ارائه چارچوب مدیریت دانش در سازمان‏های دانش‏محور مورد مطالعه ستاد فناوری نانو ایران

امروزه به دلیل تشدید فضای رقابتی، کشورها و نیز سازمان‏ها در تصمیم گیری و اتخاذ استراتژی رقابتی خود تنها به منابع محدود درون سازمانی و یا اطلاعات تصادفی کسب­شده از فضای پیرامون اکتفا نمی­ کنند و در حقیقت داشتن اطلاعات صحیح، تأثیرگذار و به روز از فضای اطراف یکی از ابزارهای قدرت در سطح ملی و سازمانی محسوب می­ شود. از این رو سازمان­ها تلاش می­ کنند به بهترین منابع اطلاعاتی در مورد محیط کسب­وکار و فعالیت خود دست یابند و از آن ها به طور مؤثر در برنامه ریزی های راهبردی خود بهره بگیرند (Clarke& Turner, 2004). این که دانش یکی از مهم ترین دارایی های سازمان در نظر گرفته می شود غیر قابل انکار است و به طور فزاینده ای برای حفظ مزیت رقابتی سازمان، مدیریت می شود ( Chang et al , 2009).

در صنایع با تکنولوژی پیشرفته و سازمان های مبتنی بر دانش از قبیل نانو و بیوتکنولوژی حیطه های جدیدی ظهور، تکامل و به بلوغ می رسد و خیلی سریع از رده خارج می شود بنابراین، مدیران تصمیمات تجاری راهبردی را نه تنها بر مبنای اطلاعات ساختار یافته بلکه همچنین باید بر مبنای اطلاعات ناقص، پویا و مبهم اخذ نمایند. بنابراین باید از پلت فورم مدیریت دانش استفاده نمایند تا مدیران از روند تغییرات و سرعت آن ها غافل نباشند (Bafiares-Alcantara et al , 2003) .

بسیاری از سازمان ها به سازمان مبتنی بر دانش تغییر شکل داده ‏اند که مدیریت دانش در آن ها نقش کلیدی دارد (Akhavan & Jafari, 2006) . تنها مزیت رقابتی که سازمان ها در قرن بیست و یک خواهند داشت آن چیزی است که می دانند و این که چگونه از آن استفاده خواهند کرد (Civi, 2000). پیشرفت های جدید در فن آوری اطلاعات نوآوری در مدیریت دانش را پشتیبانی کرده است (Jaehun& Sang, 2009) .

بنا بر گفته لی بوویتز[1] (1999) مدیریت دانش ترکیبی از سامانه های مبتنی بر دانش، هوش مصنوعی، مهندسی نرم افزار، بهبود فرایندهای کسب و کار، مدیریت منابع انسانی و مفاهیم رفتار سازمانی می باشد. مدیریت دانش یک استراتژی مهم برای بهبود مزیت رقابتی و عملکرد سازمانی شده است، زیرا مدیریت مناسب دانش و نفوذ آن در سازمان موجب می شود تا سازمان نوآوری و هوش و انطباق پذیری بیشتری از خود نشان دهد (Wong &Aspinwall, 2004) .

اگرچه اهمیت مدیریت دانش بر کسی پوشیده نیست، اما به نظر می رسد تعداد خیلی کمی از سازمان ها به درستی قادر به نفوذ، انتشار و مدیریت دانش در سازمان های خود هستند (Storey & Barnet, 2000). تعداد چشمگیری از پروژه های مدیریت دانش با شکست مواجه می شوند. این شکست ها به این دلیل است که به کار گیری مدیریت دانش کاری آسان و سهل نیست که سازمان ها به راحتی بتوانند از عهده آن برآیند (Mousavidin & Lakshmi, 2008) .

سازمان هایی که نمی دانند چگونه و از کجا باید آغاز کنند و فاقد یک چارچوب صحیح و منسجم باشند در تلاششان برای ایجاد و به کار گیری مدیریت دانش با شکست مواجه خواهند شد (Storey & Barnet, 2000) . اجرا و توسعه مدیریت دانش در یک سازمان، فرایندی بینهایت پیچیده می‏باشد که شامل جنبه‏ه ای مختلف تکنولوژیکی، انسانی و سازمانی می‏باشد. برای اطمینان از اجرای موفق پروژه و در عین حال کاهش پیچیدگی آن لازم است از چارچوبی برای توسعه و به کار گیری مدیریت دانش استفاده شود ( Chalmeta & Grangel, 2008).

1-2- تعریف مسئله و بیان موضوع

در دهه گذشته، تمرکز سازمان ها و دانشمندان از جنبه های مالی سازمان به جنبه ها و فنون بهبود مدیریت دانش و توجه بیشتر به دانش و دارایی های نامشهود سازمان و نحوه مدیریت راهبردی دانش سازمان معطوف شده است. در همین دوره، مدیریت سرمایه های فکری سازمان به عنوان یکی از مهم ترین عوامل موثر در مدیریت دانش، جهت بهبود کیفیت مدیریت اطلاعات و در نتیجه بهبود کیفیت مدیریت دانش سازمانی مورد توجه قرار گرفت (Wiig & Karl, 2004).

در این دهه به واسطه ظهور نظریه دیدگاه مبتنی بر منابع و نظریه دیدگاه دانش محور آشکار گردید که موفقیت سازمان تنها وابسته به منابع مادی نیست، بلکه مدیریت دارایی های نامشهود و سرمایه های فکری سازمان نیز بر آن اثر بسیاری دارند و این نکته است که می تواند در بلند مدت، باعث ایجاد مزیت و حاشیه رقابتی برای سازمان های نوآور و موفق گردد (Kruger & Johnson, 2010) .

