پنج توصیه بیل گیتس برای موفقیت در کسب و کار

سرفصل محتوا

  • پیشنهاد اول: جریان اطلاعات‏ رو خون زندگى بخش بدونین
  • پیشنهاد دوم: بازرگانى اینترنت رو بشناسین و به کار گیرید
  • پیشنهاد سوم: فهم رو به خدمت اندیشه های راهبردی درآرین
      • خبرهای بد رو با شتاب پخش کنین
      •  خبرهای بد رو به خوب تبدیل کنین
      • از آمارهای خود بدونین
      • آدما رو به کارای فکری بکشونین
      • بهره هوشی سازمان خود رو بالا ببرین
      • یادتون باشه که برده های بزرگ با خطرهای بزرگ همراهند
  • پیشنهاد چهارم: به عملیات سازمان بینش اضافه کنین
      • فرآیندهایی رو انتخاب کنین که به کارکنان اختیار میدن
      • به کمک فناوری اطلاعات به مهندسی دوباره بپردازید
      • فناوری اطلاعات رو منبعی راهبردی به حساب بیارین
  • پیشنهاد پنجم: در انتظار غیر منتظرها باشین

پیشنهاد اول: جریان اطلاعات‏ رو خون زندگى بخش بدونین

گیتس عقیده داره که شایسته ترین راه شاخص کردن شرکت در میان رقیبان‏ و بهترین راه پیش افتادن از بقیه، بهره بردارى موثر از «اطلاعات» است و چگونگى و روش جمع آوری، مدیریت و کاربرد اطلاعاته که سرنوشت برد و یا باخت ما رو رقم مى زند. به نظر گیتس برندگان آنهایى هستن که با برپا کردن یه «دستگاه عصبى دیجیتالى سراسری»، جریان اطلاعات رو در میان همکاران و مشترکهاى وابسته به خود، ساده و روان کنن و در سایه اون، به بهینه سازى و یادگیرى پیوسته بپردازند.

دیجیتال

گیتس براى روان ساختن جریان پیوسته اطلاعات در سازمانا، دوازده قدم ریشه ای رو برمى شمارد:

    1. در انجام ارتباطات سازمانى از راه «پست الکترونیکی» پافشارى کنین، چون مى تونید در برابر خبرهاى تازه با شتاب درخشش هاى عصبى عکس العمل نشون بدین.
    2. داده ها و اطلاعات فروش رو همیشه به صورت «در خط» (مستقیم) – از روى نمایشگر رایانه ـ بررسى کنین تا به آسانى به سهم و روند بازار خبردار شین. به روند کلى و هم اینکه خدمات موردى مشتریان توجه کنین.
    3. در موشکافی وضعیت کار و کاسبی، از رایانه شخصى (‍PCS) بهره بگیرین و کارکنان بافرهنگ رو در بخشهاى نیازمند به سطح فکرى بالا در مورد تولید، خدمات، و سودآورى بگمارید.
    4. موشکافی

