قاصدک

پایان نامه ارشد درباره امنیت اجتماعی، امنیت ملی، احساس امنیت، امنیت سیاسی

ساترفیلد۲۵و همکاران (۲۰۰۴) پژوهشی تحت عنوان “آیا ترس کمتر مردان سفیدپوست آمریکایی از مخاطرات ایمنی در مقایسه با غیرسفیدپوستان و اکثر زنان به خاطر موقعیت اجتماعی ممتاز این گروه از مردان است یا خیر؟ “انجام دادهاند. آنها فرض کردهاند که تأثیر مزیت اجتماعی مادی میتواند با تفاوتهایی در تجربه ذهنی آسیبپذیری و ارزیابیهای اجتماعی- سیاسی در خصوص بی عدالتی محیطی موازی باشد. نتایج نشان داده که رابطه میزان آسیبپذیری ذهنی با افزایش برآوردهای مخاطرهای در حوزههایی وجود دارد که در آن نابرابریهای اجتماعی میتوانند سبب افزایش مخاطره گروههای آسیبپذیرتر باشند. همچنین آسیب پذیری متصور و بی‎عدالتی محیطی، پیشبینیکنندگان خوبی از برآوردهای مخاطرهای هستند.
رایس۲۶ (۲۰۰۲) پژوهشی با عنوان ” تأثیر یر بیاطمینانی اجتماعی بر شبکه های مبادله اجتماعی” انجام داده است. این تحقیق با استفاده از روش آزمایشی در مورد چهل گروه صورت گرفته است. نتایج نشان داده است که هم‎چنان که بی‎اطمینانی اجتماعی افزایش مییابد، تعهد به روابط خاص در درون یک ساختار فرصت، در شبکه‎های از نظر قدرت برابر، افزایش مییابد. بیاطمینانی اجتماعی نه تنها شکلگیری تعهدات در درون شبکه‎های اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه استفاده از قدرت را متأثر میسازد. مقدار منابعی که در شبکهها مبادله میشود، با افزایش بیاطمینانی اجتماعی افت میکند و افرایش بیاطمینانی، اثرات زیانباری بر کسب منابع و کارایی تجارت دارد.
لاپتن و تولوچ۲۷ (۲۰۰۲) تحقیقی با عنوان “مخاطره بخشی از زندگیتان است” با روش کیفی و مشارکت ۷۴ نفر استرالیایی انجام دادهاند. هدف از انجام این تحقیق این بود که مشخص شود آیا مخاطراتی که مردم احساس میکنند زندگیشان در معرض آنها قرار دارد و در امتداد مرزهای منطقهای و ملی بهوجود میآیند، در اصل محلی هستند یا اینکه صرفا نتیجه شرایط شخصیشان می‎باشند. بنابراین، آنها در پی مشخص کردن انواع مخاطراتی بودند که افراد آنها را برای خود و دیگر اعضای جامعه‎شان تهدیدآمیز میدانستند. یافتهها نشان داده که تصورات مردم عادی از مخاطره، محلی و زمینهوند و مربوط به موقعیتهای افراد بودهاند و شامل مسائل شخصی مانند امنیت خانواده، استخدام، سلامتی، تهدید خشونت و روابط شخصی بودهاند.
بل۲۸ (۱۹۹۸) در تحقیقی در مورد “طراحی فضای شهری برای امنیت زنان در شهر تورنتو” انجام داد، به این نتیجه رسید که برنامهریزی و طراحی برای بعضی محیطها میتواند به درک زنان از خطرهای شخصی کمک کند. تنهایی زنان موجب کاهش احساس امنیت آنها به خصوص در ساعات پایانی روز میشود. هم‎چنین طراحی حساس و برنامهریزی میتواند به ایجاد احساس امنیت در زنان کمک کند. برنامه رسمی که در کنفرانس شهر امن در تورنتو مطرح شد، شامل دو استراتژی اصلی برای ایجاد شهر امن برای زنان بود: اول ایجاد راهبردهایی برای فضای باز امن و دوم آماده کردن مسئولین شهر و آموزش آنها برای توجه به طرحها از این منظر بود. این راهبردها شامل نوررسانی و روشنایی، نشانهها، شاخصهای حرکتی، توجه به نقاط اغفال کننده، مراقبت، ایجاد احساس مالکیت، اطلاع رسانی، کیفیت طراحی و …. میشود. این راهبردها در مکانهای ویژهای که به طور رایجی ناامن قلمداد میشدند، یا جاهایی که مردم احساس ناامنی میکردند (مثل مکانهای وابسته به حمل و نقل، واحدهای همسایگی مسکونی، مراکز شهر، توالتهای عمومی، آسانسورها، پلههای اضطراری و پلهای عابر پیاده) اعمال شد.
فرلی۲۹ (۱۹۹۲) تحقیقی در مورد “فرایند جستجوی امنیت، محبت و تعلق داشتن توسط پرستارانی که در طول دوران بچگی و بزرگسالیشان آسیب دیده یا آسیب ندیده بودند” با روش کیفی انجام داده است.
یافتهها نشان داده که امنیت، محبت و تعلق داشتن در خیلی از خانوادهها، با تضاد و یا زوال خانواده از بین می‎رود. تضاد و یا از دست دادن، به ترسها و یا احساساتی از ترک، طرد، گناه و یا شرم منجر میگردد. بدرفتاری در خانواده به از دست دادن احساس امنیت، محبت و احساس میانجامد. تفاوت مشخصی بین گروهها در میزان احساس ترک، طرد، گناه و یا شرم وجود دارد.

  منابع پایان نامه ارشد با موضوعارتکاب جرم، قانون مجازات، معاونت در جرم

۲-۳- نقد و بررسی تحقیقات پیشین

در نقد تحقیقات پیشین میتوان گفت: ۱) جامعه آماری بعضی از تحقیقات نمیتوانند معرف جامعه گستردهتر باشد و تعداد نمونه مورد بررسی بعضی از آنها خیلی کم است. ۲) این تحقیقات از چارچوب نظری منسجم و محکمی برخوردار نیستند. ۳) بیشترین تحقیقات پیرامون احساس امنیت در شهر تهران انجام گرفتهاند. در تحقیقات خارجی موضوع احساس امنیت کمتر مورد توجه قرار گرفته است و بیشتر به موضوع امنیت توجه شده است.

فصل سوم

مبانی نظری

۳-۱- رویکردهای امنیت

۳-۱-۱- بوزان۳۰
امنیت اجتماعی اولین بار توسط بوزان مطرح شد. او امنیت اجتماعی را به ۵ دسته امنیت نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی تقسیم میکند. از نگاه بوزان امنیت اجتماعی به قابلیت حفظ الگوهای سنتی، زبان، فرهنگ، مذهب، هویت، عرف ملی با شرایط قابل قبولی از تحول مربوط است. از نظر بوزان، امنیت اجتماعی فرع بر امنیت ملی است، زیرا در داخل یک محدوده سرزمینی مطرح میشود (نصیری، ۱۳۸
۱: ۱۲۵).
بوزان در کتاب خود تحت عنوان (مردم، دولتها و هراسها) مطرح میکند: از آنجایی که جامعه از افراد مختلفی تشکیل شده است که دارای منافع و مناسبات متفاوتی میباشند، پس این افراد در جامعه خود به عنوان منبع ناامنی تلقی میشوند. هر کس به دنبال تأمین منافع خود است، اما به تدریج افراد در اثر آگاهی و پی بردن به تهدیدات و منابع ناامنی خود و برای حفظ خویش و داراییاشان آماده واگذاری آزادی خود به مرجع مستقلی به نام دولت میگردند. به تدریج این وضعیت به صورت سازوکاری در میآید که از طریق آن مردم درصدد دستیابی به سطوح کافی از امنیت در مقابل تهدیدات جامعه میباشند. بر اساس این دیدگاه، هر چه یک جامعه دارای دولت و ساختار سیاسی قوی و قدرتمندتری باشد، امنیت افراد بهتر و با هزینه کمتری تأمین میگردد. اما در کشورهایی که ساختار حکومت به خوبی نهادینه نشده باشد، افراد برای تأمین امنیت خود به ابزارهای اجتماعی متوسل میشوند. خانواده، ایل، سازمانهای مذهبی و محلی در اینگونه جوامع نقش مرکزی پاسخگویی به نیازهای امنیتی فردی را بازی میکنند (بوزان، ۱۳۷۸: ۸۷-۸۶).
بوزان نظریه خود حول امنیت را با توسل به دو مفهوم الگوی دولت حداقلی و حداکثری توضیح میدهد. بیشترین تأکید وی بر نوع دوم است که آن را دارای دو خصیصه عمده میداند: ۱- وجود بینظمی داخلی گسترده ۲- وجود دستگاه امنیتی داخلی بزرگتر از حد.
بوزان معتقد است در الگوی دولت حداکثری، امنیت داخلی حالت طبیعی و مورد انتظار همگان پیدا میکند که در آن هماهنگی میان منافع دولت و فرد ضرورت نمییابد. همین امر میتواند زمینه ناامنی فردی را که اغلب پیامد مستقیم رویکردهای بیش از حد پلیسی و تدابیر امنیتی است، فراهم آورد ( گیدنز۳۱، ۱۹۹۹).
پس از پایان جنگ سرد، بوزان به همراه ویور۳۲ در مکتب کپنهاگ۳۳ در پی گسترش مفاهیم امنیت، تحلیلهای ظریفی ارائه داده و ایده امنیت اجتماعی را مطرح کردند. موضوعی که نخستین بار در آنجا مطرح شد این بود که اولا امنیت/ ناامنی تنها به عوامل نظامی بستگی ندارد، بلکه امروزه مسائل اجتماعی فراتر از عوامل نظامی نقش ایفا میکنند. ثانیا متصدی امنیت تنها دولتها نیستند، بلکه نیروهای اجتماعی نقش برجستهای دارند. به علاوه صاحبنظران مکتب کپنهاک امنیت را در دو بعد عینی و ذهنی مطرح میکنند و اظهار میدارند تهدیدهای امنیتی در دامنهای وجود دارند که به طور ذهنی( احساس امنیت) نیز قابل تجربهاند (نبوی، ۱۳۸۸: ۱۲-۱۱).
بوزان معتقد است زمانی امنیت اجتماعی مطرح خواهد بود که نیروی بالقوه یا بالفعلی به عنوان تهدیدی برای هویت افراد جامعه وجود داشته باشد و به حفظ مجموع ویژگیهایی ارجاع دارد که بر مبنای آن، افراد خودشان را به عنوان عضو یک گروه اجتماعی قلمداد میکنند؛ یا به بیان دیگر، معطوف به جنبههایی از زندگی افراد می‎گردد که هویت گروهی او را سامان میبخشد. بوزان مفهوم ارگانیک امنیت اجتماعی را هویت دانسته و امنیت اجتماعی را مترادف امنیت هویت تلقی مینماید ( نویدنیا، ۱۳۸۲: ۶۵-۶۴).

  منبع پایان نامه درموردضمن عقد، نظم عمومی، آزادی قراردادها، قانون مدنی

۳ -۱-۲- ویور
ویور معتقد است که برداشت بوزان از امنیت اجتماعی، ناقص است. به نظر وی بوزان امنیت اجتماعی را فدای امنیت ملی میکند. او معتقد است که امنیت اجتماعی در کنار امنیت اقتصادی، سیاسی، نظامی و زیست محیطی قابل طرح نیست، بلکه مفهوم هم طراز امنیت اجتماعی، امنیت ملی است. چرا که در شرایط کنونی امنیت اجتماعی، مرجع امنیت ملی است. به اعتقاد ویور در حالی که امنیت ملی به تهدیدات علیه حاکمیت می‎پردازد، امنیت اجتماعی معطوف به هویت است (نصیری ،۱۳۸۱ :۱۲۶).

