرمایهی فکری بر عملکرد سازمانی صنعت بانکداری ایران در دو بخش دولتی و خصوصی؛ مطالعهی موردی: بانکهای شهر تهران پرداختهاند، نتایج تحقیق براین دلالت دارند که در بانکداری دولتی، بالاترین میزان اثرگذاری به ترتیب مربوط به سرمایهی انسانی، سرمایهی ساختاری و سرمایهی مشتری است. در حالی که در بانکداری خصوصی، بالاترین میزان اثرگذاری به ترتیب مربوط به سرمایهی انسانی، سرمایهی مشتری و سرمایهی ساختاری است. با این تفاوت که سرمایهی انسانی و سرمایهی مشتری در بخش خصوصی و سرمایهی ساختاری در بخش دولتی در مقایسه با بخش دیگر اثرگذاری بیشتری بر عملکرد دارند.
– قربانی و همکاران(۱۳۸۹) با هدف بررسی تأثیر سرمایه فکری بر عملکرد مالی در صنعت داروسازی به انجام پژوهشی پرداختند. نتایج پژوهش ایشان، بیانگر آن بود که استفاده کارا و مطلوب شرکتها از منابع مادی و فکری بر شاخص سودآوری آنها اثر میگذارد. همچنین، کارایی سرمایه انسانی بر بهره وری تاثیر منفی، و کارایی سرمایه ساختاری بر حقوق صاحبان سهام تاثیر مثبت دارد .پژوهشگران معتقد بودند که بازار دارویی ایران کماکان به سرمایه های مادی بیشتر از سرمایه های فکری حساسیت نشان میدهد.
– محمدرضا یوسف(۱۳۸۹) در تحقیقی به بررسی تاثیر اجزای سرمایه فکری بر عملکرد سازمانی معاونت سیما(صدا و سیمای جمهوری اسلامی) پرداختهاند، نتایج تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گرفتن از مدل معادلات ساختاری نشان داد که بین اجزای سرمایه های فکری روابط متقابل نسبتاٌ قوی وجود داشته است و این سرمایه ها(جزء سرمایه مشتری) بر روی عملکرد کارکنان معاونت سیما تاثیر داشته است.
– هانا قادرپور(۱۳۸۸) در مطالعهای به بررسی تاثیر مدیریت سرمایه فکری بر عملکرد سازمانی پرداخته است، یافتهها نشان میدهد که بین مدیریت سرمایه فکری و عملکرد مالی سازمان همبستگی مثبتی وجود دارد؛ به صورت جزئیتر میتوان گفت که وفاداری و تعهد، رضایت کارمندان و همسویی ارزشهای کارمندان با سازمان، مدیریت دانش، فرهنگ بالای سازمانی و رضایت مشتری از عوامل نامشهودی هستند که سبب عملکرد مالی بهینه سازمان میشوند.
– نمازی و ابراهیمی (۱۳۸۸) در تحقیقی به بررسی تاثیر سرمایه فکری بر عملکرد مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج این پژوهش حاکی از آن بود که بین سرمایه فکری و عملکرد مالی جاری و آینده شرکت، هم در سطح کلیه شرکتها و هم در سطح صنایع رابطه مثبت معنیداری وجود دارد.
۲-۲-۲) پیشینه خارجی
– کاستا[۶۴] (۲۰۱۲) با هدف اندازه گیری کارایی و بهره وری سرمایه فکری اقدام به انجام پژوهشی نمود. وی در این پژوهش از روش تحلیل پوششی داده ها و شاخص مالم کوئیست استفاده نمود. در نتایج این پژوهش بیان شده است که با بهره گرفتن از این روش، میتوان مقایسه بسیار مناسبی را در بین تعداد زیادی شرکت انجام داد.
– لو[۶۵] (۲۰۱۲) به منظور بررسی ارتباط میان سرمایه فکری و کارایی دانشگاه های دولتی تایوان، اقدام به انجام پژوهشی نمود. ایشان به منظور دستیابی به هدف پژوهش از روش تحلیل پوششی داده ها استفاده نمودند. نتایج این پژوهش نشان داد که سرمایه فکری تأثیر مثبت و معناداری بر کارایی دانشگاه ها دارد.
– زو و هان[۶۶](۲۰۱۱) در مطالعهای به بررسی تأثیر سرمایه فکری بر عملکرد واحد تجاری پرداختند. نتیجه پژوهش ایشان، بیانگر آن بود که رابطه بین سرمایه به کارگرفته شده و سرمایه ساختاری با کارایی منفی و رابطه سرمایه انسانی با کارایی مثبت است و رابطه بین سرمایه به کارگرفته شده و سرمایه انسانی با کارایی معنادار نبود.