    1. به یارى وسیله دیجیتالی، «تیم هاى ظاهری (مجازى) فراسازمانی» بیافرینید تا اعضا بتونن آگاهیهاى همدیگه رو در سراسر جهان و به هنگام اضافه کنن.
    2. همه فرآیندهاى «کاغذی» رو به «دیجیتالی» تبدیل کنین و تنگناهاى ادارى رو برطرف کنین. بدین گونه‏ کارکنان بافرهنگ براى انجام وظیفه هاى مهمتر آزاد مى شن.
    3. با بکارگیرى وسیله دیجیتالى از فعالیتهاى «تک- وظیفه ای» کم کنین و یا اونا رو به فعالیتهاى «ارزش افزا» تبدیل کنین، تا مهارتهاى کارکنان بافرهنگ رو خوب بکار گیرید.
    4. یه جریان «بازخورد» دیجیتالى بوجود بیارین تا به افزایش کارآیى فعالیتهاى کمی، و کیفیت جنسا و خدمات، اضافه کنه. بایستى همه کارکنان به آسانى بتونن که رعایت معیارها و استانداردهاى اصلى رو پیگیرى کنن.
    5. نظام دیجیتالى رو براى انتقال دیدگاه ها و شکایتهاى مشتریان به کارکنانى که مسئولیت و توان بهسازى فرآورده ها رو دارن‏، بکار گیرید.
    6. به یارى ارتباطات دیجیتالی، طبیعت و چگونگی، مرزها، و دور و بر کار و کاسبی خود رو دوباره بررسى کرده و خوب بشناسین. با دریافت اخطارهاى ناشى از دگرگونى وضعیت مشتریان، سازمان رو بزرگتر و مهمتر/ یا کوچکتر و خودمانى تر (صمیمى تر و نزدیکتر به هر مشترى) کنین.
    7. اطلاعات بازرگانى رو با شتاب انتقال بدین. با بکارگیرى روش جابجایى دیجیتالی، چرخه خرید و فروش اسناد رو با تامین کنندگان و شریکان، کوتاه کنین و همیشه به هنگام باشین.
    8. فرآورده ها (کالا/ خدمات) رو با کمک روشهاى دیجیتالى به مشتریان برسونین و دست واسطه ها رو کوتاه کنین. اگه کار و کاسبی شما خود جنبه واسطه گرى داره، با بکارگیرى وسیله دیجیتالی، ارزش و اهمیت داد وستد رو در پیش مشترى بالا ببرین.
    9. با کمک وسیله دیجیتالی، مشتریان رو در حل مشکلات خود راهنمایى کنین. دیدارهاى حضورى رو به پاسخگویى به نیازمندیهاى پیچیده و پرارزش تر مشتریان اختصاص بدین.
    10. مشکلات

پیشنهاد دوم: بازرگانى اینترنت رو بشناسین و به کار گیرید

گیتس مى گوید که شرکتها و سازمان هاى تجارى در دهه آینده ابزارهاى دیجیتالى رو به خدمت می گیرن چون که تصمیم گیرى هاى پرشتاب، واکنشهاى موثر و تماس هاى بى واسطه با مشتریان، از ویژگیهاى شرکتها و سازمانهاى سده بیست و یکمه که در اونا بسیارى از داد و ستدها به صورت «خودخدمتی» (سلف سرویس) دیجیتالى درخواهند اومد، واسطه ها یا به فعالیتهاى ارزش آفرین رو میارن و یا میدون رو خالى می کنن‏، واحد «خدمات مشتریان» پیشاهنگ فعالیتهاى ارزش افزا در هر کسب و کارى می شه. پس تیم مدیریت یه شرکت و یا سازمان تجارى باید خود رو با اینترنت آشنا کرده و زمانى رو صرف آماده ساختن دیدگاهى از دهه آینده و دگرگونى هاى اتفاق افتاده در کار و کاسبی کنه و راههاى پیاده کردن اینجور دیدگاهى رو با گروه «فن آورى اطلاعات» شرکت در میان بزاره.

گیتس عقیده داره که اینترنت با رابطه دادن مستقیم خریداران و فروشندگان راه رسیدن به «سرمایه دارى بى دردسر» رو صاف میسازه و با کم کردن از هزینه هاى خرید و فروش، واسطه رو نابود می کنه. تنها دسته کوچکى از دارندگان کسب و کارا با انتخاب کردن قیمت هاى بسیار پایین به پیروزى می رسن و بسیارى دیگه باید روش خدمت بهتر به مشتریان رو پیشه کنن. پس با در نظر گرفتن نظر گیتس در این مورد، اگه بخوایم در دهه آینده براى موفقیت سازمان به کارهاى خدماتى سرگرم شیم، باید کارکنان بافرهنگ رو با وسیله دیجیتالى اطلاعات مجهز کنیم تا بدون وسیله بتونن با مشتریان رابطه تنگاتنگى برقرار کنن.