۳-۱-۳- مولار۳۴
مولار بحث خود را در باب امنیت اجتماعی، با شرح اشکال متفاوت امنیت آغاز میکند، او معتقد است امنیت در سه شکل ملی، اجتماعی و انسانی وجود دارد و پاسخ به سوال اساسی امنیت برای چه کسی یا به بیان دیگر، هدف مرجع امنیت در هر یک از این اشکال متفاوت است و به تناسب تفاوت در مراجع امنیت، تهدیدات نیز متفاوت خواهند بود. مقام مرجع در امنیت ملی، دولت؛ در امنیت اجتماعی، گروههای اجتماعی؛ و در امنیت انسانی تکتک افراد است (نویدنیا، ۱۳۸۲: ۶۰). مولار مرجع امنیت انسانی را فرد دانسته و آن را زمانی تحقق یافتنی میداند که انسانها خود را از تهدیداتی چون بیماری، خشونت مجرمانه، فجایع طبیعی، نابودی، آزادی‎های مدنی، تنزل رتبه، تحقیر در انظار عمومی و … آزاد و ایمن حس کنند (بیات، ۱۳۸۸: ۸۳).
به نظر مولار، امنیت اجتماعی مقولهای است که افراد و دولت به همراه یکدیگر در تأمین آن سهیم و شریک هستند و این حالت بهتدریج و همگام با غیر قابل تفکیک شدن دولت و جامعه از یکدیگر، در خصوص ناامنی آن دو مصداق پیدا میکند. مولار تأکید دارد که امنیت اجتماعی را میتوان به عنوان یک مفهوم فرضی برای هر جمع انسانی به کار برد و آن را عبارت میداند از: قابلیت حفظ شرایط قابل پذیرش داخلی برای تکامل الگوهای سنتی زبان، فرهنگ، انجمنها، مذهب، هویت ملی و رسوم. بدین ترتیب امنیت جوامع آشکارا با امنیت سیاسی پیوند دارد، اما مجزا از آن است. امنیت سیاسی به ثبات سازمانی کشورها، نظامهای دولت و ایدئولوژیهایی که به دولتها و حکومتها مشروعیت میبخشد، مربوط میشود. اما امنیت اجتماعی به بقای گروههایی توجه دارد که به جهت اشتراک اعضای آن در اندیشه، احساس و اعمال، کلیت یکپارچهای را تشکیل میدهند که از آن به عنوان هویت یاد میشود (مولار، ۲۰۰۰: ۲۰).

  منبع مقاله با موضوععملکرد کارکنان، بهبود مستمر، کانون توجه، سابقه خدمت

۳-۱-۴- نظریههای فمنیستی۳۵
نظریهپردازان فمنیست معتقدند که زنان در بعد اقتصادی و اجتماعی با محرومیتها و ناا
منیهای بسیاری مواجهاند (اسمیت و کولینچی۳۶، ۲۰۰۲). رویکردهای فمنیستی در تحلیلهای امنیتی خود اغلب ساختارها و نهادهای اجتماعی و تاریخی را که منجر به اعمال خشونت علیه زنان میشوند، مورد نقد قرار میدهند. بر اساس نظر فمنیستها، نابرابری ساختاری جوامع به زیان زنان بوده و این موضوع به گونهای است که احتمال اعمال خشونت بر علیه زنان به یکی از ویژگیهای تمام جوامع تبدیل شده است (ذاکری، ۱۳۹۰). طرفداران دیدگاههای فمنیستی بر این باورند که ساختارهای موجود در جامعه علاوه بر آنکه ابزار اعمال خشونت بر علیه زنان است، میتواند اسباب ناامنی آنان را فراهم آورد. بر این اساس، فمنیستها راه نیل به امنیت برای زنان را در تغییر این ساختارهای اجتماعی مبتنی بر جنسیت میبینند. فمنیستها در یک نتیجهگیری کلی از تحلیلهای خود معتقدند که این ساختارها و تأثیر آن بر نظام تفکر مردان حتی میتواند موجبات ناامنی جهانی را فراهم آورد(عسکری، ۱۳۸۲).
به طورخاص در مورد تفاوت میزان احساس

دیدگاهتان را بنویسید