الزامات همراه با عصر دانایی، موجب ظهور و توسعه سازمان های دانش محوری شده است که برخی ویژگی های آن ها تفاوت‏هایی اساسی با سازمان‏های سنتی دارد. سازمان‏های دانش‏محور به سرعت غیر قابل باوری در سال های اخیر رشد کرده اند. لیکن مبحث مدیریت دانش و موفقیت آن در سازمان های دانش محور نسبت به سازمان های دیگر در عصر اقتصاد دانشی مهمترو حیاتی تر می باشد. (Wu et al , 2008).

سازمان‏های دانش محور سازمان هایی هستند که به طور عمده‏ای مبتنی بر دانش حرفه‏ای از جمله دانش یا خبرگی مرتبط با یک رشته یا زمینه خاص می باشند که کالا و خدماتی را تولید می نمایند که دانش محور هستند (Den Hertog, 2000) .

مثالی از سازمان‏های دانش محور عبارتند از سازمان‏های حسابداری، مدیریت، کامپیوتر و مشاوره، نمایندگی‏های تبلیغات، شرکت‏های با فناوری پیشرفته و سازمان های تحقیق و توسعه می‏باشند (Swart& Kinnie , 2003. مهم ترین دارائی در سازمان های دانش محور سرمایه فکری است، بر مبنای این واقعیت ها این سازمان ها نیاز به مدیریت دانش را احساس می کنند (Mohammadi et al , 2009).

چالش اصلی سازمان ها درک مدیریت دانش و چگونگی پیاده سازی آن است. امروزه بزرگ ترین آرزوی سازمان ها تعریف یک مدیریت دانش مناسب سازمان و اداره آن به یک روش موفق است. سازمان‏ها نیاز دارند از عواملی که بر موفقیت مدیریت دانش تأثیر می گذارند آگاه و باخبر باشند (Migdad,2009)، بنابراین بررسی عوامل موفقیت مدیریت دانش در سازمان دانش محور نیز ضروری به نظر می‏رسد.

بی شک، سازمان های دانش محور باید در طراحی و به کار گیری مدیریت دانش، در نقش سازمان های پیشرو ظاهر شوند، و این امر مستلزم شناسایی عوامل حیاتی موفقیت و اقدام عملی بر مبنای این عوامل تأثیرگذار در مراحل مختلف طراحی و به کار گیری مدیریت دانش است.

مطالعه خاصی را در خصوص عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش در حوزه سازمان های دانش محور نمی توان مشاهده نمود. اما این مطالعه بر مبنای تجارب سازمان های پیشرو در خصوص مدیریت دانش و مرور ادبیات، سعی در یافتن عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش در سازمان‏های دانش محور و ارائه و توسعه یک چارچوب جامع از مدیریت دانش بر مبنای عوامل حیاتی موفقیت در این سازمان‏ها تمرکز دارد.

این چارچوب سازمان‏ها را یاری می رساند تا نقاط ضعف مدیریت دانش سازمان خود را شناسایی کرده، شاخص های نیازمند بهبود را مشخص کرده و برای کسب و حفظ دانش ارزشمند سازمان تلاش نمایند.

1-3- ضرورت انجام تحقیق

امروزه مدیریت دانش به عنوان یکی از اقدامات اصلی سازمان ها در گام نهادن به عرصه رقابت جهانى و.

رویارویى با چالش های جدید کسب و کار مطرح می باشد. درک ضرورت مدیریت دانش از سوى شرکت ها با گرایش گسترده آن ها در سطح جهان بدین مهم، آشکار می شود. در کشور ما نیز گرچه هنوز شرکت های معدودى به اقدامات محدودى در این باب دست زده اند. اهمیت مدیریت دانش بر همگى آشکار شده و بدین لحاظ لزوم اقدامات مطالعاتى و تحقیقاتى در این زمینه احساس می شود.

از آنجا که از سویى با توجه به وضوح اهمیت مدیریت دانش، گریزى از پیاده سازى آن نیست و از سوى دیگر، نرخ شکست پروژه های مدیریت دانش بالا می باشد، بنابراین نیاز به مطالعه عوامل موثر در موفقیت مدیریت دانش وجود دارد. با توجه به سرمایه گذاری قابل توجهى که صرف اجراى پروژه های مدیریت دانش می شود.

ارائه چارچوبی از مدیریت دانش بر مبنای عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش می تواند راهنماى مدیران این سازمان ها در مراحل برنامه ریزى این پروژه ها و همچنین اجراى آن ها باشد. چارچوب مدیریت دانش برای سازمان های که می خواهند این سیستم مدیریتی را در تشکیلات خود به اجرا درآوردند، اهمیت زیادی دارد. چارچوب مدیریت دانش به صورت خطوط راهنمایی در می آید که از ایجاد خطا جلوگیری می کند و منافعی را نیز بر حسب زمان و کار انجام شده و هزینه مصرف شده بدست می‏آورد.

در مرحله برنامه ریزى می توان با شناسایى و اطلاع از عوامل موفقیت مدیریت دانش، وضعیت سازمان را از حیث این عوامل بررسى نمود و پیش از ورود به فاز اجرایى و تحمیل هزینه بالا تمهیداتی براى نقاط ضعف اندیشید.