ریخت شناسی شخصیت در بهمن نامه۹۲- قسمت ۱۰

فرامرز
الف) از نظر قهرمان و ضد قهرمان: فرامرز شخصیتی ضد قهرمان است. و شاه بهمن به انتقام جویی از پدرش قصد کشتن او را دارد.
ب) از نظر تیپ و نوع: از پهلوانان و فرماندهان سپاه سیستان که به مقابله با شاه بهمن می پردازد.
ج) از نظر ایستایی و پویایی: شخصیت فرامرز شخصیتی ایستا است که درتمام داستان به عنوان یک ضد قهرمان تا لحظه ی مرگ به نبرد با بهمن می پردازد.
د) از نظر صفات: او دلیری برومند با هوش و شجاع است .در جنگاوری همتا ندارد، سکونتگاهش سیستان است.
نتیجه تصویری برای موضوع هوش
فرامرز موضوع لشکرکشی بهمن را به زال یعنی پدربزرگش در میان می‌گذارد زال فرامرز را آرام می‌کند و به او می‌گوید اول به او نامه می‌نویسم و با دادن مال و گنج فراوان از او پوزش می‌خواهم ولی اگر قانع نشد او و لشکریانش را به خاک و خون می‌کشم.
فرامرز به شاهوی دستور می‌دهد تا سپاهی گرد ‌آوردند سپاهی هشتاد یا هفتاد هزار نفر سوار بر گستوان و دلیر جمع می‌شوند.
شاهوی
الف) از نظر قهرمان و ضد قهرمان: شاهوی به عنوان شخصیتی ضد قهرمان و به عنوان یاریگر شریر وارد صحنه می شود.
ب) از نظر تیپ و نوع: از سران و فرماندهان سپاه فرامرز و نیز وزیر پاکیزه دین زال می باشد.
ج) از نظر ایستایی و پویایی: شخصیت شاهوی به دلیل ثباتی که در داستان دارد، دارای شخصیتی ایستا است.
د) از نظر صفات: مردی قوی هیکل ،پیری باخرد که به عنوان دستور زال به نزد بهمن می رود تا او را از جنگ و ستیز منصرف کند. سکونتگاهش سیستان است.
بعد از آن زال نامه‌ای به بهمن می‌نویسد و از او پوزش خواهی می‌کند و نامه را به دست شاهوی روزانه‌ی اردوگاه بهمن می‌کند نامه خوانده می‌شود و گنج‌ها به بهمن وارد می‌شود ولی بهمن قبول نمی‌کند و جواب نامه را به تندی می‌دهد و خود را آماده جنگ می‌کند. ( خویشکاری: درخواست بخشش و ترحم. نشانه: ۵D)
یک هفته از ماه نو می‌گذرد پشوتن به نزدیک دروازه‌ی سیستان می‌رود زال را بر بالای برج می‌بیند زال از او می‌خواهد که نزد بهمن که خودسر و پر از کین است میانجیگری کند و این جنگ و ستیز به صلح مبدل شود.
بهمن با لشکر به دروازه‌ی شهر می‌رسد زال هر چه از در خوبی و صلح وارد می‌شود بهمن زیر بار نمی‌رود و خواهان جنگ است.بعد از گذشت یک ماه سپاه بهمن به به سرکردگی پیروز توس مأمور کندن در دروازه شهر می‌شود و سربازان نیز مشغول تیرباران کردن لشکر زال می‌شوند. ( خویشکاری: اعلان جنگ. نشانه:۱۹A)
زال خود با لباسی که بر تن دارد گرز گرانش را بر می‌دارد و به سوی پیروز توس حمله ور می‌شود او را با نیزه‌ای بر خاک می‌اندازد و پیلی که در دروازه را شکسته را با سه ضربت از پای در می‌آورد. بدین ترتیب فرامرز با لشکری گران به دنبال سپاه بهمن می‌روند. ( قهرمان تعقیب می شود. تعقیب، دنبال کردن .نشانه:pr)
لشکریان بهمن می‌گریزند و سپاه زال از سیستان پنج روز را می‌تازد. که بعد از شش روز به لشکرگاه بهمن می‌رسند، و بهمن به بلخ می آید و همه‌ی شادمانیش به تلخی می‌گراید و فرمان می دهد تا ساز و برگی دوچندان فراهم آورند.( خویشکاری: رهایی قهرمان از دست تعقیب کننده –رهایی-RS)
جاماسب فرزانه ساز و برگ جنگ به اندازه ده رزم فراهم می‌آرود و بهمن از جاماسب می خواهد تا آینده‌ی کارش را بیان دارد جاماسب می‌گوید تا سه بار دیگر شکست با توست و بار چهارم تو پیروز خواهی شد. شاه بهمن یک بار دیگر قصد نبرد با سپاه زال را دارد. (خویشکاری: قهرمان یک بار دیگر به جست و جوی چیزی می رود. نشانه: XI-X)
چون خبر لشکرکشی پشوتن وزیر بهمن و بهمن به زال رسید زال نیز سپاهیان را مهیا کرد و سرا پرده را بیرون کشید و از سیستان به سوی دشت رفت. ( خویشکاری: بازگشت قهرمان. نشانه:)
زواره – فرامرز – تخاره نیکی جهش- سام نیکی دهش – مرزبان -بانو گشب- زربانو همگی در پیش زال کمر کارزار بسته بودند. ( خویشکاری: دفع اقدام برای نابودی. نشانه: ۸E)
زواره
الف) از نظر قهرمان و ضد قهرمان: زواره شخصیتی ضد قهرمان دارد و به عنوان یاریگر شریر وارد صحنه ی داستان می شود.