قیمت

بیل گیتس مى گوید که براى بهره گیرى از توانمندى هاى بى مانند اینترنت در آفرینش پیوند دو طرفه با مشتریان باید یه «سایت» در شبکه جهانى برپا کنیم که این خود نیازمند به پشتیبانى بى افسوس مدیریت ارشد و شناخت ایشون از فن آورى اینترنتى مى باشه. به نظر گیتس یه شبکه خوب جهانى مى تونه فروشندگان رو به مشاوران مشترى تبدیل کنه. از سوى دیگر بخش بزرگى از ارتباطهاى دو طرفه اینترنتى با مشتریان مربوط به عرضه خدمات و پشتیبانى از فعالیت ایشانه. اگه کیفیت خدمات پایین باشه، موجب بدنامى گسترده و شکست مى شه؛ چون وسعت اینترنت فراوانه. پس باید نظام دیجیتالى شرکت و سازمان تجارى ما، توان عرضه خدمات خاص شخصى به مشتریان رو داشته باشه‏، این فرصت رو جفت و جور کنه که اطلاعات رو جانشین دارایى هاى عینى کنه و هم اینکه زیربناى نظام دیجیتالى ما ، کاربرد وسیله صوتی، تصویرى و حرکتى (ویدیویى) رو در آینده ممکن سازه.

گیتس پیشنهاد مى کنه که ما با «الگوى زندگى تار عنکبوتی» موافق شیم که در اون شبکه جهانى از راه اینترنت با هم پیوند مى خورد. در «الگوى زندگى تار عنکبوتی» گیتس حرکت در شبکه اینترنت مثل حرکت عنکبوت در تور خوده که مى تونه در همه جهات و با شتاب حرکت کنه. پس پیشنهاد گیتس به ما اینه که بازرگانى اینترنتى رو بشناسیم و الگوى زندگى تار عنکبوتى رو به کار گیریم تا در شبکه اینترنت در همه جهات و با شتاب حرکت کنیم.

پس ما باید رابطه دو طرفه با مشتریان خود رو به کمک اینترنت از همین امروز شروع کنیم و وسیله ها و نظامهاى دیجیتالى مشتریان رو که به هنگام روى آوردن از نظام سنتى به الگوى اینترنتى نیاز دارن‏، برآورد کنیم.
به نظر گیتس فن آورى «الگوى تار عنکبوتی» ایجاب مى کنه که نظام دیجیتالى ما باید این امکان رو داشته باشه که ما با افراد حرفه اى «برون سازمانی» مانند وکیلان دادگسترى و حسابداران رابطه مستقیم و پیوسته داشته باشیم و هم اینکه در این نظام دیجیتالى بیشتر به کارهاى اصلى و شایستگى هاى خاص سازمان بپردازیم و بقیه کارا رو به پیمانکار بدیم.

گیتس مى گوید که در هر کسب و کارى «اولین» باشین و قبل از بقیه به بازار وارد شید تا موقعیت رقابتى شرکت رو بهتر کرد. اما نکته اى که گیتس این وسط مطرح مى کنه‏، اینه که «شتاب» و «اولین» بودن در کار و کاسبی بیشتر فرهنگىه تا فنی؛ یعنى باید دست اندرکاران رو راضی کنیم که ادامه کار پیروزمندانه سازمان، وابسته به حرکت پرشتاب همگانىه. گیتس در همین خصوص پیشنهاد مى کنه که براى رسیدن به برگشت سریع سرمایه، کیفیت برتر و بهاى ارزون فرآورده ها از جریان روان داده هاى دیجیتالى استفاده کنیم و در میان سازندگان، تامین کنندگان، بخش فروش و دیگه فعالیتها … رابطه الکترونیکى برقرار کنیم تا برنامه ریزى رو هر چی سنجیده تر کنه و به تغییرات پیش اومده در تولید، در همون نوبت هشت ساعته کاری، عکس العمل نشون بده.

