قاصدک

پایان نامه ارشد درباره مشارکت سیاسی، مسئولیت پذیری، قانون مداری، نظام سیاسی

دانلود پایان نامه

معنا که هر فعالیتی بتواند به شکل قانونی صورت پذیرد. این امر مستلزم آن است که در هر مقطع از پویایی و تحرک جامعه و به تناسب آن، انسان ها قانون مدار و قانون پذیر باشند و رفتارشان جلوه کامل آن باشد. (کلمن، ۱۹۸۷: ۹۰ ، به نقل از دانایی فرد و آذر و صالحی ، ۱۳۸۹: ۱۳-۱۴)
ب ) بعد رفتاری شهروندی دموکراتیک، نیز همراه باسه خرده بعد مجزا می باشد: ۱) درگیری سیاسی۳۸ ۲)اثر بخشی سیاسی۳۹ ۳) مشارکت سیاسی۴۰ (park & shin, 2003, p.19)
1) درگیری سیاسی : ورود شهروند به عرصه سیاسی جامعه و مشغولیت های ناشی از آن را می توان درگیری سیاسی تلقی نمود. نقش شهروند در حکومت دموکراسی ایجاب می کند که فرد نقش فعالی در مشاورات سیاسی داشته و در رده تصمیم گیری، خصوصاً در مراحلی که مسائلی به معرض قضاوت عمومی قرار داده می شود، مانند رأی گیری در مجامع اختیاری با مشخصات سیاسی و یا نیمه سیاسی، شرکت کند. (آرم و سی مور، ۱۳۷۶: ۲۴۷-۲۴۸)
۲) اثربخشی سیاسی:به عقیده راش، اثربخشی یعنی میزانی که افراد احساس می کنند می توانند در سیاست تأثیر بگذارند که اساساً بسته به پایگاه اجتماعی اقتصادی و ضریب هوشی، فرق می کند.(راش، ۱۳۸۵: ۱۰۹) رابرت لین، اثربخشی را احساس تسلط و کنترل داشتن روی خویش و محیط در جهت حسی از سودمند بودن سیاسی تعریف می کند. این احساس مردم را به جهتی سوق می دهد که نسبت به روند سیاسی خود هوشیارتر شوند و در روند سیاسی مشارکت فعال تری داشته باشند. بسیاری از پژوهشگران اثربخشی را متغیری کلیدی در فعالیت سیاسی به شمار آورده اند. آنان در مطالعات خود دریافته اند که ارزیابی فرد از میزان اثربخشی و از توانایی و شایستگی اش در مشارکت سیاسی بر تمایل وی به مشارکت در امور سیاسی تأثیر می گذارد. (سید امامی و عبدالله، ۱۳۸۸: ۱۲۳-۱۲۴)
۳) مشارکت سیاسی: عبارت است از درگیر شدن فرد در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی از عدم درگیری تا داشتن مقام رسمی سیاسی است. (راش، ۱۳۸۵: ۱۲۳) در تعریفی دیگر، رابرتسون۴۱، مشارکت سیاسی را با دموکراسی همسو دانسته و آن را در امکان و گستره به کارگیری کنش های سیاسی جست و جو می کند، براین اساس مشارکت سیاسی معمولاً به دامنه دسترسی شهروندان به حقوق دموکراتیک معمول در فعالیت سیاسی که به طور قانونی استحقاق آن را دارند، اطلاق می شود. (رابرتسون، ۱۹۹۳، به نقل از: غفاری و زرین کاویانی، ۱۳۹۰: ۹۲)