ب) از نظر تیپ و نوع: او پسر رستم و برادر فرامرز است .و به عنوان یکی از فرماندهان و سران سپاه فرامرز محسوب می شود.
ج) از نظر ایستایی و پویایی: زواره به سبب ثبات رفتاری و عدم تغییر شخصیت او در داستان دارای شخصیتی ایستا است.
د) از نظر صفات: پهلوانی تیز چنگ ، سیمایی درخشان چون خورشید دارد، به گاه نبرد گرد از تن دشمن بر می آورد. سکونتگاهش سیستان است.
طی نامه‌ای که بین بهمن و فرامرز رد و بدل می‌شود هر دو برای جنگ مهیا می‌شوند وصبح روز بعد دو سپاه در دو صف مقابل هم برای نبرد قرار گرفتند.فرامرز نیکی دهش سپاهیان را بیاراست. زواره سمت راست سپاه قرار گرفت. مرزبان به سوی چپ رفت و فرامرز قلب سپاه.
در لشکر بهمن، پشتون سپهبد سپاهیانش را در دو سوی راست و چپ و قلبگاه بیاراست. بهانروز دیلمی با سپاهیانی یکدل و یک دسته به سوی راست سپاه رفت. پیادگان همگی با سپر پیش و شمشیر و زوبین در دست صف کشیدند.
بهانروز دیلمی
الف) از نظر قهرمان و ضد قهرمان: به عنوان یاریگر و حامی قهرمان (شاه بهمن) وارد صحنه می شود.
ب) از نظر تیپ ونوع: از سران و فرماندهان سپاه شاه بهمن.
ج) از نظر ایستایی و پویایی: شخصیت بهانروز به دلیل ثباتی که در جریان داستان دارد دارای شخصیتی ایستا و ثابت است.
د) از نظر صفات: دلاوری زیرک، تنش بسان پیل تنومند، خردمند و عاقل، سکونتگاهش کشور ایران.
اردشیر نیز با سپاهیانش با تیغ به سوی چپ سپاه رفت. بهمن شاه در قلب سپاه جای گرفت و رهام گودرز که تو او را بخت نصر می‌خوانی و او از بیت‌المقدس دود برآورد و جهودان از او در رنج بودند به پیش سپاه رفت. پشوتن از بهمن اجازه نبرد خواست بهمن نیز بدو گفت تنت پیروز باد و دشمنت درون خاک سیاه آن گاه پشوتن جنگ افزار بپوشید و از میان سپاه آهنگ رزم کرد. از سوی لشکر فرامرز (زال) چون رستم پسر زرداد چنان دید، خندان اسب خود را از جای برانگیخت و زمین را در بر زال ببوسید و از زال اجازه گرفت او را تحسین کرد و به آوردگاه فرستاد رستم زرداد نیز شتابان بسان آذر گشسپ بیامد. ( خویشکاری: گسیل داشتن، فرستادن. نشانه: ۲B)
رستم پسر زرداد
الف) از نظر قهرمان و ضد قهرمان: رستم به عنوان حامی و یاریگر شریر وارد میدان می شود و شخصیتی ضد قهرمان دارد.
ب) از نظر تیپ و نوع: از سران و پهلوانان سپاه فرامرز است.
ج) از نظر ایستایی و پویایی: شخصیت رستم دچار هیچ گونه تغییر و تحولی نمی شود و تا پایان داستان شخصیتی ایستا دارد.
د) از نظر صفات: او بسان نهنگی جنگی نبرد می کند، تیر اندازی ماهر است. از وجود او سپاهیان فرامرز شادان هستند. سکونتگاهش سیستان است.
آنگاه که نهنگ جنگی (رستم) کمان را به زه کرد و تیر خدنگی در آن بنهاد و بینداخت. پشتوتن که چنین دید از روی زین بگردید و سپر را در برابر خود گرفت تا آن تیر بگذشت، سپس پشوتن بر رستم زرداد بسان شیری خشمگین بغرید و گرز کیانی را بردوش آورد. آنگاه گرزی بر سر او بزد که سرو کلاه خود او برخاک آمد. چون رستم از اسپ به زیر آمد و بدینگونه بالای آن شیر دلیر خمیده گشت،‌ سپاهیان ایران نعره‌ای کشیدند و خروش خود را به آسمان رسانیدند.
سام (پسر فرامرز)
الف) از نظر قهرمان و ضد قهرمان: سام شخصیتی ضد قهرمان دارد و به عنوان یاریگر و حامی شریر وارد میدان می شود.
ب) از نظر تیپ و نوع: سام فرزند بزرگ فرامرز است و یکی از پهلوانان سپاه.
ج) از نظر ایستایی و پو یایی: سام شخصیتی ایستا دارد زیرا هیچ گونه تغییر رفتاری در او دیده نمی شود. او و پدرش یک هدف را دنبال می کنند. و برای رسیدن به هدف خود که همان پیروزی بر سپاه شاه بهمن است تلاش می کنند.
د) از نظر صفات : او جوانی دلیر و رزم جو است. دلاوری های او در نبرد قابل ستایش است. او در زدن گرز و شمشیر زنی بسیار مهارت دارد. بسان شیری بر دشمن حمله ور می شود. سکونتگاهش سیستان است.
در این هنگام سام قصد نبرد با پشوتن را می‌کند، فرامرز اول مخالفت می‌کند ولی با اصرار سام قبول می‌کند سام وارد میدان می‌شود و خود را معرفی می‌کند و پشوتن نیز می‌گوید مرا مادرم پشوتن نام نهاد از پشت بزرگان و شاهان نو و نبیره‌ی طهماسپ پسر زو می‌باشم. ( خویشکاری: سلام کردن، پرس و جو کردن. نشانه: ۲D)
آن دو، دو بار با هم نبرد می‌کنند و هر دو صدماتی می‌بینند و در نبرد دوم سام با دلاوری اسب پشوتن را زخمی می‌کند و او پیاده می‌جنگد تا اینکه سپاهیان ایران به میدان می‌آیند و پشوتن را با خود می‌برند.
اینجاست که شاه شام، نصر حارث، شاه تازیان، وارد نبرد با سام(پسر فرامرز) می‌شود با نیزه‌ای در دست بسان شیر ژیان وارد میدان شده و نیزه را به سمت سام پرتاب می کند و سام نیز تیغ تیزی از میان برکشیده و بر نیزه‌ی شاه شام زده و آن را به دو نیم می کند. سپس سام با وارد کردن ضربات شدیدی کتف و دست و سپر او را بیانداخت. شاه تازیان بر خاک افتاد و سپاهیانش همگی جامه‌هایشان را دریدند. ( خویشکاری: شریر مرتکب قتل می شود. نشانه: ۱۴A)
سام گرز هشتاد منی را برداشت و وارد سپاه ایران شد و چندین تن را از بین برد و به سپاه خود بازگشت.این نبرد نیز با شکست بهمن به پایان می‌رسد.بهمن به عزای شاه شام سه روز و سه شب گریه می‌کند و به عزا می‌نشیند.(خویشکاری: قهرمان نمی تواند دشمنش را سرکوب کند. نشانه: ۹E)
بهمن تصمیم می‌گیرد نامه‌ای به پهلوانان سپاه فرامرز بفرستد و نامه‌ای پر از گوهرهای گرانبها و جامه‌های زربفت به پهلوان فرشاور فرستاد و آنها را به سمت خویش دعوت کرد و به آنها وعده‌های فراوان داد. (خویشکاری: یاری و کمک طلبیدن. نشانه: ۱B)
فرشاور
الف) از نظر قهرمان و ضد قهرمان: او ابتدا به عنوان شخصیتی ضد قهرمان وارد داستان می شود ولی با طرح نیرنگ از طرف قهرمان حامی و یاریگر او می شود.
