بررسی محتوایی قصه‌های کتاب «فرهنگ افسانه های مردم ایران» (جلداول)- قسمت ۶

¨ کنشهای اساطیری
____________
¨ موجودات و پدیده های اساطیری
_____________
■ عناصر اجتماعی
¨ طبقات اجتماعی، شخصیتها و روابط بین آنها
این قصه، قصهای تمثیلی و بیشتر کودکانه است. در این قصه بز و گرگی وجود دارند که رو به روی هم قرار میگیرند. این قصه پندآموز که در اقوام مختلف نمونه هایی دارد، بیشتر با هدف آموزش به کودکان روایت شده است.
¨ آداب ورسوم
__________
¨ وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت
__________________
■ عناصر روانشناسی
خورده یا بلعیده شدن مضمونی است که در اساطیر و قصهها بارها تکرار شدهاست و با تولد دوباره ارتباط مستقیم دارند. قهرمان یا قهرمانان قصه با بلعیده شدن و پس از آزادی به تولدی دوباره دست یافته‌اند.
بلعیده شدن رمز فرورفتن در اعماق دوزخ و بازگشت به بطن مادر است که نتیجه هر دو خاموشی ذهن و خودآگاهی یعنی مرگ من است. در این حالت هشیاری و خودآگاهی در ناخودآگاهی غرقه شدهاست. معنای این رمز از لحاظ روانی غرقه شدن لی بیدو در ناخودآگاهی است (ستاری، ۱۳۵۱، ۱۵: ۲۲).
در این قصه هم بلعیده شدن بزغالهها توسط گرگ، مرگ من آنها و ورود به ناخودآگاه و بیرون آمدن دوباره‌ی آنها با کمک مادر درواقع تولد دوبارهی آنها با طی مراحلی از رشد است.
■ باورهای عامیانه و خرافی
___________
■ سایر عناصر
________
۳-۱۰۴- بز دروغگو
* خلاصهی قصه
در زمان های قدیم، مردی یک بز داشت. بز را هر روز با یکی از پسرانش به صحرا می‌فرستاد. بز همیشه شکایت داشت که خوب غذا نمیخورد. مرد سه پسر خود را کتک زد و آنها به نشانهی قهر از خانه بیرون رفتند. روز چهارم مرد خودش بز را برد و شب که از او پرسید که خوب غذا خورده یا نه؟ بز گفت: «اینجا که تو مرا بردی، چیزی نبود». مرد فهمید که بز دروغ میگوید. آن را به دم قاطر بست و قاطر را در بیابان رها کرد.
پسران مرد هر یک شغلی یافته بودند و کار میکردند. پسر کوچک شاگرد چوپان، پسر میانی شاگرد مسگر و پسر بزرگ شاگرد سنگتراش شده بودند. بعد از چند سال پسرها تصمیم گرفتند به خانه بازگردند. سنگتراش یک آسیاب دستی به پسر بزرگ داد و گفت: « هر چه خوردنی نیت کردی، این آسیاب را بگردان تا از آن بیرون بیاید.» استاد مسگر به پسر میانی کماجدان داد و گفت: «هر چه خواستی نیت کن و قاشق را در آن بزن تا مهیا شود.» در راه آسیابانی آن دو را فریب داد و اشیاء جادویی را با اشیاء معمولی عوض کرد. پسر کوچکتر موقع خداحافظی از چوپان چماقی گرفت. چوپان گفت:« هر جا با کسی دعوا کردی بگو “پربیرون” فورا صد نفر چماق به دست بیرون میآیند و اگر بگویی ” پرتو “، سر جایشان بر میگردند». پسر آمد تا به همان آسیابان رسید و متوجه اشیاء جادویی شد. از آسیابان پرسید که آنها را از کجا آورده است؟ آسیابان جواب سر بالا داد. پسر با چماق و آن صد نفر جادویی، آسیابان را زد تا اینکه راستش را گفت. پسر آنها را از آسیابان گرفت و به برادرانش داد. هر سه برادر زن گرفتند و به خوشی زندگی کردند. –
■ عناصر اساطیری
¨ شخصیتهای اساطیری
___________
¨ کنشهای اساطیری
_____________
¨ موجودات و پدیده های اساطیری
______________
■ عناصر اجتماعی
¨ طبقات اجتماعی، شخصیتها و روابط فیمابین آنها
این قصه، از طبقه اجتماعی خاصی سخن نمیگوید؛ اما از آنچه در قصه آمده میتوان دانست که قصه در فضایی روستایی اتفاق افتاده است. نکتهی قابل توجه در قصه، مقدمه چینی برای ورود به اصل قصه است. در قصه شاهد این هستیم که سه پسر خانواده بعد از دروغ بز به قهر از خانه میروند. این مطلب نشانگر این است که پسران در خانواده ایرانی، آن هم در نظام روستایی، نیروی کار محسوب میشدند و بعد از اینکه از لحاظ سنی توانایی کار کردن می‌یافتند، از خانه خارج شده و به سر کار میرفتند و پیشهای میآموختند. در این قصه هم مانند دیگر قصهها فرزند سوم نقشی مهم در زندگی خود و خانوادهاش دارد و شغل چوپانی را انتخاب میکند. در قصههای عامیانه از مشاغل مختلفی صحبت می‌شود؛ اما چوپانی و خارکنی از مهمترین شغل‌هایی هست که در قصهها میبینیم، «در قصه‌ها بدون هیچ استثنا مشاغل کلیه‌ی قشرها ذکر می‌شود؛ اما نقش‌های چوپان و خارکن از اهمیت بیش‌تری برخوردار است» (مارزلف، ۴۵:۱۳۷۱).
در این قصه هم پسر سوم چوپان است. ضد قهرمان در این قصه آسیابان است که اشیاء دو پسر بزرگتر را از آنها میدزدد. حفظ و نگهداری ثروت و دارایی از راه زور و قدرت رگه اصلی مضمون این قصه است.
¨ آداب و رسوم
__________
¨ وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت
_________________
■ عناصر روانشناسی
همانگونه که پیشتر هم گفته شد، عدد سه نقش مهمی در قصهها دارد. در این قصه هم سومین برادر که چوپان است نقش مهمی در از بین بردن ضد قهرمان و بهبود بخشیدن به زندگی برادرانش دارد. درواقع میتوان تعبیری را که بتلهایم در این مورد آورده (رجوع شود به قصهی ۹۸) در اینجا هم صادق دانست. در این قصه دو برادر بزرگتر نماد نهاد و من وجود آدمی هستند و اشیاء جادویی آنها نیز نشانگر ویژگیهای آنهاست، آسیاب دستی که خوراکی از آن بیرون میآید و کماجدانی که اسباب و لوازم زندگی از آن بیرون میآید؛ اما پسر کوچکتر چماقی جادویی دارد که با آن به مقابله با زورگویان میپردازد. درواقع نوعی قدرت کنترل‌کنندگی نصیب او شده که با نقش ابرمن در وجود آدمی هماهنگ است.
■ باورهای عامیانه و خرافی
_______________
■ سایر عناصر
از نکات اخلاقی که در قصه به آن اشاره شده، مذمت دروغگویی است.
۳-۱۰۵-بزرگمهر
* خلاصهی قصه

این مطلب را هم بخوانید:
مقاله دانشگاهی - بهینه سازی یادگیری از پیام‌های چندرسانه‌ای از طریق کمینه سازی بار شناختی نقش وجه ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.