بدین اعتبار و براساس آنچه ذکر گردید بعد نگرشی شهروندی دموکراتیک که شامل نگرش به دموکراسی، موازین و نظارت های رسمی و قانون مداری است، به ذهنیت شهروندان از جامعه ای که در آن زندگی می کنند برمی گردد؛ بدین معنا که شهروندان با توجه به ارزیابی که از ساخت حکومت خود دارند و اینکه تا چه اندازه این ساخت مطلوب یا نامطلوب است و یا تا چه اندازه برپایه قوانین و اصول برخاسته از خواست مردم تدوین شده و قابل اجراست متفاوت می باشد. در واقع این بعد، جنبه ذهنی داشته و به عقاید و نگرش ها و ذهنیت آنان اشاره دارد. اما بعد رفتاری شهروندی دموکراتیک به عمل شهروندان بر می گردد ؛ یعنی شهروندان در درجه نخست احساس می کنند می توانند در جامعه ای که زندگی می کنند نسبت به تصمیمات آن سهم و اثری داشته باشند و برمبنای آن در فعالیت های مربوط به سیاست و رویه های سیاسی شرکت داشته باشند. با توجه به این مطالب می توان گفت، دو بعد نگرشی و رفتاری در امتداد یکدیگرند بدین معنا که؛ بعد نگرشی شهروند دموکراتیک در ابتدا ایمان و عقیده به دموکراسی و ارزیابی مثبت یا منفی بودن شرکت در یک عمل جمعی را در فرد القاء کرده و به نوعی آمادگی ذهنی نسبت به آن را در فرد شکل می دهد و در مرحله بعد، بعد رفتاری، فرد را به شرکت در عمل جمعی و مشارکت در امور جامعه هدایت می کند. در واقع این دو بعد مکمل یکدیگر هستند و بعد نگرشی شهروندی دموکراتیک که امری ذهنی است به عنوان پیش نیازی برای بعد رفتاری آن که عمدتاً امری عینی و ملموس است محسوب می گردد. به عبارت دیگر هماهنگی در دو بعد نگرشی و رفتاری موجب می گردد شهروند دموکرات در درجه اول با آگاهی و شناخت نسبت به مسائل اطراف درصدد حل مسائل با پیگیری و شرکت فعال در آن برآید.
از سوی دیگر، با توجه به ابعاد دوگانه شهروندی در زمینه حقوق و تکالیف، بعد نگرشی شهروندی دموکراتیک را می توان در چارچوب حقوق شهروندان قرار داد و بعد رفتاری شهروندی دموکراتیک را در زمینه تکالیف شهروندی؛ یعنی مؤلفه های نگرش به دموکراسی، موازین و نظارت های رسمی و قانون مداری، به نوعی حقوق شهروندان را در چارچوب قانون تعیین می کند و بیانگر این مسئله است که تا چه اندازه برای شهروندان حقوقی را در جهت فعالیت های سیاسی و حضور آنان در صحنه سیاست قائل است و از طرف دیگر، مؤلفه های درگیری سیاسی، اثر بخشی سیاسی و مشارکت سیاسی تا حدودی بیانگر تکلیف شهروندی هستند، یعنی شهروندان دموکرات با توجه به کسب حقوق تعیین شده و رعایت آن در نظام سیاسی ملزم می گردند و تکلیف دارند که در فعالیت های سیاسی مشارکت داشته باشند.