پیشنهاد سوم: فهم رو به خدمت اندیشه های راهبردی درآرین

پیشنهاد سوم بیل گیتس، ثروتمندترین مرد جهان و غول کامپیوتری قرن بیست و یکم، واسه موفقیت در کار و کاسبی اینه که فهم رو به خدمت اندیشه های راهبردی درآوریم و واسه این منظور گیتس، رعایت نکات زیر رو ضرورى مى دونه:

خبرهای بد رو با شتاب پخش کنین

گیتس عقیده داره که یکی از ویژگیهای هر مدیر خوب اینست که بتونه به جای رد خبرهای بد، با اونا کنار بیاد و چگونگی خبرها رو خوب شناسایی کنه. پس مدیران عامل، باید خبرهای بد رو جستجو و پذیرش کنن و سازمان رو به پاسخگویی مناسب بدون تشویق کنن و به این مهم اطمینان داشته باشن که خبرهای بد هم مثل خبرهای خوش در مدیریت خریدار داره. هم اینکه به نظر گیتس توانایی یه شرکت در میدون رقابت به توان پاسخگویی اون شرکت در برابر رخدادهای برنامه ریزی نشده (خوب و یا بد) بستگی داره، گیتس پیشنهاد می کنه باید اشتباهای مهم –تجربه های شکست خورده در راهی درست- رو ارج بنهیم و به اونا جایزه بدیم.

برنامه ریزی

گیتس در برخورد با خبرهای بد پیشنهاد می کنه که نظامهای دیجیتالی رو در سراسر سازمان به وجود بیاریم تا به ما در شناخت ابعاد جورواجور رخدادهای بد در سراسر سازمان و آگاه ساختن پرشتاب مدیریت از اونا کمک کنه. این نظام دیجیتالی باید ما رو در جمع آوری داده های لازم و تشکیل تیمهای مشکل گشا، کمک کنه. هم اینکه گیتس پیشنهاد می کنه که از آدمایی در واحدهای جور واجور و نقاط جغرافیایی دور از هم، تیمهای ظاهری (مجازی) تشکیل بدیم تا در وضعیت بحران سازمان به کمک مدیریت بشتابند.

 خبرهای بد رو به خوب تبدیل کنین

گیتس عقیده داره که واسه موفقیت در کار و کاسبی باید به پیشواز خبرهای بد بریم تاجاهایی رو که نیاز به بهسازی دارن بشناسیم و خبرهای بد رو به نتیجه های خوب تبدیل کنیم. گیتس واسه موفقیت در این پیشنهاد می کنه که «ناخشنودترین مشتریان» رو به عنوان بزرگترین منبع یادگیری مدیریت دریابیم و در کار و کاسبی خود ساختار و سیاستایی پیاده کنیم که شکایتها رو با شتاب و بی واسطه با راه حلها پیوند بدن. واسه این منظور می تونیم یه نظام دیجیتالی رو بسازیم تا بتونیم اطلاعات بازخوردی از مشتریان رو با وسیله الکترونیکی دریافت و موشکافی کنیم تا دریابیم که اونا از ما چه میخوان؟، این نظام دیجیتالی باید شکایتهای دریافتی از مشتریان رو با شتاب به افراد مسئول برسونه تا اشکالات رو برطرف کنن. هم اینکه این نظام دیجیتالی باید توان پاسخگویی به سوال کنندگان رو به هنگام و در زمان مناسب داشته باشه. پیشنهاد دیگه گیتس در این مورد اینه که پرسشهای عادی و تکراری رو در «سایت» شبکه ای جواب بدیم و تلفن رو واسه تماسای لازم و سخت نگه داریم.

راه حل

از آمارهای خود بدونین

واسه اینکه به اهمیت آمار در مدیریت واقف شیم به این سخن «ویلیام گرلی» در کتاب «بالای سر جمعیت» می پردازیم که میگه: « واسه رسیدن به نور رستگاری، باید اطلاعات دقیقی از سفارش خریدهای همه مشتریان (تازه و قدیمی) و هر گونه اموال شرکت (ثابت و عینی و موجودیهای جورواجور) داشته باشین. چیجوری می تونین اینجور کنین؟ فناوری اطلاعات و استفاده دلیرانه اون، اینجور امکانی رو واسه شما جفت و جور می آورد.»
گیتس هم عقیده داره که آگاهى از اعداد و تحلیل و فهم اونا بنیان شناخت هر کسب و کاره و مى گوید: آگاهی به عدد و رقمای سازمان، چیزی بیشتر از تراز کردن ماهانه دفترهای حسابداریه. این داده ها در بازاریابی و امور مالی هم به درد می خورن. عددها بر کاغد حالت ایستاد و مرده دارن اما داده های دیجیتالی شروع کننده فکر کردن و حرکت هستن. آمار و عددهای درست و تازه، ما رو به پاسخگویی به هنگام به مشتریان و شریکان وا می دارن. پس گیتس پیشنهاد می کنه که نظام دیجیتالی که ما در سازمان به وجود آوردیم باید بتونه داده های مربوط به کار و کاسبی رو بی درنگ و از نقطه خرید و فروش با مشتریان و شریکان دریافت کنه. داده های واسه شریکان رو با دادهامون یه کاسه کنه و همه نیازها رو برآورده سازه.

