بررسی رابطه ارزش های شخصی و حمایت اجتماعی با اضطراب مرگ در زنان …

همتیراد و سپاهمنصور (۱۳۸۷) نشان دادند که رابطه معکوسی بین استرس و حمایت اجتماعی دانشجویان وجود دارد و حمایت اجتماعی سپری در برابر استرس و اضطراب و سبب کاهش آن میشود.
حیدرزاده و همکاران (۱۳۸۸) در پژوهش خود بر روی بیماران سکته مغزی به این نتیجه دست یافتند که افراد با حمایت اجتماعی بالاتر از کیفیت زندگی بالاتری برخوردارند و بین این دو مولفه رابطه مثبتی وجود دارد.
در پژوهش مرادی و همکاران (۱۳۸۸) که به بررسی تاثیر ساختار خانواده و حمایت اجتماعی در خودکشی دانشجویان پرداخته شد حمایت اجتماعی از جمله عوامل محافظت کننده در برابر رفتارهای خودکشیگرایانه به شمار میرود.
خداپناهی و همکاران (۱۳۸۹) در پژوهش خود به این نتیجه دست یافتند که بین حمایت اجتماعی و امیدواری در بیماران مبتلا به سرطان، رابطه مثبتی و معناداری وجود دارد و با افزایش حمایت اجتماعی، امیدواری افراد نیز افزایش مییابد.
والتر[۱۹۷] و همکاران (۱۹۸۹ به نقل از زارع، ۱۳۸۲) در یک مطالعه طولی به بررسی وضعیت بیماران مبتلا به سکته قلبی پرداختند. آنها دریافتند که در ازدواجهایی که در آن صمیمیت زیادی وجود دارد، میزان وقوع حملات قلبی به حداقل میرسد. آنها پیشنهاد کردند که نظام حمایت اجتماعی بهترین محافظ در برابر سکته قلبی است.
فوت[۱۹۸] و همکاران (۱۹۹۰) در پژوهشی به بررسی رابطه بین امید، عزت نفس و حمایت اجتماعی افراد با بیماری MS پرداختند.نتایج نشان داد رابطه معناداری بین امید و عزت نفس، امید و حمایت اجتماعی ادراک شده و بین عزت نفس و حمایت اجتماعی ادراک شده وجود دارد. این تحقیق مجدداً توسط فوت و همکارانش (۱۹۹۱) در بیماران با آسیب نخاعی مورد بررسی قرار گرفت و نتایج مشابهی حاصل شد. طبق تحقیقی که توسط پریس ( ۲۰۰۰ به نقل از معینی، ۱۳۸۱) صورت گرفت مشخص شد که حمایت اجتماعی می تواند نقش مهمی در جلوگیری از افسردگی فرد و کاهش استرسهای فردی داشته باشد.
کوپمن[۱۹۹] و همکاران (۲۰۰۴) نیز نشان دادند که همراهی و حمایت و درک دوستان به عنوان پاداشی برای بیماران مبتلا به ایدز محسوب شده، میزان استرس این افراد و نیز اختلال خواب آنان را کاهش میدهد.ملیسا و دروثی[۲۰۰] (۲۰۰۵ به نقل از یوتسی و همکاران، ۲۰۰۶) نقش حمایت اجتماعی را به عنوان متغیر تعدیلکننده بین قربانی شدن خشونتها از یک طرف و اضطراب و افسردگی از طرف دیگر بین جوانان آفریقایی – آمریکایی مورد مطالعه قرار دادند. در این پژوهش ۶۸۱ جوان مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج این مطالعه نشان داد که حمایت اجتماعی بین قربانی شدن در اثر خشونت و اختلالات و افسردگی نقش تعدیلکننده بازی کرده است. بدین معنا که جوانانی که قربانی خشونت شده و از طرف خانواده و دوستان حمایت شده بودند، در مقایسه با جوانانی که از این حمایت ها محروم بودند، کمتر دچار اضطراب و افسردگی شده بودند.
وانگ [۲۰۱]و همکاران (۲۰۰۶) در یک مطالعه رابطه رفتار خودمراقبتی، امید و حمایت اجتماعی را در ۴۵ بیمار تایوانی که در انتظار پیوند قلب بودند، مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد که همبستگی مثبت معناداری بین رفتارهای خودمراقبتی، امید و حمایت اجتماعی وجود دارد و حمایت اجتماعی بهترین پیشبینی کننده رفتارهای خودمراقبتی و امید است.