  منابع و ماخذ پایان نامهمحدودیت ها، سلامت روان، واقعیت درمانی، سلامت روانی

ناظر بر حقوق ناظر بر تکالیف

شکل شماره ( ۲-۲) : ابعاد دوگانه شهروندی دموکراتیک

۸-۲ ویژگی های شهروندی دموکراتیک
– آگاه بودن: دانایی به عنوان مهمترین ویژگی شهروندی دموکراتیک، مشارکت فعالانه و مسئولانه به شمارمی رود. دانایی عبارت از داشتن اگاهی در زمینه موضوعات تاریخی، اجتماعی، فرهنگی در سطح محلی،ملی، بین المللی است که به عنوان پیش نیازی اساسی برای شهروندی دموکراتیک به شمار می رود. اصولاً ، تصمیم گیری های مهم جامع
ه اغلب نیاز به شهروندانی دارد که قادر به درک اطلاعات وسیع سطح جامعه، گزارشات و بررسی ها باشد.
– رعایت فعالانه قوانین: شهروند دموکراتیک باید بتواند قوانین را حتی اگر مغایر با نفع شخصی او باشد، در زندگی به کار گیرد. قانون عاملی است که زمینه انسجام و یگانگی میان افراد جامعه را فراهم می سازد. از اینرو، قانون مداری به معنای گردن نهادن به روال ها و منفعل بودن نیست. قانون مداری فرایند بسط شعور شهروندی برای وصول به اهداف کلان زندگی اجتماعی و سپس تلاش منطقی برای اصلاح هرگونه قانونی است که امکان استفاده بیشتر را از امکانات و استعدادها فراهم ساخته و زمینه پیشرفت و ترقی را میسر می سازد.
– مسئولیت پذیری و تعهد: مسئولیت پذیری یکی دیگر از ویژگی های شهروند دموکراتیک می باشد. برخی از نمودهای مسئولیت پذیری عبارتند از: همکاری در فعالیت های عمومی،توجه به آثار کارها و رفتارهای خود بر امنیت و رفاه دیگران،علاقه و توجه به نسل های آینده و حساسیت نسبت به تصمیمات سیاسی و اجتماعی (شورای همکاری های فرهنگی،۲۰۰۰:به نقل از جاویدی و عالی،۱۳۸۷: ۲۸۳)
– مشارکت فعال: شهروند دموکراتیک علاوه بر این که در جامعه های گوناگون محلی و ملی و جهانی فعالانه شرکت می نماید، این مشارکت مسئولانه نیازمند استفاده درست و منصفانه و مراقبت کننده از منابع عمومی مادی و اجتماعی نیز هست. بانک جهانی، مشارکت را فرایندی می داند که در آن ذینفعان در ایجاد و توسعه نوآوری ها و تصمیم گیری ها و منابعی که بر این نوآوری ها و تصمیم گیری ها مؤثرند نفوذ و کنترل دارند. بر این اساس ، مشارکت مردم و شهروندان فعل و انفعالی است که برای شهروندان این امکان را فراهم می کند،در قاعده سازی و فرمول بندی سیاست و خط مشی هایی که بر کل جامعه مؤثر است، شرکت جویند. (مک ایوان،۲۰۰۳: به نقل از جاویدی و عالی،۱۳۸۷: ۲۸۳- ۲۸۴)
– انتقادگری و انتقادپذیری: یکی از ویژگی های بسیار مهم شهروند دموکراتیک، برخورداری از روحیه انتقادگری و انتقاد پذیری است. تفکر انتقادی فرایندی است که به افراد کمک می کند تا شیوه بررسی دقیق آن چه را که به آن معتقدند دریابند و با دلایل عقلانی موضوعات مختلف را مورد بررسی انتقادی قرار دهند. جوامع دموکراتیک به افرادی نیازمند است که صاحب تفکر منتقدانه باشند چراکه متفکران منتقد پیشگامان تغییر در جامعه هستند. یعنی آن ها آینده خود و جامعه شان را هیچ وقت تمام شده تلقی نمی کنند.(سامرز،۲۰۰۲: به نقل از جاویدی و عالی،۲۸۴)
به عقیده قائدی، خصوصیات دموکراتیک شهروند آینده را می توان بدین صورت برشمرد:
• مسئولیت پذیری اخلاقی و اجتماعی ( پانگل ۲۰۰۲، ساندرز ۱۹۹۹، پرایور۲۰۰۱ ، هودسن۲۰۰۱، بورن ۱۹۹۶، کوک ۱۹۹۹)
• مشارکت در امور سیاسی ( تورنی – پورتا ۱۹۹۱، کوک ۱۹۹۹، نلس ۲۰۰۴، چیودو و لیزا ۲۰۰۵)
• سواد سیاسی ( سینگ ، وازی ، وارلا ، ۱۹۹۰، کوک ۱۹۹۹، هودسن ۲۰۰۱، کورنول و استودارد ۲۰۰۶) (به نقل از قائدی، ۱۳۸۵: ۲۰۷)
