دسته بندی علمی – پژوهشی : جبر در تاریخ۱- قسمت ۳

در بعضی از طوایف هنوز هم چنانچه خانوادهای دارای چند عروس باشد، امور روزمره به نسبت بین آنها تقسیم میشود. میان عشایر شیردوشی، ماست بندی، مشک زنی و نظافت منزل و گاه سرکشی از گله و همچنین همراهی در کوچ و غیره بیشتر بر دوش عروس است. مادرشوهرها تا چندین و چند سال صاحب اختیار امور زندگی هستند و به قولی کلیددار آذوقه و سایر نیازهای زندگی خانواده هستند. در بعضی از طوایف هنوز هم «هسیره» کلیدی با خود دارد که نشانه قوت و اختیار اوست. اینکلید را با نخی مخصوص بهگردن میآویزد. کلید در واقع حکم حکومت او در منزل است. چنانچه در خانه اسناد و مدارک و سایر چیزهای ضروری وجود داشته باشد، قفل آن ها با همین کلید باز میشود. (عسکری عالم ، ۱۳۸۷: ۳۵). .

۲-۱۶) پا وَ هیزه

پا و هیزه به معنی پا و خیک روغن است. در لرستان بر اساس یک سنت قدیمی اگر شخصی دختران زیادی داشته باشد ولی پسر نداشته باشد، چنانچه صاحب فرزند پسری شود، پای کوچکترین دخترخانواده را در خیک روغن حیوانی فرو میکنند. مردم بر این باورند که با این کار، خانواده صاحب پسران زیادی خواهد شد و برای دختر کوچکتر هدیهای میگیرند. (عسکری عالم، ۱۳۸۷: ۹۰)
دختری که بعد از او پسری به دنیا بیاید، او را پاچه طلایی«پاچک زرین» میگویند. دختر «پاچک زرین» همیشه محبوب پدر و مادر است و نسبت به خواهرانش اختیارات بیشتری در امور خانه دارد.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

۲-۱۷) تاسو

تاسو در لرستان عملی است که جهت یاری خواستن و همیاری جستن در باب مشکلی که برای یکی از اقوام یا آشنایان پیش آمده باشد، صورت میگیرد.
در لرستان این سنت وجود دارد، هر گاه کسی دچار ضرر و زیان شود،خواه این زیان ناشی از سیل و طوفانی که باعث نابودی کشاورزی شود یا مرگ و میری گسترده در رمه و گله باشد به طوری که همهی توان مادی خود را از دست بدهد دیگران در حد وسع و توان خود کمکی به صورت نقدی و یا جنسی در اختیار وی قرار میدهند تا بتواند دوباره به کار و زندگی خود ادامه دهد. تاسو بیشتر در حق کسی صورت میگیرد که خواسته و یا ناخواسته مرتکب قتلی شده باشد و اموال او مورد غارت و تاراج خانوادهی مقتول قرار گرفته باشد. یا خود بضاعت مالی کافی برای پرداخت دیهی مقتول را نداشته باشد. در چنین مواردی، یا خود شخصاً به تاسو میپردازد و یا به نزد دیگران میرود تا این کار را برای وی انجام دهند و از مردم برای وی کمک مادی بگیرند. تاسو کننده ممکن است از ایل و طایفهی دیگری باشد و رابطه سببی یا نسبی با این شخص نداشته باشد. لیکن چون نام کمک و مساعدت در کار است، مردم با روی باز از این کار استقبال میکنند. (عسکری عالم، ۱۳۸۷: ۱۰۷).
در لرستان رسم تاسو را در عروسی ها تحت عنوان «سیورانه» و در عزا تحت عنوانه«پرسونه» اجرا میکنند. .

۲-۱۸) گرده اول وهار

گرده نانی است که با آداب خاصی پخته میشود. این نان را با خمیری سفتتر از خمیر معمولی درست میکنند. خمیر این نان را با پیاز ریز شده، زردچوبه و زعفران مخلوط میکنند و نانی کلفت درست میکنند و یا خمیر را به دو نیم دایره تقسیم میکنند و مواد مذکور را روی یک نیم دایره میریزند سپس نیم دایرهی اوّلی را روی آن قرار میدهند و حاشیه آن را با خمیر میگیرند. بعد از آن آتش آمیخته به خاکستر هیزم «خُلَه مِر» را که حرارت تندی ندارد، زیر نانگرده پهن میکنند و گرده را روی آن قرار میدهند. بعد روی آن گرده را با آتش کم جانی میپوشانند و مدت چند ساعت و گاه از سر شب تا بامداد به همان حالت میگذارند، تا با حرارت نرم کاملاً پخته شود. بامداد آن را از زیر خاکستر و آتش بیرون میآورند و بین اهل خانه تقسیم میکنند.
در بعضی از روستاها به هنگام پختن گرده، مهرهای رنگی داخل خمیر میاندازند و به هنگام تقسیم، این مهره سهم هر کس شد، از روی اخلاق آن شخص سال خوب یا بدی را برای خود پیش بینی میکنند. (عسکری عالم، ۱۳۸۷: ۵۵).

۲-۱۹) چله کلنگه

فصل سرما را که از اوّل دی ماه آغاز میشود و تا دهم بهمن ماه ادامه دارد، چله بزرگه«چله کلنگه»میگویند. شدت سرما در این چهل روزه به اوج خود میرسد. در این ایام برای هر یک از روزهای آن، اسم خاصی انتخاب کردهاند. مانند: «شَشِلَه- شَشِلَه» شش-شش، «چوار- چوار» چهار- چهار، «دَلیل بَن» راه بندان و دهها اسم دیگر که هر یک نشانی از سوز سرما و یخبندان با خود دارند. «چوار-چوار» چهار- چهار را از هفتم بهمن تا چهاردهم بهمن ماه به حساب میآورند که چهار روز از آن مربوط به چله بزرگه است و چهار روز دیگر مربوط به چله کوچکه میباشد. در این چند روزه هوا بسیار سرد میشود. (همان: ۸۰) .
در بعضی از طوایف به جای«چوار- جوار»، «شَشِلَه- شَشِلَه» میگویند که شش روز از چلهی بزرگ و شش روز از چلهی کوچک را بسیار سرد میدانند. «دَلیل بَن» را روز های بیست دی تا سی دی ماه میگویند.

۲-۲۰)چله گوجره

این چله به معنی چله کوچک است. چله کوچکه نصف چله بزرگه می باشد و مدت زمان آن بیست روز است. چله کوچک را از دهم بهمن ماه تا آخرین روز ابن ماه به حساب میآورند. در باور عامه این چنین بیان میشود که بین دو چله مناظر های پیش آمده، که در این مناظره چلهی کوچک به چلهی برزگ گفت: با اینکه مدت زمان من کوتاهتر است، ولی سوز سرمای من آنچنان است که پیر زن را جلوی تنور آتش از سرما خشک میکنم.

۲-۲۱) بَنی کُشو

در لرستان شب اوّل زمستان را به سه اسم میخوانند. یکی شب یلداست که خاص مردم فارس زبان است. دوم «شُو چِلَه» که همان شب چله است. وسوم «بَنی کُشو» یا قربانی کشان است. «بَنی » به معنی حیوان محبوس یا بسته شده و به بند کشیده شده میباشد. این حیوان حلال گوشت که در این شب ذبح میشود، گوسفند یا بز، مرغ یا خروس میباشد.
مردم این دیار، چهل روز قبل از شب چله، بسته به وسع و بضاعت مالی خود، حیوان حلال گوشتی را پروار میکنند. در مدت چهل روزی که به شب چله ماندهاست، حیوان را در منزل نگه میدارند و به آن آب و دانه میدهند، تا کاملاً چاق و چله شود. بسیاری از مردم بر این باورند چنانچه خانوادهای در اوّل شب زمستان حیوانی قربانی نکند، ایام زندگی او تاریک و سیاه خواهد شد. و برای غلبه بر این سیاهیها و تاریکیها حتماً باید حیوانی ذبح کنند. قربانی کردن این حیوان آداب خاصی دارد. در بیشتر مناطق لرستان، حیوان را هفت بار به دور «تژگاه» یا آتش گاه منزل میچرخانند. سپس او را به محل قربانگاه میبرند. در مناطق شمال لرستان حیوان را قبل از غروب آفتاب و در حالی که هنوز آخرین ذرات خورشید در هوا پیداست، سر میبرند. آنها عقیده دارند با غروب آفتاب فرشته بخت به در منازل میآید اگر خون حیوان ذبح شده را ببیند خوشحال میشود و اهل خانه را دعا میکند. گوشت قربانی را در بین کسانی که توانایی قربانی کردن حیوانی را نداشتهاند تقسیم میکنند تا آنان نیز در جشن شب چله بینصیب نمانند. (عسکری عالم، ۱۳۸۷: ۷۷).
در روستاهای جنوب لرستان علاوه بر قربانی کردن، در شب یلدا پسر بچهها به بالای بام خانه همسایه ها یا اقوام می روند طنابی که ممکن است چفیه یا گلونیای باشد، در پشت پنجرهها آویزان میکنند تا صاحب خانه چیزی درون آن بگذارد. صاحب خانهها معمولاً مقداری میوه یا تنقلات درون چفیه میگذارند. زنان روستایی در این شب گندمی را که قبلاً چند روز در شیر خوابانده شده و کاملاً نرم شده بود، تفت میدهند که به آن «گَنِمه شیرَه» میگویند. این «گَنمِه شیره» یکی از تنقلات شب یلدای جنوب لرستان است. .
۲-۲۲) کویخا بی یَه رونه
کویخا بی یَه رونه، به معنی سهم ویژه ی کدخدا یا بزرگ خانوادهاست، که قسمتی از اموال نقدی یا زمین، اسلحه یا اسب و غیره است که از طرف پدر یا فرزندان، بعد از مرگ پدر در اختیار پسر بزرگ خانواده قرار میگیرد. این سنت هنوز در لرستان پابرجاست. گاه ممکن است این سهم از جانب پدر خانواده در اختیار پسر دیگری که بیشتر از همه دوستش دارد، قرار بگیرد.
بر اساس یک سنت قدیمی که در این خطه مرسوم است، سرپرستی یا کدخدایی خانواده، ایل، و تیره و طایفه با پسر بزرگ خانواده است. بنابراین مردم داری و مهمان نوازی مربوط به خانواده برعهدهی اوست. این رهبری و هدایت برای او هزینه های جانبی به دنبال دارد. پس با در اختیار نهادن قسمتی از مایملک پدری به این شخص، به ایشان کمک مینمایند تا بتواند این رهبری و کدخدایی را به سرانجام برساند. (عسکری عالم، ۱۳۸۷: ۸۷).
در لرستان رسم است هر وقت دختری ازدواج میکند خانواده داماد چند خلعت را برای بزرگان عروس میگیرند. در قدیم خانواده عروس هم خلعتی برای خوانین یا کدخدای روستا میگرفتند. میگویند در ایام عید چند نفر از بزرگان روستا جمع میشدند و مبلغی پول از مردم میگرفتند و به عنوان عیدی به خوانین میدادند و یا زمان شخم زدن مبلغی پول تحت عنوان سرشخمی به کدخدا یا خوانین میدادند. مردم این هدایا را سهم کدخدا یا خوانین میدانستند.
هنوز هم افرادی هستند که برای کدخدایان قدیم یا خوانینی که قبلاً ارباب آنها بودند، هدایایی مثل گوسفند یا روغن حیوانی میبرند.
۲-۲۳) سه بیره
سه بیره به معنی نوبت سوم است. معنی دیگر آن شانس و اقبال است که با قاب بازی و نحوه ی نشستن بر زمین، برای صاحب خود بُرد به همراه دارد. اما در اینجا معنی اوّل مراد است.
در لرستان هرگاه زنی دو بار شوهر کند و هربار شوهرش بمیرد، قدم آن زن را برای شوهر سوم، شوم میدانند. بنابراین هر گاه این زن بخواهد برای بار سوم ازدواج کند، به هنگام ورود او به خانهی شوهر جدید، در مدخل خانه شوهر مرغ سیاهی را سر میبُرند و عقیده دارند با این کار نحسی قدم آن زن برای شوهر جدید از بین خواهد رفت و او خوش یمن خواهد بود. (عسکری عالم، ۱۳۸۷: ۸۷).
در بعضی از طوایف لک زبان بر این باورند زنی که بیش از یک بار ازدواج کند، به تعداد دفعاتی که ازدواج کرده، زمان فوتش برای او کفن میگیرند.
۲-۲۴) مراسم وفات
زمانی که خبر مرگ کسی را به بستگانش میدهند، اگر آن شخص جوان باشد یا ازبزرگان ایل وطایفه باشد، به نشانهی عزا آب را روی آتش ریخته، و آتش خانه را خاموش میکنند. مادر و خواهر متوفی گیسوان خود را بریده و به مچ دست میبندند و با کشیدن ناخن دو دست بر روی صورت و خراشیدن آن و گفتن «وای وای» عزاداری میکنند.
سپیده دم روز برگزاری مراسم عزا«پرس» را با نواختن مارش«سحری» که به وسیلهی سُرنا و دهل نواخته میشود، شروع میکنند.
تصویر۸ مراسم عزا
نزدیکان و اقوام متوفا تکهای از سیاه چادر به نشان عزا به گردن میاندازند. (این رسم «داوار اَ کُول» میگویند). سر و شانههای خود را گِل گرفته و در صفی منظم در یک ردیف میایستند. سرناچیها به استقبال گروه های شرکت کننده در مراسم، اعم از زنان و مردان رفته و آنها را تا رسیدن به صاحبان عزا همراهی میکنند. از میان گروه های شرکت کننده در مجلس، بزرگترها مبلغی پول به سرناچیها میدهند. گروه «رارا وَش»ها که گروهی سه یا چهار نفره هستند در بین جمعیت شرکت کننده در مراسم «پرس» به حرکت درآمده و اشعاری را با نظم و آهنگ خاصی در وصف میت، دلاوریها و دیگر خصائل نیک او میسرایند. به این ترتیب که ابتدا سر دسته آنها مصرعی از یک بیت شعر را با آهنگی خاص میخواند و دو سه نفر همراه، همان مصرع را تکرار میکنند. این اشعار همگی به زبان لکی میباشد. در مراسم پرس رسم «کُتَل» نیز اجرا میشود. به این ترتیب که لباسها، تفنگ، شمشیر و دیگر وسایل شخصی میت را بر پشت اسبی آزین میبندند. اسب را در محل مدخل محیط مراسم نگه داشته، و زنان دور آن تجمع کرده، و به «مور» خواندن و شیون و زاری میپردازند. زنان گروه گروه به دور آن کتل تجمع کرده و به جمع زنان اقوام متوفی پیوسته، شیون و زاری میکنند. (رحیمی عثمانوندی، ۱۳۷۹: ۶۷).
زنان و مردان بصورت جداگانه و مستقل عزا داری میکنند. زنان صاحب عزا در یک سیاه چادر و یا ساختمانی تجمع میکنند. تا زمانی که زنان دیگر که به نشانهی عزای ظاهری، چادر به کول گره زده، وشیون کنان میآیند، از آنان قدر دانی و تشکر نمایند.
مردان نیز در مکان گستردهای جمع میشوند. همهی کسانی که در عزا شرکت میکنند اعم از بستگان دور یا نزدیک نشانهی عزا به خود میگیرند، به این صورت که لباس سیاه پوشیده، به سر و شانههای خود گل میمالند. (پاپی بالاگریوه، ۱۳۸۹: ۲۵۹).
در بعضی از طوایف هنوز هم مردان زمانی که به درب منزل صاحب عزا میرسند، به محض ورود به جایگاه عزاداری بر سر میزنند با گریه و زاری و گفتن لفظ «اِ بآووی، بآووی» حزن و اندوه خود را نشان میدهند.
گروه های شرکت کننده در مراسم عزا، پس از صرف ناهار و دادن مبلغی پول تحت عنوان «پرسانه» به صاحبان عزا، مراسم را ترک کرده و اگر هم دوست و فامیل نزدیک باشند تا آخر مراسم به جای آوردن رسم (کُتَل)، در مراسم میمانند. در پایان مراسم به درخواست یکی از ریش سفیدان محلی، نزدیکان متوفا و همه شرکت کنندگان یک جا جمع میشوند. پس از قرائت حمد و سوره با شیون و زاری، کُتَل را جمع آوری میکنند. لازم به ذکر است در طول «پرس» از میان شرکت کنندگان در مراسم که از شهر و روستاهای دور و نزدیک به این مراسم آمدهاند، برخی کتل تازه در گذشتگان خود را نیز همراه آورده و کنار کتل متوفا قرار میدهند.
گاهی ممکن است تعداد کتلها در یک مراسم پرس به بیشتر از ۲۰مورد هم برسد. اقوام و نزدیکان متوفا که از روز اول عزا رخت سیاه به تن کردهاند، باید تا یکسال سیاه پوش باشند. اقوام دیگر نیز تا چهل روز لباس سیاه میپوشند.
با فرا رسیدن یکمین سالگرد متوفا، مراسم کوچکی با دادن یک وعده غذا به شرکت کنندگان که به آن «نان سال» میگویند، برگزار میشود. پس از آن صاحبان عزا با رفتن به منزل تک تک کسانی که تا یک سال عزادار«آزیتی» بودهاند، با بردن پیراهنی غیر از رنگ سیاه برای آنها، به عزادار بودنشان خاتمه میدهند.
براساس باورهای مردم این خطه چنانچه زنی که فوت کرده، شوهرش بخواهد مجدداً ازدواج کند، در شب ازدواج مجدد همسر زن متوفا، اقوام زن متوفا میبایست سر قبر رفته، ساعاتی برسر مزار بمانند، در آخر تخم مرغ تازهای را زیر خاک کنار قبر بگذارند زیرا معتقدند زنی که فوت کرده و شوهرش دوباره ازدواج کند، از شدت غصه و ناراحتی در شب عروسی شوهرش قبر متوفا آتش میگیرد اما آن تخم مرغ میتواند حرارت آتش قبر را گرفته، به خود جذب کند. در این صورت متوفا از آتش برافروخته شده در قبر کمتر عذاب میبیند. (رحیمی عثمانوندی، ۱۳۷۹: ۶۹).