توینمن[۲۰۲] و همکاران (۲۰۰۶) به منظور بررسی میزان عزت نفس، حمایت اجتماعی و سلامت روان در بیماران مبتلا به سرطان پروستات گزارش کردند که افرادی سلامت روان بالاتری نشان میدهند که از حمایت اجتماعی و عزت نفس بالاتری برخوردار باشند. کینگیه[۲۰۳] و همکاران(۲۰۰۸) طی ارزیابی حمایت اجتماعی و استرس با نشانه های اضطراب و افسردگی در بیماران دیالیزی گزارش کردند که حمایت اجتماعی نقش عوامل استرس زا را کاهش میدهد.
دیتزن[۲۰۴] و همکاران(۲۰۰۸) در بررسی نقش دلبستگی و حمایت اجتماعی در پاسخهای روانی به استرس های روانی اجتماعی در مردان به این نتایج دست یافتند که دلبستگی بالا همراه با حمایت اجتماعی با کاهش میزان اضطراب همراه است. گریلز[۲۰۵] و همکاران (۲۰۱۱) بر نقش پیشبینی کننده حمایت اجتماعی در کاهش اضطراب و بهبود کیفیت زندگی افرادی که ضربه شدیدی را در زندگی تجربه کردهاند، تاکید داشتند.ماجاکسیک و هالر [۲۰۶](۲۰۰۴) نیز در پژوهش خود به همبستگی مثبت بالا بین حمایت اجتماعی و سلامت در بیماران سالمند و رابطه منفی این دو مولفه با اضطراب پی بردند.
۲-۵-۳- تحقیقات انجام شده در زمینه اضطراب مرگ
هادیانفرد و هادیانفرد (۱۳۸۰ به نقل از حسنی،۱۳۸۸) پژوهشی با عنوان رابطه بین اضطراب مرگ و قدرت نظام اعتقادی در گروهی از دانشجویان دانشکده علوم تربیتی دانشگاه شیراز انجام دادند. اضطراب مرگ در این پژوهش از طریق اضطراب مرگ تمپلر (۱۹۷۰) سنجیده شد و قدرت نظام اعتقادی توسط پرسشنامه هایی که توسط مولف و همکاران در دانشگاه شیراز تهیه شده است و دارای اعتبار و پایایی قابل قبولی است، ارزیابی گردیده است. یافتهها نشان میدهد: همبستگی این دو سازه در کل و به تفکیک جنسیت معنادار نیست. همچنین تفاوت معناداری بین نظام اعتقادی دو جنس مشاهده نشد. ولی اضطراب مرگ به طور معناداری در زنها بیشتر از مردهاست.
بهرامیاحسان (۱۳۸۱) و بیرشک و همکاران(۱۳۸۰) (به نقل از حیدری، ۱۳۸۸) نشان دهنده رابطه معنادار منفی بین جهتگیری مذهبی و اضطراب مرگ میباشد. یعنی هرچه میزان درونی بودن مذهب بیشتر باشد، از مقدار اضطراب مرگ کاسته میشود. افراد دارای جهتگیری بیرونی اضطراب بیشتر و افراد دارای جهتگیری مذهبی درونی اضطراب کمتری دارند.
مسعودزاده و همکاران (۱۳۸۷) با بررسی میزان شیوع اضطراب مرگ در بین کارکنان بیمارستان پی بردند که درجه اضطراب مرگ با جنسیت ارتباط معناداری دارد.
در پژوهش حیدری و همکاران(۱۳۸۸)، که به بررسی رابطه جهتگیری مذهبی و هیجان خواهی و اضطراب مرگ در دانشجویان پرداختند به این نتایج دست یافتند که جهتگیری مذهبی درونی با اضطراب مرگ کمتر و گریز از بازداری کمتر هبسته است.
قربانعلی پور و همکاران (۱۳۸۹) در پژوهش خود تحت عنوان تاثیر اضطراب مرگ و سن بر رفتارهای ارتقاء بخش سلامتی در جوانان و سالمندان به این نتیجه دست یافتند که اثر تعاملی بین مرگ و سن نیز معنیدار بود. نتایج حاکی از آن بود که جوانان دارای اضطراب مرگ بالا در مقایسه با سالخوردگان دارای اضطراب مرگ بالا رفتارهای ارتقاء بخش سلامتی بیشتری نشان میدهند. همچنین نتایج این پژوهش حاکی از آن بود که اضطراب مرگ عاملی تعیینکننده در فراوانی رفتارهای ارتقاء بخش سلامتی در میان جوانان و سالخوردگان میباشد و افرادی که اضطراب مرگ بالایی داشتند در مقایسه با افرادی که فاقد اضطراب مرگ بودند، بیشتر درگیر رفتارهای ارتقاء بخش سلامتی میشوند.
بلسکی (۱۹۹۹) در پژوهش خود نشان داد در بیمارانی که دارای اعتقادات مذهبی بالایی بودند میزان اضطراب مرگ کمتری گزارش شده است.