آدما رو به کارای فکری بکشونین

گیتس میگه که باید نرم افزارهای تحلیلگری رو ارائه بدیم که به ما این فرصت رو بده تا نیروی انسانی مهم خود رو از جمع آوری اطلاعات رهانیده و به فعالیتهای ارزش آفرین بگمارد، تا این نیروها بازده خیلی عجیبی داشته باشن. تجزیه و تحلیلای نرم افزاری خود رو باید اول در جاهایی بکار بگیریم که نتیجه های مشخص ببار بیارن و حرکت رو از بازاریابی و تبلیغات توده وار و همگانی به طرف تبلیغات هدفدار و روی گروهی مشخص شروع کرده و ادامه بدیم. واسه رسیدن به این اهداف گیتس پیشنهاد می کنه که نظام دیجیتالی ما باید توان موشکافی پیچیده الگوهای خرید مشتریان رو داشته باشه، طوریکه بتونه در به نتیجه رسوندن خدمات خاص فردی به مشتریان، حامی سازمان باشه. این نظام دیجیتالی باید بتونه به کمک داده های جمعیتی، مانند درآمدها، گروه سنی، پخش جغرافیایی، و یا آمارهای دیگه، گروه های مشتریان سود رسون و گروه های کم بازده رو شناسایی کنه. هم اینکه این نظام دیجیتالی باید بتونه این امکان رو واسه کارکنان جفت و جور کنه تا اونا از کار عادی و تکراری، به فعالیتهای اسثنایی بپردازند. این کارکنان باید به آسونی به عددها و داده های دیجیتالی دسترسی داشته باشن و از سرفصلها و چکیده ها به ریز داده برن و داده ها رو از جهتهای جور واجور دیده و بررسی کنن.

بهره هوشی سازمان خود رو بالا ببرین

این بحث رو با سخنی از «جک ولش» رئیس هیات مدیره جنرال الکتریک شروع می کنیم که میگه: «توان یادگیری و به عمل درآوردن پرشتاب درسا، بزرگترین امتیاز رقابتی رو در اختیار سازمان میذاره.»
گیتس واسه اینکه بهره هوشی سازمان خود رو بالا ببریم، پیشنهاد می کنه که از «مدیریت دانایی» استفاده کنیم؛ یعنی اطلاعات رو جمع آوری و سازماندهی کرده و بعد به کاربرانی که بدون نیاز دارن برسونیم و واسه بهسازی پیوسته اطلاعات از راه موشکافی داده ها با بقیه همکاری داشته باشیم، به عکس العمل مشتریان شتاب ببخشیم و آموزش رو بی دردسر کنیم طوریکه به افراد این امکان رو بدیم تا در خونه و یا محل کارشون، در پشت میز خود و هر گاه که برنامه هاشون اجازه بده، به آموختن بپردازند. باید روی بزرگترین دارایی یعنی «افراد باهوش» سرمایه گذاری کنیم و افراد هوشمند رو به استخدام سازمان درآوریم.

سرمایه گذاری

گیتس نقش مدیر عامل رو در بالا بردن بهره هوشى سازمان بسیار موثر می دونه و عقیده داره که نقش مدیر عامل در بالا بردن بهره هوشی شرکت حکم می کنه تا محیط کار رو به شکلی بیافریند، که همکاری و مشارکت در اندوختهای علمی رو واسه کارکنان جفت و جور سازه؛ نقاطی رو که در اونا هم اندیشی و همکاری سودمنده، نشون بده؛ وسیله دیجیتالی به خاطر آسون ساختن پخش مهارتها و مشارکت در دونسته ها رو جفت و جور کنه؛ و به کارکنان در برابر همکاریها و از خود گذشتگیایی که واسه آموزش بقیه از خود نشون میدن، جایزه مناسب بده.