– چوو و همکاران[۶۷] (۲۰۱۱) با بهره گرفتن از مدل پالیک برای اندازه گیری سرمایه فکری به بررسی تأثیر سرمایه فکری بر عملکرد مالی (شامل نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری، بازده داراییها، بازده سرمایه، و گردش داراییها) واحدهای تجاری در هنگ کنگ پرداختند. ایشان چنین نتیجهگیری کردند که سرمایه فکری با بازده سرمایه و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری ارتباط معناداری ندارد اما بین این عامل با بازده داراییها رابطه مثبت و با گردش داراییها رابطه منفی وجود دارد. همچنین پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که بین اجزای سرمایه فکری و برخی از معیارهای عملکرد رابطه معناداری وجود دارد ونکته قابل توجه در بین نتایج، وجود رابطه منفی بین سرمایه انسانی و سودآوری بود.
– معمر زرنلر و سینکی گوزلو[۶۸](۲۰۱۰) در مقالهی تأثیر سرمایهی فکری بر عملکرد صادرات: تحقیق در صنعت قطعات اتومبیل ترکیه تأیید میکنند که سرمایهی فکری مفهومی است که بر این امر دلالت دارد که سرمایهی غیرمادی بیش از سرمایهی مادی ارزش ایجاد میکند؛ پس، بنگاه های تجاری میتوانند از طریق بسط روابط کارکنان، خلاقیت و نوآوری ارزش بیشتری ایجاد کنند. نویسندگان در مقالهی مذکور، درپی تعیین تأثیر انباشت سرمایهی فکری بنگاه بر عملکرد صادراتی صنعت قطعات اتومبیل ترکیه ۱۰۷ بنگاه فعال را این زمینه بررسی کردند و چنین نتیجه گرفتند که انباشت سرمایهی فکری تأثیر زیادی بر عملکرد صادراتی بنگاه دارد. به طور مشخص، تحقیق آنان نشان داد که بهبود عملکرد صادراتی بنگاه های تجاری که از انباشت سرمایهی فکری بیشتری در جنبههای سرمایهی ساختاری، سرمایهی کارکنان (انسانی)، و سرمایهی مشتری برخوردارند، در مقایسه با بنگاه هایی که فاقد چنین سرمایهای هستند، بهتراست.
– مدیشنز و همکاران[۶۹](۲۰۱۰) در پژوهشی به بررسی تأثیر سرمایه فکری بر ارزش بازار و عملکرد مالی؛ شرکتها پرداختند. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که تنها بین سرمایه انسانی و یکی از معیارهای عملکرد مالی؛ یعنی بازده سرمایه (ROE) ارتباط معناداری وجود دارد و بین سایر اجزای سرمایه فکری و خود آن با سایر معیارهای عملکرد مالی(نرخ بازده داراییها ROA و نرخ رشد درآمد (GR هیچ رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین، نتایج دیگر این پژوهش بیانگر آن بود که بین سرمایه فکری و اجزای آن با ارزش بازار هیچ رابطهای قابل تصور نیست.
– کیونگ تینگ و لین[۷۰](۲۰۰۹) با بهره گرفتن از مدل پالیک برای سنجش سرمایه فکری، به بررسی عملکرد سرمایه فکری و رابطه آن با عملکرد مالی در میان شرکتهای مالزی پرداختند و به این نتیجه دست یافتند که سرمایه فکری به طور معنادار و مثبتی بر روی سودآوری تأثیرگذار است. همچنین، نتایج نشان داد که بین اجزای سرمایه فکری و سودآوری رابطه معناداری وجود دارد.
– شائوچی چنگ و همکاران[۷۱](۲۰۰۸) در مقالهی تاثیر تجربهی اتحاد و سرمایهی فکری بر ایجاد ارزش اتحادهای راهبردی بین المللی براساس نمونهای از بنگاه های ایالات متحده به تحقیق دربارهی تاثیر سرمایهی فکری و تجربهی اتحاد و اندرکنش این دو برهم و بر ایجاد ارزش اتحادهای راهبردی بین المللی پرداختند و به این نتیجه رسیدند که بنگاه هایی که از سطح بالاتری از سرمایهی فکری برخوردارند منافع ثروتی بیشتری کسب میکنند؛ هم چنین، اندرکنش مثبت و معنیداری بین سرمایهی فکری و تجربه اتحاد وجود دارد.
– کابریتا و بونتیس[۷۲](۲۰۰۸)، با مطالعهای تحت عنوان سرمایه فکری و عملکرد کسب و کار در صنعت بانکداری پرتغال به این نتیجه رسیدهاند در حالی که، سرمایه انسانی، بر سایر اجزای سرمایه فکری تاثیر زیادی دارد، اما تاثیر آن بر عملکرد سازمانی، به صورت غیرمستقیم است. بهعلاوه، سرمایه انسانی نهتنها به صورت مستقیم، بلکه از طریق سرمایه ساختاری نیز بر سرمایه مشتری اثر میگذارد.
۳-۲) معرفی شرکت تراکتور سازی

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

شرکت تراکتورسازی ایران
نوع