علاوه بر موارد ذکر شده، شهروندان دموکراتیک باید در سه سطح بردبار باشند: نخستین و اساسی ترین چیز ناهمنوایی است. هر پیشرفت مهمی که در جوامع بشری پدید آمده نتیجه نوعی ناهمنوایی دلیرانه بوده، پس در مقابل نمونه های فراوان که با اعتقادات شهروندان همنوا نیست، باید شکیبا بود. در دومین سطح، شهروندان دموکراتیک باید آماده باشند که نه تنها اجازه دهند که دیگران زندگی خویش را بدون مزاحمت بگذرانند، بلکه حتی مخالفت مستقیم دیگران با اعتقادات و اصول خود را نیز تحمل کنند. در سطح سوم، شهروندان باید مخالفت را حتی هنگامی که از جانب افراد عیبناک، مطرح می شود، تحمل کنند. این آمادگی تحمل و بردباری نه صرفاً از راه اظهار خویشتنداری، بلکه از راه عمل به آن، نمایان می شود. .(میرابراهیمی، ۱۳۸۱: ۸) از سوی دیگر لازم است شهروندان دموکراتیک تجربی اندیش باشند. یعنی وقتی با موقعیت های مسئله انگیز مواجه می شوند آمادگی داشته باشند که انواع راه حل های پیشنهاد شده را بیازمایند. همچنین لازم است شهروندان دموکراتیک در برابر رهبرانشان نگرشی انتقادی از خود بروز دهند. در مفهوم دقیق تر، رهبر پاسخگوی شهروندان است. علاوه بر این ها لازم است که شهروندان دموکراتیک خود را با تغییرات همیشگی بزرگ و کوچکی که در شرایط زندگانی آن پیش می آید وفق دهند. دموکراسی به شهروندانی نیاز دارد که نه تنها به این معنا نرمش پذیر باشندکه آماده تحمل تغییرات باشند، بلکه به معنایی مثبت تر آماده باشند که جامعه ای تغییرپذیر را تأیید کنند و خود را با زندگی درآن وفق دهند. (سی وی تاس ، ۲۰۰۱: به نقل از ، جاویدی ، ۱۳۸۵: ۱۶۵) همچنین شهروندان دموکراتیک باید آماده باشند که اختلاف هایشان را با سازش برطرف کنند. هرجا سازشی در میان نباشد از دموکراسی اثری نخواهد بود. در هر اجتماع وجود منافع و گرایش های متضاد انسانی اجتناب ناپذیر است، به ندرت می توان آن ها را چنان حل کرد که برای همه کاملاً رضایت بخش باشد. بنابراین دست کم باید راه حل هایی را جست و جو کرد که برای همه قابل تحمل باشد. فرایند تشکیل خط مشی ها و تدوین قوانین از راه متوازن ساختن کشمکش های منافع متضادی که در اجتماع وجود دارد، ناظر بر فرایند مصالحه است و مصالحه راه و رسمی است که قلب دموکراسی است. (کوهن ، ۱۳۷۳: به نقل از جاویدی ، ۱۳۸۵: ۱۶۵)
همچنین لازم است که شهروندان دموکراتیک به استعداد و قدرت جمعی خود در حکومت کردن بر خویش اعتماد داشته باشند، وقتی که این اعتماد وجود نداشته باشد، شهروندان دست به دامن قدرتی بیرونی دراز خواهند کرد. ب
ه خصوص در مواقع بحرانی، آنچه دارای اهمیت وافری است، هم اعتماد به نفس فردی است و هم اعتماد به جامعه. اگر شهروند یک جامعه، به داوری های شخصی خود تکیه نکند و به خود معتمد نباشد، به احتمال فراوان در فرایند تصمیم گیری سهمی نخواهد داشت و اگر بعدها سهمی هم در این زمینه داشته باشد، بعید است که آن را به نحوی نیکو و مثمرثمر به انجام رساند. اعضای یک دموکراسی، از لحاظ فردی و هم به عنوان یک اجتماع، باید به خود اعتماد داشته باشند و مطابق این اعتماد خود عمل کنند.(میرابراهیمی، ۱۳۸۱: ۸)

  پایان نامه ارشد دربارهسرمایه اجتماعی، دانشگاه تهران، مشارکت مدنی، یونان باستان

جمع بندی
همان گونه که در ابتدای مبحث شهروندی دموکراتیک آمده است، شهروندی دموکراتیک مفهومی جدید در تاریخ است. در واقع در جایی که اکثریت افراد جامعه – بالاخص – زنان، از شمار شهروندان خارج باشند، نمی توان از مفهوم شهروندی دموکراتیک سخن گفت. شهروندی دموکراتیک

دیدگاهتان را بنویسید