پیش‌بینی تاب‌آوری بر اساس سبک‌های فرزندپروری و هوش هیجانی دانش‌آموزان دبیرستان‌های شهر سیرجان۹۳- قسمت ۱۰

در بررسی پیشینه های مختلف راجع به هوش می توان چند نتیجه کلی گرفت، نخست اینکه ارائه تعریف واحدی از هوش دشوار بوده و هر کدام از تعاریف با توجه به شرایط زمانی و کانی و فرهنگی متفاوت خواهد بود، دیگر اینکه هوش یک مفهوم وسیع و چند بعدی است و نمی توان آن را به یک ویژگی ، یک رفتار و یا عاملی خاص محدود کرد و می بایست آن را از زوایای مختلف نگریست و اینکه نظریات هوش عمدتاً مکمل هستد نه متضاد و تفاوت آنها در این است که هر کدام از آنها به یک بعد از ابعاد هوش پرداخته اند (نقل از بهرامی ، ۱۳۸۵).

۲-۲۸ هیجان
ریشه واژه هیجان کلمه لاتین Motreبه معنای حرکت دهنده است . در فرهنگ لغت آکسفورد [۹۴]( ۲۰۰۰) ، هیجان اینگونه تعریف شده است «هر تحریک یا اغتشاش در ذهن ، احساس، عاطفه و هر حالت ذهنی قدرتمند یا تهییج شده » . اولین نظریه پردازان هیجان ، افلاطون [۹۵](۴۲۷- ۳۴۷) و ارسطو[۹۶](۳۸۴ – ۳۲۲ق.م) در قرون قدیم و دکارت [۹۷](۱۶۵۰- ۱۵۹۶م)در قرون جدید هستند . برای دکارت ، روح از طریق غده ی صنوبری با بدن در ارتباط است . جان لاک [۹۸](۱۷۰۴- ۱۶۳۲م) معتقد بود که :« درد و لذت نه قابل توصیف است و نه قابل تعریف ، تنها راه شناختن آن ها از خلال تجربه آن هاست . نظریه ویلیام جیمز [۹۹](۱۹۱۰ – ۱۸۴۲) برای کسانی که با نظریه دکارت آشنایی دارند،حاوی مطالب جدیدی نمی باشد، اما تاکید او برجنبه های فیزیولوژیکی هیجان و امکان تحلیل تجربی این جنبه ها بر روانشناسی حتی تا عصر حاضر تاثیر گذاشته است ( پاور[۱۰۰]و دالگلایش[۱۰۱]، ۱۹۹۷ ، به نقل از حکیم جوادی ، ۱۳۸۲) . در نظر روانشناسان رفتارگرا، به نقطه مقابل نظریه درونی بودن احساسات بر می خوریم . واتسون [۱۰۲]( ۱۹۵۸ – ۱۸۷۸ ) معتقد بود که یک هیجان الگو ی واکنشی وراثتی خاصی است که در برگیرنده تغییرات عمیق مکانیسم بدنی به عنوان یک کل است اما به طور خاص ناشی از نظام های عروق و غدد درون ریز می باشد ( همان منبع ) . در این الگو، هیجان ها چیزی بیش از الگوهای واکنشی فیزیولوژیکی نمی باشند و به این ترتیب متفاوت از غرایز می باشند . اسکینر[۱۰۳]( ۱۹۹۰- ۱۹۰۴) هیجان ها را دریک چارچوب شرطی سازی عاملی مورد بحث قرار می دهد . در این الگو ، هیجان ها جهت نگهداری موجود زنده در حالات و شرایطی به کار می آیند که در آن وقایع متفاوت همزمان تقویت کننده ها را تعیین می کنند( همان مبنع ) .
پیاژه دریافته بود که هیجان ها بر افکار تاثیر می گذارند و در واقع بارها متذکر شده بود که هیچ گاه در نظر گرفتن شناخت بدون هیجان ها ممکن نمی باشد ( گینزبورگ [۱۰۴] و اوپر[۱۰۵] ، ۱۹۶۹) . شاختر[۱۰۶]و سینگر[۱۰۷] (۱۹۶۲) ، که یک نظریه شناختی می باشد می گویند تمایز بین هیجان ها ناشی از ارزیابی هایی است که همراه با آن ها روی می دهد. به نظر مندلر[۱۰۸]( ۱۹۸۴ ) ،برانگیختگی ، شدت حالت هیجانی را ایجاد می کند و شناخت کیفیت آن را. وینر[۱۰۹] (۱۹۸۴) در نظریه اسنادی خود معتقد است که واکنش های هیجانی نه تنها با تجربه موفقیت و شکست بلکه با اسناد دادن یا توصیفی که شخص از موفقیت یا شکست می کند در ارتباط است . لازواروس[۱۱۰]( ۱۹۹۱) در نظریه ارزیابی شناختی خود دو مرحله قائل است . در مرحله اول ، ارزیابی اولیه به ارزیابی درونی از مربوط بودن یا نبودن ، مثبت یا منفی بودن و مانند آن برمی گردد و در مرحله دوم ارزیابی به ارزیابی بعدی فرد از موقعیت ها و منابعی بر می گردد که ممکن است در دسترس باشند . باور[۱۱۱] ( ۱۹۸۱) در نظریه شبکه ای خود معتقد است که مفاهیم ، وقایع و هیجان ها به عنوان گروه هایی در یک شبکه عمل می کنند . لانگ[۱۱۲](به نقل از پاور و دالگادیش، ۱۹۹۷) در نظریه شبکه ای خود از خلال ترکیب برچسب هایی که برگروه ها و ارتباطات می زند الگوی خود را ارائه می دهد .
هیجان شامل حداقل ۴ جزء اصلی ذیل می گردد:
۱ – جزء بیانی یا حرکتی ۲- جزء ترکیبی۳- جزء تنظیمی ۴ – جزء تشخیصی یا پردازشی. علاوه بر