یادتون باشه که برده های بزرگ با خطرهای بزرگ همراهند

به نظر گیتس در آغوش کشیدن پیروزیای بزرگ، بعضی وقتا به خطر کردنهای بزرگ نیاز داره و باید در صنعت، اطلاعات رو جانشین موجودی انبارها کنیم و در فعالیتهای علم بر، اطلاعات رو در برابر خطرها بذاریم. گیتس در این مورد میگه: «دور بودن از اطلاعات در میدون کارای علم بر، مثل جدا کردن مغز از پیک دانشمند بافرهنگ س». پس گیتس پیشنهاد می کنه که یه نظام دیجیتالی رو در سازمان به وجود بیاریم و این نظام رو دربست در اختیار خود بذاریم تا بتونه مدیریت دانایی، عملیات سازمان و نظامهای بازرگانی رو جوری به هم پیوند زند که با همدیگه یه نظام کامل دیجیتالی بیافریند، این نظام دیجیتالی باید بتونه توان آزمایش فرآورده ها بر مبنای استانداردها و پذیرش جهانی رو داشته باشه و ضمن بازنگریای لازم، کنترل کار رو از دست نده.

پیشنهاد چهارم: به عملیات سازمان بینش اضافه کنین

یکى دیگه از پیشنهاد هاى بیل گیتس براى موفقیت در کار و کاسبی اینه که به عملیات سازمان بینش بیفزایم. گیتس در این مورد هم رعایت موارد زیر رو پیشنهاد مى کنه:

فرآیندهایی رو انتخاب کنین که به کارکنان اختیار میدن

گیتس عقیده داره که باید به نیروی ابتکار فرد میدون داده شه و کارکنانی که نسبت به نظامهای تولید و طرز کار اونا آگاهی بیشترس دارن، بهتر و هوشمندانه تر بکار گرفته شن. گیتس در این مورد مى گوید:« من سخت باور داریم که اگه شرکتها به کارکنان خود آگاهى و اختیار لازم و وسیله بکارگیرى اونا رو بدن، دستاوردهاى عجیب و آفرینشهاى چشمگیرى از اون جوونه میزنه.» پس باید کارکنان بافرهنگ ای استفاده کرده شن تا شغلهای وظیفه محور از بین بره و یا در پروسهای زیادی ترکیب شه. واسه این منظور گیتس پیشنهاد می کنه که کارکنان خط تولید به داده های به هنگام دسترسی داشته باشن تا به کمک اونا بتونن کیفیت فرآورده ها رو بهتر کنن و نظام تولید و ساخت فرآورده ها رو با بقیه نظامها کامل کنن.

به کمک فناوری اطلاعات به مهندسی دوباره بپردازید

«پاول اونیل» رئیس هیات مدیره و مدیر عامل «الکوا» (CEO Alcoa) میگه: «من به فناوری اطلاعات به چشم یه نظام جداگونه نگاه می کنم. از دید من، این نظام یه رهگشای پرارزشه. شاید مهمترین اثرش اینست که ما رو به اینجور پرسشی مجبور می کنه: به چه دلیل، به چه دلیل، به چه دلیل؟»

گیتس عقیده داره که فناوری اطلاعات عصای دست پروسهای کارآمده که این پروسها در زمان و منابع دیگه تا ده برابر از پیش، صرفه جویی می کنن. گیتس میگه که باید همه پروسها رو باز ارزشیابی کنیم و فرآیندهایی بیافرینیم که ساده و موثر باشن و همه مانعا رو دور بریزیم. واسه حل بسیار از مشکلات باید پروسها رو در جهت عرضه اطلاعات روان و بهینه، از نو طراحی کنیم. شمار افراد درگیر تو یه روند و هم تعداد دست به دست شدن کار رو کاهش بدیم تا مسایل کم و ساده شن. باید رهبران کسب و کارا، رو واسه اراده کردن در کنار مدیران فناوری اطلاعات، در مورد نیازای شرکت به کار بگیریم.

اراده کردن

به نظر گیتس پیچیدگی دلیل مرگ برنامه های مهندسی دوباره می شه، پس باید یه نظام دیجیتالی رو بسازیم که به رشد پرشتاب راه حلها در بستر زمان کمک کنه، امکان پیگیری وضعیتهای جورواجور رو به کاربران بده، روند پیشرفت کارا و آنجاهایی رو که به اراده کردن مدیریتی نیاز هست، نشون بده، یه روند بزرگ رو به چندین زیر مجموعه جداگونه تبدیل کرده و نتیجه کار اونا رو بهم رابطه دهد تا یه نظام موثر بوجود آید، از یه جریان روان اطلاعات دیجیتالی واسه ساده کردن سراسر روند کار بهره بگیره و با آفرینش وسیله ها و راه حلهای کوچکتر و سراسر دیجیتالی، از روی آوردن به چرخه های گسترده و دراز مدت حل مسایل، دوری کنه.

فناوری اطلاعات رو منبعی راهبردی به حساب بیارین

بیل گیتس عقیده داره که مدیرعامل باید به فناوری اطلاعات به چشم منبعی راهبردی نگاه کنه که به افزایش درآمد شرکت کمک می کنه. باید مدیرعامل فناوری اطلاعات رو هم همپای دیگه فعالیتهای شرکت خوب بشناسه و مدیر ارشد فناوری اطلاعات (CIO) باید خود عنصری از گروه گسترش راهبردهای شرکت باشه تا بتونه نظام اطلاعات رو در خدمت اجرای راهبردها سروسامون دهد.

گیتس پیشنهاد می کنه که نظام دیجیتالی ما هر ساله بخش کمی از بودجه رو صرف امور جاری و بخش بزرگتر رو در راه گسترش نظام اطلاعات و رسیدن به وسیله بهتر هزینه کنه. هم اینکه این نظام دیجیتالی باید چند وسیله درجه یه در اختیار داشته باشه و در مواقع ضرورت پاره ای وسیله کار تازه به نظام الان اضافه بشه.

پیشنهاد پنجم: در انتظار غیر منتظرها باشین

«جک ولش» مدیر عامل شرکت جنرال الکتریک مى گوید: «هر تغییر، با خود فرصتى به همراه مى آورد. پس سازمانها باید به جاى بیحالی، از دگرگونىا نیرو بگیرن.»

بیل گیتس هم از دگرگونىا استقبال کرده و عقیده داره که رهبران پیروزمند آنهایى هستن که به پیشواز روشهاى نوین کار و کاسبی مى روند پس گیتس پیشنهاد مى کنه که براى آینده دیجیتالى محور خود رو آماده کنیم تا از فن آورى بالاترین بازده رو بدست بیاریم.

اما اون چیزی که گیتس بیشتر از همه بر روى اون تاکید داره اینه که باید قبول کنیم که در عصر دیجیتالى زندگى مى کنیم تا از پیامدهاى مثبت و توانمندیهاى اون بهره بگیرم؛ گیتس خود مى گوید که من فرد خوش بین هستم و به پیشرفت باور دارم. من از اینکه در اینجور دوره اى از تاریخ زندگى مى کنم خشنودم؛ وسیله دوران صنعتى به کمک ماهیچه هاى ما اومدن، وسیله دوران دیجیتالى میدون فعالیت و توان مغز و اندیشه ما رو گسترش مى بدن. بسیار خوشحالم که فرزندانم در این دوران رشد مى کنن.»

بیل گیتس عقیده داره براى اینکه بتونیم با دگرگونىا کنار اومده و این دگرگونىا رو به خدمت بگیریم باید ابزارهاى دیجیتالى رو براى بازآفرینى روش کار خود به خدمت بگیریم تا به یارى یه سیستم عصبى دیجیتالى با شتاب اندیشه به کار و کاسبی بپردازیم.

منبع: راه حل موفقیت