در پژوهشی که توسط لستر (۲۰۰۷) انجام شد، بین زمان وقوع حادثه دردناک و شدت اضطراب مرگ رابطه معناداری یافت شد. به طوری که با طی شدن زمان بیشتری از وقوع حادثه میزان اضطراب مرگ افراد نیز کاهش پیدا کرد. موریس و دبش[۲۰۷] (۲۰۰۷) نشان دادند ارتقای سطح اعتقادات مذهبی افراد به شکل معناداری اضطراب مرگ آنان را کاهش میدهد. نتایج پژوهش ماکسفیلد[۲۰۸] و دیگران (۲۰۰۷ ) نشان دادند که علیرغم احتمال بالای مرگ در افراد سالخورده در مقایسه با جوانان، آنها دفاعهای کمتری از خود در برابر مرگ نشان میدهند.
سهیل و اکرم[۲۰۹] (۲۰۰۲) در بررسی عوامل مرتبط با اضطراب مرگ در نمونه پاکستانی به این نتیجه دست یافتند که جنسیت، سن و باورهای مذهبی بر میزان اضطراب مرگ افراد موثر است. چنانکه اضطراب مرگ در زنان، افراد مسنتر و کمتر مذهبی بالاتر گزارش شده است.
اوتوم[۲۱۰] و همکاران (۲۰۰۶) در پژوهش خود به بررسی اضطراب مرگ در بیماران صرع پرداختند. آنها دریافتند که دوره بیماری و سطحهای آموزشی پیشبینیکننده های قابلتوجهی از اضطراب مرگ است.اضطراب مرگ در بیماران زن، بیماران با صرع تعمیم یافته و کسانی که سطح پایین آموزشی پایینی داشتند بالاتر بود. استراتژیهای درمانی پیشرفته، درمانهای مشاورهای و حمایت اجتماعی برای افراد مبتلا به صرع اضطراب مرگ را کاهش داده و منجر به بهبود کیفیت بیماران میشود. یافته های بسر و پرایل[۲۱۱] (۲۰۰۸) حاکی از آن است که حمایت اجتماعی نقش تعدیلکنندهای در افسردگی و اضطراب مرگ در سالمندان داشته است و افراد با حمایت بالاتر با مرگ و وقایع استرسزای زندگی انطباق و سازگاری بهتری نشان دادند.
فصل سوم
روش پژوهش
در این فصل ابتدا طرح پژوهش و سپس جامعه آماری و نمونه پژوهش معرفی می‌شود. پس از آن ابزار گردآوری داده‌ها و روش‌های تعیین قابلیت اعتماد و اعتبار مقیاس‌ها مطرح شده است. همچنین مراحل اجرای پژوهش و روش‌های آماری مورد استفاده جهت تحلیل داده‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرد.
۳-۱- روش و طرح پژوهش
روش اجرای این پژوهش توصیفی و طرح پژوهش همبستگی از نوع رگرسیون چندگانه است. زیرا در این پژوهش رابطه متغیرهای ارزشهای شخصی و حمایت اجتماعی با اضطراب مرگ مورد بحث قرار می‌گیرد.
۳-۲- جامعه آماری تحقیق، روش نمونهگیری و حجم نمونه
جامعهی آماری پژوهشی شامل کلیهی بیماران ام اسی است که در انجمن ام اس ایران عضو شدهاند که حدود ۱۰۰۰۰ نفر تخمین زده شدهاند. شیوه نمونهگیری در این پژوهش نمونهگیری تصادفی ساده میباشد. شیوه انتخاب افراد نمونه بدین ترتیب بود که لیست تمامی اعضای انجمن به صورت کامپیوتری در اختیار محقق قرار گرفت و از بین تمامی اعضا ۲۵۰ نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. سپس در روزهای مراجعه به انجمن پرسشنامه ها در اختیار آنان قرار گرفت. از ۲۵۰ نفری که انتخاب شدند ۱۶۷ نفر (۱۰۳ زن، ۶۴ مرد) به پرسشنامه ها پاسخ دادند و بقیه از پژوهش حذف شدند.
۳-۳- موقعیت، شیوه اجرا و جمعآوری اطلاعات
از آنجا که نمونهی مورد بررسی بیماران ام اس میباشد و با توجه به اینکه دسترسی به این افراد محدود به مراکز درمانی است، نمونه از بین بیمارانی که جهت درمان به انجمن مراجعه میکردند، انتخاب شدند. همچنین به منظور دستیابی به اطلاعات کامل، هدیهای برای همکاری بیماران با پژوهشگر در نظر گرفته شد. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش در پیوست آمده است.
۳-۴- ابزار گردآوری داده ها
در پژوهش حاضر به منظور گردآوری داده ها، مجموعه مقیاسی براساس پرسشنامه های خودگزارشدهی مقیاس اضطراب مرگ تمپلر (۱۹۷۰)، مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده چند بعدی زیمت و همکاران (۱۹۸۸) و زمینه یاب ارزشی شوارتز (۱۹۹۲)، تنظیم گردید.
۳-۵- اعتبار مقیاسهای پژوهش بر اساس تحلیل عاملی تأییدی
از آنجایی که برای تعیین اعتبار سازه پرسشنامه از روش تحلیل عامل تأییدی استفاده شده است، قبل از بحث در مورد مقیاسها به طور اختصار به بحث در مورد تحلیل عامل تأییدی و مشخصه های برازندگی آن می پردازیم.
تحلیل عامل تأییدی در واقع یک مدل آزمون تئوری است که در آن پژوهشگر تحلیل خود را با یک فرضیه قبلی آغاز میکند. این مدل که مبتنی بر یک شالوده تجربی و نظری قوی است، مشخص میکند که کدام متغیرها با کدام عاملها، و کدام عاملها با کدام عاملها همبسته شود. برای ارزشیابی اعتبار سازه نیز یک روش قابل اعتماد به پژوهشگر عرضه میکند، تا از این طریق بتواند به گونهی بارزی، فرضیه هایی را درباره ساختار عاملی داده ها که ناشی از یک مدل از پیش تعیین شده با تعداد و ترکیب مشخصی از عاملهاست، بیازماید. روش تأییدی بعد از مشخص کردن عاملهای پیش تجربی، از طریق تعیین برازندگی مدل عاملی از پیش تعیین شده، تطابق بهینه ساختارهای عاملی مشاهدهشده و نظری را برای مجموعه داده ها آزمون میکند. در این پژوهش برای ارزیابی مدل تحلیل عامل تأییدی از مشخصه های χ۲/df , RMSEA ,GFI, CFI ,PGFI ,AGFA استفاده شده است. شاخص χ۲/df ، فاقد یک معیار ثابت برای یک مدل قابل قبول است، اما مقدار کوچک آن، دلالت بر برازش بهتر مدل دارد.
براونی و کادک توصیه کردهاند از جذر برآورد واریانس خطای تقریب (RMSEA) که استیگر (۱۹۹۰) به عنوان اندازه تفاوت برای هر درجه آزادی ارائه کرده است، استفاده شود. شاخص RMSEA برای مدلهای خوب برابر با ۰۵/۰ یا کمتر است. مقادیر بالاتر از آن تا حد ۰۸/۰ نشان دهنده خطای معقولی برای تقریب در جامعه است. مدلهایی که RMSEA آنها ۱۰/۰ یا بیشتر باشد، برازش ضعیفی دارند. جارزکاگ و سوربوم (۱۹۸۹) در برنامه لیزرل، شاخص برازندگی(GFI)، شاخص برازندگی تطبیقی(CFI) ,شاخص تعدیل شده برازندگی(AGFI) و شاخص امساک برازندگی(PGFI) را معرفی نمودند. سه شاخص GFI ,CFI و AGFI نشان میدهند که مدل تا چه حد نسبت به عدم وجود آن، برازندگی بهتری دارد. بر پایه قرارداد، مقدار این سه شاخص باید برابر یا بزرگتر از ۹۰/۰ باشد تا مدل مورد نظر پذیرفته شود. همچنین این شاخصها تحت تأثیر حجم نمونه است و میتواند برای مدلهایی که به گونه ضعیفی فرمولبندی شدهاند بزرگ باشد. درباره کاربرد آنها توافق کلی وجود ندارد. شاخص PGFI نیز برای مدلهای خوب باید حداقل ۵/۰ باشد (هومن،۱۳۸۷).
۳-۶- مقیاس اضطراب مرگ
در این پژوهش جهت سنجش اضطراب مرگ، از مقیاس اضطراب مرگ (DAS) استفاده گردید. این پرسشنامه در سال ۱۹۷۰ توسط تمپلر ساخته شده است و شامل ۱۵ ماده است که نگرش آزمودنیها را نسبت به مرگ میسنجد. آزمودنیها پاسخهای خود را به هر سؤال با گزینه های بلی یا خیر مشخص میکنند. پاسخ بلی نشانگر وجود اضطراب در فرد است. بدین ترتیب، نمره های این مقیاس میتواند بین صفر تا ۱۵ متغیر باشد که نمره بالا معرف اضطراب زیاد افراد در مورد مرگ است. در این پژوهش از فرم ۱۴ سوالی مقیاس که توسط رجبی و بحرانی(۱۳۸۰) در ایران روی ۱۳۸ دانشجوی کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا و هنجاریابی شده است، استفاده گردید.(سوال ۱۴ آزمون اصلی روایی لازم را برای سنجش اضطراب مرگ در ایران نداشته است).
۳-۶-۱- پایایی مقیاس اضطراب مرگ

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.