آن ، هر یک از این اجزاء شامل یک جریان ویژه ی عصبی- مغزی می باشد ( اکبرزاده ، ۱۳۸۳) .
به رغم وجود مشکلاتی که در تعریف هیجان وجود دارد می توان گفت که هیجانها دارای چند بعد هستند که به صورت پدیده های ذهنی، زیستی، هدفمند و اجتماعی وجود دارند [ریو[۱۱۳]، ۱۳۸۲]. هیجانها از این نظر احساسهای ذهنی هستند که باعث می شوند خودمان را به صورت خاصی مثل عصبانی یا شاد احساس کنیم. هیجانها واکنشهای زیستی هم هستند و بدن را برای سازگار شدن با هر موقعیتی که با آن روبرو می شویم، آماده می سازند. هیجانها هدفمندند، مانند خشم که نوعی میل انگیزشی را در ما ایجاد می کند تا کاری انجام دهیم، و نیز هیجانها پدیده هایی اجتماعی اند، وقتی ما هیجانی می شویم علایم قابل تشخیص چهره ای، ژستی و کلامی می فرستیم که کیفیت هیجان ما به دیگران را منتقل می کنند جهت فهم هیجان باید هر چهار بعد آن و نحوه ی تأثیرگذاری آنها بر یکدیگر را به صورتی که می توان گفت هیجان چیزی است که عناصر ذهنی، زیستی، کارکردی و بیانگر را به صورت یک واکنش منسجم به رویداد برانگیزنده ی آن در می آورد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
بنابر نظریه ی ایزارد[۱۱۴] [۱۹۷۲، به نقل از اکرامی، ۱۳۸۰] ده هیجان اساسی وجود دارد. از نظر وی یک هیجان هنگامی اساسی است که چهار شرط لازم را برآورده سازد. ویژگی ذهنی خاصی داشته باشد، الگوی شلیک عصبی و جلوه ی صورتی خاصی داشته باشد و به مجموعه پیامدهای رفتاری خاصی منجر شود. بر طبق یک موضع گیری اجتماعی – کنشی، هیجانها اطلاعات و دادهای اجتماعی مناسبی را در بردارند که در فهم چگونگی تعاملات موفقیت آمیز فرد با دیگران به کار می آیند [کلتنر[۱۱۵] و رینگ[۱۱۶]، ۱۹۸۴ به نقل از انجل برگ و اسجوبرگ، ۲۰۰۴].
۲-۲۹ مناطق مغزی مؤثر در هیجان
سیستم لیمبیک [۱۱۷]
گر چه تحقیقات زیادی در مورد نوروبیولوژی هیجان وجود دارد، مک لین [۱۱۸]با مشخص نمودن سیستم لیمبیک بعنوان پایگاه مرکزی هیجان در مغز، کارهای قبلی را توسعه داد. اخیراَ این تناقض در مورد سودمند بودن این اصطلاح کلی وجود دارد و این که آیا قسمت ها و اجزاء تشکیل دهنده سیستم لیمبیک واقعاَ به صورت یک سیستم عمل می نمایند؟ برای مثال، در حالی که بادامه مغز[۱۱۹]، نقش اساسی و مرکزی دارد، ساخت های دیگر لمبیک از قبیل هیپوکامپ[۱۲۰]فقط به طور جانبی درگیر می باشند. علاوه برآن، جنبه های مهم پردازش هیجانی از قسمت های دیگر مغز، که خارج از سیستم لیمبیک می باشند استفاده می نماید. معهذا، واضح است که بسیاری از ساخت های تشکیل دهنده سیستم لیمبیک، نقش مهمی در تنظیم احساسات بازی می کنند. ساخت های سیستم لیمبیک در جنبه های متعدد هیجان ها نقش دارند که شامل، تشخیص حالت های هیجانی در چهره، تمایل به عمل و ذخیره سازی خاطرات هیجانی می گردد. همچنین سیستم لیمبیک از لحاظ گیرنده های پپتید [۱۲۱] که در رفتارهای مربوط به انگیزه های طبیعی مانند خوردن و رفتار جنسی بکار می رود، غنی می باشد و این حقیقت دیگری است که دلیل بر نقش این سیستم در هیجان ها می باشد (اکبر زاده، ۱۳۸۳). اغلب تعاریف سیستم لیمبیک شامل یک دسته ساخت های زیر کرتکس می باشند که ساقه مغز را احاطه نموده، بشرح ذیل می باشد: بادامه مغز، هیپو کامپ، تالاموس[۱۲۲]، هیپوتالاموس[۱۲۳].
بادامه مغز یک ساخت نسبتاً کوچک بادامی شکل می باشد. بادامه اولین ساخت لیمبیک است که در نوروبیولوژی هیجان دخالت دارد و ارتباطات متعدد با سایر قسمت های مغز دارد. به نظر می رسد اولین عمل بادامه مغز تفسیر و تبیین اطلاعات حسی ورودی مربوط به احتیاجات حیاتی فرد و هیجان ها باشد. هیپوکامپ یکی دیگر از ساخت های سیستم لیمبیک می باشد که در حافظه دخالت دارد. هیپو کامپ و بادامه مانند یک گروه عمل می کنند. در حالی که هیپوکامپ حافظه متن و زمینه، یا جزئیات غیر هیجانی را فراهم می سازد و بادامه ی مغز نقش هیجانی را به حافظه اضافه می کند (اکبر زاده ، ۱۳۸۳).
بخش های پیشانی [۱۲۴]
 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

Add a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *