بررسی تاثیر سرمایه ی فکری بر عملکرد سازمان بر اساس مدل استاندارد …

.
فصل دوم:
ادبیات تحقیق
مقدمه
امروزه همه میدانند که اینترنت و شبکهی جهان گستر وب، پیام آور ظهور دوره جدیدی بنام عصر دانش و وداع با عصر صنعتی است. در عصر صنعتی که در دهه۱۸۹۰ آغاز گردید بر تولید و توزیع انبوه تاکید میشد. اما در عصر دانش، آنچه که موجب موفقیت تجارت و صنعت می شود، دانش بشر است. این دارایی نامشهود به عنوان سرمایه فکری[۷] شناخته میشود و گسترش سرمایه فکری، حوزه حیاتی ایجاد منفعت است(مجتهدزاده، ۱۳۸۲، ۷). محیط کسب و کار مبتنی بر دانش، نیازمند رویکردی است که داراییهای نامشهود جدید سازمانی مثل دانش و شایستگیهای منابع انسانی، نوآوری، روابط با مشتری، فرهنگ سازمانی، نظامها، ساختار سازمانی و غیره را در بر گیرد. در این میان، نظریه سرمایه فکری توجه روزافزون محققان دانشگاهی و دست اندرکاران سازمانی را به خود جلب کرده است(قلیچ لی و همکاران، ۱۳۸۵، ۱۲۶).
در سال ۱۹۸۲، از هر صد دلار سرمایهگذاری در سهام شرکتهای تولیدی آمریکا، ۶۲% از این سرمایه گذاری صرف داراییهای مشهود میشد و داراییهای مشهود سهم عظیمی از ارزش بازار شرکتها را در بر میگرفتند. اما در سال ۱۹۹۹، این درصد به ۱۶% رسید یعنی حدود ۸۴% از ارزش بازار شرکت را سرمایه های فکری تشکیل میداد. این افزایش نسبت داراییهای نامشهود به کل ارزش بازار شرکتها، اهمیت توجه به سرمایه فکری را نشان میدهد(چنگ و همکاران، ۲۰۰۸، ۶۴۰). همچنین در شرح اهمیت موضوع باید گفت که نتایج تحقیقات نشان داده است که شرکتهایی که از سطح بیشتری از کنترل و تمرکز روی داراییهای نامشهود خود برخوردارند به نسبت شرکتهایی که نسبت به این داراییها و بطور اخص سرمایه های فکری بیتوجهاند، دارای عملکرد و بازگشت سرمایه بهتر و نوسان قیمت سهام این شرکتها کمتر بوده است(برامهندکار، ۲۰۰۷).
این اهمیت زمانی نمود بیشتری پیدا میکند که همواره یک شرکت به ۴ یا ۵ برابر ارزش داراییهای خود فروخته میشود، مبلغ اضافی پرداخت شده همان ارزش سرمایه های فکری مثل سرمایه های انسانی، ساختاری، ارتباطات، مارک تجاری و… میباشد در حالیکه اکثر مواقع این داراییهای با ارزش هیچ جایی در صورتهای مالی شرکتها ندارند و تعیین قیمت فروش و ارزیابی سرمایه شرکتها را با مشکل و ایراداتی مواجه می سازد.
موضوع مهم آن است که ما فاقد یک سیستم سنجش قابل مقایسه هستیم که ما را قادر سازد تا به افراد به همان اندازهای توجه کنیم که به مسائل مادی توجه میکنیم. تعدادی از شرکتهای بین المللی، متخصصان و مشاوران شروع به بررسی کردن روش های متعددی برای شناسایی، اندازه گیری و گزارش دهی سرمایه فکری درون سازمانها کردهاند. نتایجی که از گزارشدهی سرمایه فکری به دست میآید، شامل بهبود روحیه کارکنان، جابجایی کمتر کارکنان، افزایش سرمایهگذاری در توسعه سرمایه فکری، ارزشمند قلمداد کردن سرمایه فکری شرکت به وسیله کارکنان عالی رتبه نسبت به قبل و درک بهتر فاکتورهای اصلی است که برای توسعه و رشد مستمر، حیاتی هستند(زنجیردار و همکاران، ۱۳۸۷، ۱۴). اما هدف این تحقیق تبیین مفاهیم و تعاریف سرمایه های فکری و بیان اهمیت مدیریت و تاثیر اجزای آن بر عملکرد سازمان و شرکت تراکتورسازی است در این راستا چندین مدل و روش اندازه گیری سرمایه فکری اشاره شده است تا بدین وسیله تاثیر اجزای سرمایه های فکری را بر عملکرد سازمانی مورد ارزیابی قرار داد.
