رسید.

لی و همکاران (۲۰۰۶)مقاله ای با عنوان “تأثیر کارکردهای مدیریت زنجیرۀ تأمین بر مزیت رقابتی و عملکرد سازمانی” انجام داده است. در این تحقیق کارکردهای مدیریت زنجیرۀ تأمین که ابعاد آن شامل مشارکت استراتژیک با تأمینکننده، تسهیم اطلاعات، کیفیت تسهیم اطلاعات، ارتباط با مشتری و تعویق میباشد، به عنوان متغیر مستقل مورد مطالعه قرار گرفته است. مزیت رقابتی شامل قیمت، هزینه، کیفیت، اطمینان در تحویل، نوآوری تولید و زمان بازار بوده و عملکرد سازمانی شامل دو شاخص مالی و بازار میباشند. اطلاعات از ۱۹۶ شرکت جمعآوری شده و با استفاده از معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان میدهند که سطوح بالاتر کارکردهای مدیریت زنجیرهْ تأمین افزایش مزیتهای رقابتی و همچنین بهبود عملکرد سازمانی را به دنبال دارند. علاوه بر این مزیتهای رقابتی اثر مثبت و معناداری بر کارکردهای سازمانی دارند.

جمع بندی:
سرعت بالای تغییرات و عدم قطغیت در بازارها سبب شده است تا شناخت سازمانها از زنجیره های تأمینی که در آنها عضویت دارند و نقشی که در آن بازی میکنند از اهمیت فوق العادهای برخوردار شود. شرکتهایی که بدانند چگونه زنجیرههای تأمین قوی ساخته و در آنها مشارکت کنند، مزیت رقابتی مهمی در بازارشان در اختیار خواهند داشت. زنجیرههای تأمین، کلیه شرکتها و فعالیتهای مورد نیاز کسب و کار جهت طراحی، تحویل و استفاده از یک محصول یا خدمت را شامل میشوند. هر کسب و کاری برای بقاء و پیشرفت به زنجیرههای تأمین خود وابسته بوده و در هر کدام از آنها زنجیرهها نقشی را ایفا میکند. گسترش بازارها و محصولات، رقابتها را از سطح مابین شرکتها به سطح مابین زنجیرههای تأمین کشانده و تمرکز بر بهبود عملکرد این زنجیرهها، تنها مسیر دستیابی به مزایای رقابتی در بازار جهانی کسب و کار امروزه است.
نظر به مباحث مطرح شده در این فصل پس از مرور ادبیات نظری مربوط مدیریت زنجیرۀ تأمین، مزیت رقابتی و عملکرد سازمانی مطالعات انجام شده در داخل و خارج از کشور مطرح و در انتها مدل مطالعاتی پژوهش ارائه گردید.
کارکردهای مدیریت زنجیرهْ تأمین به عنوان مجموعهای از فعالیتهای متعهد شده به وسیله سازمان برای ۱) ارتقای اثربخش مدیریت زنجیره تأمین به عنوان رویکرد بکار گرفته شده در یکپارچکی؛ ۲) مدیریت و هماهنگی زنجیره، تقاضا و ارتباطات در جهت جلب رضایت مشتری به طور اثربخش به عنوان تکنولوژی و فعالیتهای محسوس که نقش وابستهای در همکاری شرکت مرکزی با تأمینکنندگان یا مشتریان خود دارد؛ و ۳) به عنوان رویکردی برای درگیری تأمینکنندگان در تصمیمگیری، تسهیم و جستجوی راههای جدید برای یکپارچگی فعالیتهای بالا دست تعریف میشوند (والمحمدی، ۲۰۱۳). ضمن مطالعه ادبیات موضوع چنین مشاهده شد که عملکردهای مدیریت زنجیرهْ تأمین با توجه به نظر محقین مختلف شامل ابعاد مختلفی میباشد. الاین و همکارانش (۲۰۱۰) این ابعاد را شامل: مشارکت استراتژیک با تأمینکننده، تسهیم اطلاعات، فناوری اطلاعات، ارتباط با مشتری، آموزش و عملیات درونی میدانند. لنیکوه و دمیربگ (۲۰۰۷) نیز این عملکردها را به دو دسته برونسپاری و چندتأمینکنندهای و همکاری استراتژیک و عملکردهای ناب دستهبندی نمودهاند. تسهیم اطلاعات و روابط بلندمدت با تأمینکنندگان نیز از عملکردهایی میباشند که توسط میگوئل و بریتو (۲۰۱۱) عنوان شدهاند. طبقهبندی دیگری که توسط لی و همکاران (۲۰۰۶) ارائه شده است نیز شامل: مشارکت استراتژیک با تأمینکننده، تسهیم اطلاعات، کیفیت تسهیم اطلاعات، ارتباط با مشتری و تعویق میباشند.
با مرور، بررسی و یکپارچهسازی ادبیات اشاره شده، ۵ بعد مشارکت استراتژیک با تأمینکننده، سطوح تسهیم اطلاعات، تعویق، ارتباط با مشتری و کیفیت تسهیم اطلاعات به عنوان متغیرهای فرعی فعالیت ها و کارکردهای مدیریت زنجیرهْ تأمین انتخاب شدهاند. جهت بررسی اینکه آیا کارکردهای زنجیرهْ تأمین بر مزیت رقابتی اثرگذار میباشند یا خیر، این پروژه جنبههای فنی و جنبههای مدیریتی که متمم یکدیگر میباشند را بکار میگیرد. از اینرو از ابزارهای سنجش لی و همکاران (۲۰۰۶) در ارتباط با مزیت رقابتی که آن را شامل قیمت، هزینه، کیفیت، اطمینان در تحویل، نوآوری تولید و زمان بازار میداند، استفاده میکند. با استفاده از مطالبی که تاکنون عنوان شد، میتوان مدل مطالعاتی پژوهش را که با مدل مفهومی تفاوتی ندارد، به صورت زیر نشان داد:

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *