مصرف سبز

در دهه ۱۹۸۰ و اوایل ۱۹۹۰ ﺑﻴﻦ ﻣﺼﺮﻑ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﺁﮔﺎﻫﻲ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﺁﻣﺪ ﻛﻪ ﺧﺮﻳـﺪ ﺁﻧﻬـﺎ ﺭﻭﻱ ﻣﺤﻴﻂ ﺍﺛﺮ ﻣﻲ ﮔﺬﺍﺭﺩ. مصرف کنندگان ﺗﺮﻏﻴﺐ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﮐﻴﻔﻴﺖ ﮐﺎﻻﻫﺎ ﺗﻮﺟـﻪ کنند ﺑﻠﮑﻪ ﺷﺮﺍﻳﻄﻲ ﮐﻪ ﺗﺤﺖ ﺁﻥ ﮐﺎﻻﻫﺎ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ ﺭﺍ ﻧﻴﺰ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ.

 

ﻣﺼﺮﻑ ﺳﺒﺰ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻫﻪ ۱۹۸۰ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﺧﻮﺩ ﺭﺳﻴﺪ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﻣـﺮ ﺩﺭ ﺁﻟﻤـﺎﻥ ﺷﺪﺕ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺩﺍﺷﺖ. ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ در ﺍﻭﺍﻳﻞ ﺳﺎﻝ ۱۹۷۰ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺑـﺮﺍﻱ ﻣﺼﺮﻑ ﻣﺤﺼﻮﻻﺗﻲ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻣﻌﻴﺎﺭ ﻫﺎﻱ ﺯﻳﺴﺖ ﻣﺤﻴﻄﻲ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧـﺪ ﺑﻮﺩ، بالغ بر ۳۷٫۶ درصد بود ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۹۹۷ ﺑﻪ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻳﺎﻓﺘﻪ بود. ﻣـﺼﺮﻑ ﮐﻨﻨـﺪﮔﺎﻥ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻧﻲ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻣﺤﻴﻂ ﺯﻳﺴﺖ ﭘﺎﺳـﺦﮔـﻮ ﺑﻮﺩﻧـﺪ. ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻣﺼﺮﻑ ﮔﺮﺍﻳﻲ ﺳﺒﺰ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻣﺤﻴﻂ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺑﻪ ﻳﮏ ﻣﺰﻳﺖ ﺭﻗﺎﺑﺘﻲ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﻮﺩ (شکاری، ۱۳۸۴).

روشن است که تغییر سلیقه مصرف کننده، عامل مهمی در فعالیت شرکت ها به نفع محیط زیست بوده است. بررسی ۲۵۰۰۰ نفر مصرف کننده در سراسر جهان در سال ۱۹۹۹ نشان داد، ۲۰ در صد افراد یا از خرید محصولات خودداری کرده بودند یا آشکارا از شرکت ها به دلیل کارهای اجتماعی و زیست محیطی مشهودشان، انتقاد می کردند (الیوت و همکاران، ۱۳۸۸، ص. ۲۲).

مصرف کنندگان در کشورهای توسعه یافته تر، پیش از پیش به پرداخت مبالغ بیشتر برای کالاهایی که بیشتر حامی محیط زیست هستند، تمایل نشان می دهند. برای نمونه فروش های سازمان خوراک در سال ۲۰۰۲ ارزشی بالغ بر بیست میلیارد دلار داشت که این رقم سالانه ۲۰ درصد در ایلات متحده، اروپا و ژاپن در حال افزایش است. این امر تا حدی نتیجه شورش مصرف کننده علیه آثار محیطی و اجتماعی کشاورزی صنعتی است. ثابت شده است که از قوی ترین ابزار دستیابی به صراحت و مسئولیت پذیری بیشتر تجاری، دسترسی عموم به اطلاعاتی است که جامعه مدنی را برای پیوستن به فرآیند، تشویق و تقویت می کند. آلمان اولین کشوری بود که در سال ۱۹۷۸ طرح طبقه بندی محیطی را که توسط دولت حمایت می شد، برای انتخاب های آگاهانه تر مصرف کنندگان، آغاز کرد (الیوت و همکاران، ۱۳۸۸، ص. ۲۲).

تاییدیه “فرشته آبی” که نشانی برای محصولات و خدماتی است که دارای جنبه های دوست دار محیط زیست می باشند، به بیش از ۳۵۰۰ فرآورده در آلمان گسترش یافته است.(سازمان منابع جهانی، ۲۰۰۳).