۱-۲) مبانی نظری
۱-۱-۲) سرمایه فکری
پیتر دراکر[۸] اذعان داشت که در اقتصاد مبتنی بر دانش، دانش جایگزین تجهیزات، سرمایه و مواد خام خواهد شد و به مهمترین عامل تولید تبدیل خواهد گردید. پیشبینی وی در حال به وقوع پیوستن است زیرا گزارشهای مالی به تنهایی قادر به بیان این موضوع نیستند که چرا ارزش بازار واحد تجاری در برخی موارد بزرگتر از ارزش دفتری آن است(وو و چو[۹]، ۲۰۰۷).
با ورود به اقتصاد دانشی به مدل جدیدی از داراییهای سازمانی نیاز داریم. به طور کلی، داراییهای سازمانی را میتوان به دو دسته کلی تقسیم نمود:
– داراییهای مشهود
این داراییها شامل داراییهای فیزیکی و مالی هستند که به صورت کامل در ترازنامه شرکتها منعکس میشود. این داراییها تحت اصول اقتصاد کمیابی عمل میکنند، یعنی با استفاده بیشتر از آنها از ارزش آنها کاسته میشود.
– داراییهای نامشهود
این داراییها به دو دسته کلی تقسیم میشوند:

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

  • داراییهای نامشهودی که تحت حمایت قانون قرار داشته و با عنوان مالکیت معنوی شناخته می شوند و این داراییها شامل حق امتیازها، کپی رایت، حق اختراع، فرانشیزو ثبت علائم و مارکهای تجاری است. برخی از موارد آن در ترازنامه منعکس میشوند.
  • سایر داراییهایی نامشهود که شامل سرمایه فکری است که تحت اصول اقتصاد فراوانی عمل میکنند؛

یعنی با استفاده بیشتر از آنها از ارزش آنها کاسته نمیشود و معمولا در ترازنامه منعکس نمیشوند(تایلس و همکاران، ۲۰۰۰).
امروزه در سازمانها علاوه بر داراییهای مشهود داراییهای نامشهود اهمیت کلیدی را در راستای موفقیت
هرچه بیشتر سازمانها برعهده دارند، چرا که این منابع جزئی از منابع بی پایان و از عناصر کلیدی موفقیت هر سازمان به شمار میرود. در این میان، سرمایه فکری از مهمترین داراییهای نامشهود سازمان است و آن را ابزاری ارزشمند برای توسعه داراییهای کلیدی سازمان میدانند. سرمایه فکری زاده عرصه علم و دانش است و میتواند نقش بسیار مؤثری را در راستای موفقیت مستمر سازمان ایفا نماید(افجه، قادرپور، ۱۳۸۹).
با ورود به اقتصاد دانش محور دانش سازمانها در مقایسه با سایر عوامل تولید مانند زمین و سرمایه و ماشین آلات و … از ارجحیت بیشتری برخوردار شده است، به طوری که در این اقتصاد دانش به عنوان مهم ترین عامل تولید محسوب میشود و از آن به عنوان مهمترین مزیت رقابتی سازمانها یاد میگردد.
به هر صورت، در حالیکه ترازنامه و گزارشهای مالی شرکت معمولا ارزش تاریخی و دفتری دارایی ثابت و جاری را نشان میدهد، اغلب در افشای ارزش دارایی نامشهود و سرمایه فکری[۱۰] ناتوان است(گوتری و همکاران[۱۱]، ۲۰۰۶).
باوجود تلاشهای بسیار پژوهشگران هنوز تعریف واحدی از سرمایه فکری وجود ندارد، ولی از جهات زیادی شباهتهایی بین تعاریف مختلف مشاهده میشود. تمامی تعاریف بر این اصل استوارند که سرمایه فکری مجموع داراییهای نامشهود سازمان است(همتی و همکاران، ۱۳۸۹).
استوارت[۱۲] سرمایه فکری را به عنوان دانش، اطلاعات، اموال فکری و تجربهای در نظر میگیرد که میتوانند برای خلق ثروت استفاده شوند، گوتری[۱۳] آن را ارزش داراییهای نامشهود سازمان نامید(گوتری، ۲۰۰۱)، کپلن و نورتون [۱۴]سرمایه فکری را شامل سرمایه انسانی مانند مهارتها، استعداد و دانش، سرمایه اطلاعاتی مانند پایگاه های داده، سیستمهای اطلاعاتی و زیرساختهای فناوری، سرمایه سازمانی مانند فرهنگ، سبک رهبری و توانایی تسهیم دانش دانستند(کاپلان و نورتون، ۱۹۹۲).
۲-۱-۲) سیر تاریخی توسعه مفهوم و کاربرد سرمایه فکری
در سال ۱۹۶۹ آقای جان گالبریت اولین کسی بود که از اصطلاح سرمایه فکری استفاده کرد. اما در اواسط دهه ۱۹۸۰ حرکت از عصر صنعت به سمت عصر اطلاعات آغاز شد و شکاف عمیق بین ارزش دفتری و ارزش بازار شرکتها بوجود آمد و در اواخر دهه۱۹۸۰ اولین تلاشها برای تدوین صورتهای مالی حسابهایی که سرمایه فکری را اندازه گیری کنند صورت گرفت و کتابهایی در این موضوع از قبیل مدیریت داراییهای دانش توسط آمیدن تالیف شد. در اوایل ۱۹۹۰، اولین بار نقش مدیریت سرمایه های فکری با تخصیص یک پست رسمی، در سازمان مشروعیت یافت و آقای ادوینسون بعنوان مدیر سرمایه های فکری شرکت اسکاندیا معرفی شد همچنین در این دوره مفهوم رویکرد ارزیابی متوازن توسط کاپلان و نورتن مطرح گردید و در مجله فورچون مقالاتی در این زمینه منتشر گردید. اما در اواسط دهه ۱۹۹۰، شرکت اسکاندیا اولین گزارش سرمایه های فکری را منتشر کرد و همایشی در سال ۱۹۹۶ توسط SEC با موضوع سرمایه فکری ترتیب داده شد. در اوایل دهه ۲۰۰۰، اولین مجله معتبر با محوریت سرمایه های فکری و اولین استانداردهای حسابداری سرمایه فکری توسط دولت دانمارک منتشر گردید. امروزه پروژه های مختلفی از قبیل انتشار کتب و برگزاری سمینارها و تهیه و تدوین مقالات متعددی در این زمینه در حال انجام است(نمامیان و همکاران، ۱۳۹۰).
۳-۱-۲) اجزا و تعاریف سرمایه فکری
در جمعبندی تعاریف متعدد سرمایه فکری و اجزای آن میتوان اظهار داشت که، سرمایه فکری به سه
دسته سرمایه انسانی[۱۵]، سرمایه ساختاری(سازمانی)[۱۶] و سرمایه مشتری[۱۷] قابل تقسیم است(زاهدی و همکاران، ۱۳۸۶).
سرمایه انسانی مهمترین دارایی یک سازمان و منبع خلاقیت و نوآوری است. در یک سازمان داراییهای دانشیِ ضمنیِ کارکنان یکی از حیاتیترین اجزایی است که بر عملکرد سازمان تاثیر بسزایی دارد(زاهدی و همکاران، ۱۳۸۶). همچنین سرمایه انسانی ترکیبی از دانش، مهارت، قدرت نوآوری و توانایی افراد شرکت برای انجام وظایفشان و در بر دارنده ارزشها، فرهنگ و فلسفه شرکت است.
سرمایه ساختاری را ادوینسون و مالون به عنوان سخت افزار، نرمافزار، پایگاه داده ها، ساختار سازمانی، حقوق انحصاری سازمان، علایم تجاری و تمام توانایی های سازمان که حامی بهره وری کارکنان است، تعریف می کنند. سرمایه ساختاری چیزی است که، هنگامی که کارکنان شب به خانه میروند در شرکت باقی میماند. سرمایه ساختاری به چند دسته تقسیم میشود: فرهنگ شرکت، ساختار سازمانی، یادگیری سازمانی، فرایند عملیاتی و سیستم اطلاعاتی(زاهدی و همکاران، ۱۳۸۶).
سرمایه مشتری که بعنوان پل و کاتالیزوری در فعالیتهای سرمایه فکری محسوب میشود، از ملزومات اصلی و تعیین کننده تبدیل سرمایه فکری به ارزش بازار و در نتیجه عملکرد تجاری شرکت است. سرمایه مشتری یک جزء اصلی و اساسی سرمایه فکری به شمار میرود که ارزش را در کانالهای بازاریابی و ارتباطاتی که شرکت با رهبران آن صنعت و تجارت دارد، جای داده است(احمدیان، قربانی، ۱۳۹۲).
محققان مختلف، این مفهوم را به اشکال گوناگون تعریف کردهاند. برخی تعاریف مفهوم سرمایه فکری عبارتند از:
پابلوس(۲۰۰۴) سرمایه فکری را شامل تمام منابع دانش محوری میداند که برای سازمان ارزش تولید میکنند ولی در صورتهای مالی وارد نمیشوند.
ماوریدس (۲۰۰۵) سرمایه فکری را یک دارائی ناملموس با پتانسیل خلق ارزش برای سازمان و کل جامعه می داند.
مارتینز(۲۰۰۵) سرمایه فکری را دانش، اطلاعات، دارایی فکری و تجربهای که میتواند در خلق
ثروت مورد استفاده قرار گیرد، تعریف میکند.
به اعتقاد ادوینسون و مالون(۱۹۹۷) سرمایه فکری عبارتست از: داشتن دانش، بکارگیری تجربه،
تکنولوژی سازمانی، ارتباط با مشتری و عرضهکننده و نیز توانایی های حرفهای که یک مزیت