بررسی محتوایی قصه‌های کتاب «فرهنگ افسانه های مردم ایران» (جلداول)- قسمت ۷

پادشاهی بود که دو وزیر داشت، یکی کافر و دیگری مسلمان. روزی وزیر مسلمان گنجی پیدا کرد. وزیر کافر میخواست وزیر مسلمان را بکشد. وزیر مسلمان گفت: «حالا که میخواهی مرا بکشی، به زنم بگو که اگر پسر زایید نامش را بزرگمهر بگذارد». وزیر کافر، وزیر مسلمان را کشت و پیغام او را به زنش رساند. بعد از چند سال بزرگمهر به مکتب رفت و با همکلاسیهایش جر و بحث کرد و از آن به بعد مکتب نرفت. او هر روز به بازار میرفت و با تهدید نانوا و قصاب نان و گوشت میگرفت. روزی برای یافتن سبزی به باغی رفت. در آنجا باغبان گوسفندی را به درخت بسته بود. بزرگمهر گوسفند را باز کرد و گوسفند کنار باغبان رفت. باغبان عصبانی شد و گوسفند را کشت. بزرگمهر به باغبان گفت که سه حیوان حلال را کشته، چون گوسفند دو بره در شکم داشت. صاحب باغ وزیر کافر بود. وقتی وزیر کافر آن ماجرا و نام بزرگمهر را دانست. به باغبان دستور داد که او را به گونهای بکشد که یک قطره خون از او به زمین نریزد. باغبان، بزرگمهر را در زیرزمینی پنهان کرد و به گونه‌ای وانمود کرد که بزرگمهر را کشته است. بزرگمهر دو سال در آن زیرزمین ماند. یک شب پادشاه خوابی دید که وزیر از تعبیرش عاجز ماند. وزیر ماجرا را به باغبان گفت. باغبان هم بزرگمهر را از زیرزمین بیرون آورد تا خواب پادشاه را تعبیر کند. بزرگمهر به پادشاه پیغام داد، وقتی این کار را میکند که وزیر را زین کنند و او بر وزیر سوار شود. شاه دستور داد وزیر را زین کنند. آنگاه بزرگمهر سوار بر وزیر به قصر رفت و خواب پادشاه را تعبیر و شرح حال خود را برای پادشاه نقل کرد. شاه دستور داد، وزیر را بکشند و بزرگمهر را به جای او نشاند.
■ عناصر اساطیری
¨ شخصیتهای اساطیری
_____________
¨ کنشهای اساطیری
____________
¨ موجودات و پدیده های اساطیری
_____________
■ عناصر اجتماعی
¨ طبقات اجتماعی، شخصیتها و روابط بین آنها
در این قصه طبقات اجتماعی رو‌به‌روی هم وجود ندارد، هر چند که در قصه به فقر زندگی بزرگمهر و مادرش بعد از مرگ پدرش اشاره میکند. شخصیت اصلی این قصه، بزرگمهر، وزیر نامی و مشهور انوشیروان است که در قصهها راه یافته و مردم در مورد او و چگونگی به وزارت رسیدنش قصهها نقل کردهاند. ویژگی بارز این شخصیت هوش و ذکاوت وی است. دیگر شخصیتهای قصه، وزیر کافر و پادشاه است، البته پادشاه نقش کمی در قصه دارد و این وزیر کافر است که با اقداماتش موجب گسترش قصه میشود. وزیر کافر در اینجا نمونه‌ی واقعی وزیر در قصههای ایرانی است (رجوع شود به قصه‌ی ۵). از نکات قابل توجه در قصه، کار بزرگمهر در گرفتن نان و گوشت از نانوا و قصاب است. وی با تهدید آنها و اینکه راز آنان را در کاسبی بر ملا میکند، از آنها نان و گوشت میستاند. این موضوع نوعی فساد در میان صاحبان حِرَف را به ذهن تداعی میکند.
¨ آداب و رسوم
__________
¨ وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت
_______________
■ عناصر روانشناسی
_____________
■ باورهای عامیانه و خرافی
_______________
■ سایر عناصر
__________
۳-۱۰۶-بز ریش سفید
* خلاصهی قصه
یک بز، یک سگ، یک بره و یک گوساله مرض گری گرفتند. آنها را در بیابان رها کردند. بعد از مدتی مرض آنها خوب شد. شبی هوس قلیان کشیدن کردند. بره را فرستادند تا آتش بیاورد. بره رفت تا به روشنایی رسید. دوازده گرگ آنجا نشسته بودند. از بره هم خواستند که کنارشان بنشیند. بره از ترس همانجا نشست. بعد از آن گوساله و سگ هم آمدند و از ترس پهلوی گرگ‌ها نشستند. بزکه دید خبری از آنها نشد، ناچار راه افتاد. در راه لاشهی گرگی را به سر شاخهایش زد. وقتی به نزدیک گرگها رسید، خودش را نباخت و گفت: «پدرتان بیست تا گرگ به من بدهکار بود. هفت تا را خوردهام، یکی هم سر شاخهایم است. باقیاش هم شمایید». گرگ‌ها ترسیدند و فرار کردند. چهار دوست تصمیم گرفتند، پنهان شوند. همه به بالای درختی رفتند و با فاصلهی کمی کنار هم نشستند. گرگها وسط راه فهمیدند که فریب خوردهاند، برگشتند و زیر آن درختی که آن چهار دوست بودند، نشستند. ناگهان گوساله ترسید و از بالا به زمین افتاد. بز فرصت را غنیمت شمرد و گفت: «گوساله بگیرشان!»
گرگها باز هم ترسیدند. در راه روباهی به آنها گفت که فریب خوردهاند. روباه از جلو و گرگها از عقب میآمدند. اینبار بز، سگ را در گودالی پنهان کرد و روی آنرا پوشاند. وقتی روباه و گرگها آمدند. بز فریاد زد: «آهای روباه! بقیه قرضت را آوردهای؟ مرحوم پدرت بیست و چهار گرگ به من بدهکار بود. دوازدهتایش را قبلا آوردی، این هم ما بقیاش». روباه رو به گرگ‌ها گفت: «دروغ میگوید». بز گفت: «به این پیر مقدس قاقالا قسم بخور»، تا روباه به گودال نزدیک شد، سگ گلویش را گرفت و خفهاش کرد. گرگها پا به فرار گذاشتند و به پیشنهاد بز، هر یک از حیوانات هم به خانهشان در ده بازگشت.
■ عناصر اساطیری
¨ شخصیتهای اساطیری
_____________
¨ کنشهای اساطیری
____________
¨ موجودات و پدیده های اساطیری
______________
■ عناصر اجتماعی
¨ طبقات اجتماعی، شخصیتها و روابط بین آنها
این قصه به شیوه‌ای تمثیل بیان چیرگی فکر و اندیشه بر زور و نادانی است و به قصهی ۵۳ شباهت دارد. در این قصه هم مانند قصهی ۵۳ با فکر و اندیشه بز همه حیوانات از خطر نجات مییابند، با این تفاوت که در این قصه از دیگر حیوانات نیز استفاده شده، بز در مرحلهی آخر با کمک سگ از شر روباه و گرگها نجات مییابد. در این قصه به نوعی اهمیت مشارکت و تعاون در رسیدن به هدف بیان شده است.
¨ آداب و رسوم
___________
¨ وضعیت اقتصادی و رابطه با قدرت و ثروت
________________
■ عناصر روانشناسی
_____________
■ باورهای عامیانه و خرافی
______________
■ سایر عناصر
__________
۳-۱۰۷-بز زنگوله پا

این مطلب را هم بخوانید:
جستجوی مقالات فارسی - بررسی رابطه ارزش های شخصی و حمایت اجتماعی با اضطراب مرگ در زنان و مردان ...

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.