ب) از نظر تیپ و نوع: از سران و گردان سپاه فرامرز است.
ج) از نظر ایستایی و پویایی: فرشاور به دلیل تغییر رفتاری که در او به وجود می آید و با خیانتی که به فرامرز می کند و به سپاه شاه بهمن می پیوندد شخصیتی پویا دارد.
د) از نظر صفات: پهاوانی تنومند، جنگاوری چون شیر شرزه ، از یلان سپاه فرامرز، مردی مال و جاه طلب که با وعده های شاه بهمن در حق فرامرز خیانت می کند.و به سپاه بهمن ملحق می شود.
فرستاده نامه را نزد فرشاور می‌خواند و فرشاور نیز با دوازده پهلوان خود مشورت می‌کند و گوهرها را به آنها می‌بخشد و همه از شنیدن سخنان بهمن در نامه‌ای به او می‌پیوندد و فرشاور از بهمن می‌خواهد که فردا نبردی ترتیب دهد و فرشاور و دیگر پهلوانان در سپاه فرامرز از پشت به او حمله‌ور شوند و او را از بین ببرند. ( خویشکاری: شخصیت های مختلفی خود را در اختیار قهرمان می گذارند. نشانه: ۹F)
روز نبرد فرا می‌رسد و سپاهیان آماده‌ی رزم می شوند. زال شتابان خود را به لشکر فرامرز می‌رساند و فرامرز را از انجام این نبرد برحذر می‌دارد زیرا در شب خوابی دیده که لشکر فرامرز از درون آتش می‌گیرد و آن آتش گریبانگیر فرامرز می‌شود ولی فرامرز نبرد را ترجیه می‌دهد می‌گوید باید خود را به تقدیر و قسمت سپرد.
نبرد فرا می‌رسد و این بار رهام (از سپاه بهمن) خواهان رزم با فرامرز است رهام با دیدن گرز صد و شصت منی که همه‌ی آن انجمن بر آن خیره شده بودند و آن همه شکوه و هیبت شکست را می پذیرد و روی از جنگ با فرامرز می پیچید.
رهام گودرز
الف) از نظر قهرمان و ضد قهرمان: رهام شخصیتی قهرمان دارد و به عنوان حامی و یاریگر قهرمان (شاه بهمن ) وارد صحنه می شود.
ب) از نظر تیپ و نوع: از گردان و پهلوانان و سران سپاه شاه بهمن است.
ج) از نظر ایستایی و پویایی: رهام شخصیتی ایستا دارد و تا پایان داستان دچار هیچ گونه تحولی نمی شود.
د) از نظر صفات: رهام پسر گودرز و برادر گیو پهلوان است. او به مانند خویشان خود جنگاوری زیرک است و به گاه نبرد عرصه را بر حریف خود تنگ می کند. سکونتگاه رهام کشور ایران است.
نبرد فرا می‌رسد و این بار رهام خواهان رزم با فرامرز است رهام با دیدن گرز صد و شصت منی که همه‌ی آن انجمن بر آن خیره شده بودند و آن همه شکوه و هیبت شکست را پذیرفت و روی از جنگ با فرامرز پیچید. در همین حال آن دوازده نفر که قصد از بین بردن فرامرز را داشتند به او حمله‌ور شدند و زخم‌های زیادی بر تن فرامرز نشاندند و با همه‌ی زخم‌هایی که داشت ۸ تن از آنان را بر خاک نشاند و دیگران را زخمی کرده و آنها به سوی بهمن رفتند. و در روز دیگر همه‌جا پر شد که فرامرز کشته شده و سام فرزند او نیز بر سر جنازه‌ی پدر خود را کشته تا این خبر به بهمن می‌رسد و پشوتن را برای اطمینان خبر به نزدیک برج و بارو فرامرز می‌فرستد.( خویشکاری: شریر می کوشد قربانیش را بفریبد تا بر او و چیز هایی که به او تعلق دارد دست یابد-فریبکاری-نشانه: η(
 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

Add a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *