قاصدک

پایان نامه ارشد درباره نظم اجتماعی، احساس ناامنی، نظام اجتماعی، احساس امنیت

دانلود پایان نامه

امنیت زنان و مردان میتوان به چند دیدگاه در تحلیلهای فمنیستی اشاره کرد؛ به اعتقاد دیدگاه اول، منابع و زمینههای احساس ناامنی و تفاوتهای آن بین همسران را میتوان به تفاوت در سطح رفع نیازهای زنان مربوط دانست. کسانی که نیازهای خود را برآورده میکنند، احساس ناامنی کمتری دارند.
سالیوان معتقد است که قسمت اعظم رفتارهای انسان برای از میان برداشتن یا سبک کردن تنیدهگیهای او از دو منبع سرچشمه میگیرند: نیازهای بدنی و اظطراب ناامنی اجتماعی. او معتقد است که انسان از آغاز زندگی دلواپسی را به تدریج میآموزد (رحیمی نیک، ۱۳۷۴).
این نظریه میگوید که احساس ناامنی، اکتسابی است و در فرایند زندگی اجتماعی آموخته میشود، اما نیازهای زنان سطوح متفاوت دارد و زمینههای احساس ناامنی به نوع نیازهای برآورده نشده بستگی دارد. میتوان احساس امنیت زنان را به پیروی از مازلو، مجموعه شرایط و زمینههایی دانست که شامل: امنیت، ثبات، وابستگی، حمایت، رهایی از ترس نگرانی و آشفتگی، نیاز به سازمان، نظم، قانون، محدودیت، داشتن حامی مقتدر و … میباشد (مازلو، ۱۳۷۲).
بنابراین، تفاوت زنان در احساس ناامنی به تفاوت در موقعیتها و نیز ادراکات آنان مربوط است. دیدگاه دیگر این است که احساس ناامنی زنان به تقسیم کار جنسیتی در جامعه بستگی دارد. بر اساس دیدگاه تفاوت، جایگاه و تجربه زنان در بیشتر موقعیتها با جایگاه و تجربه مردان در همان موقعیتها تفاوت دارد. بر مبنای دیدگاه نابرابری، جایگاه زنان در بیشتر موقعیتها نه تنها متفاوت ار مردان، بلکه از آن، کم بهاتر و با آن نابرابر است. بر اساس دیدگاه ستمگری، موقعیت زنان را باید بر حسب رابطه قدرت مستقیم میان مردان و زنان درک کرد. زنان تحت ستم قرار دارند، یعنی تحت قید و بند، تابعیت، تحمیل، سوء استفاده و بد رفتاری مردان به سر میبرند (ریتزر، ۱۳۷۴).

۳-۱-۵- جکوبز۳۷
جکوبز بیان میکند که آرامش فضای شهری ابتدا توسط پلیس تأمین نمیشود، اما با حضور پلیس ضروری می‎شود. آرامش فضای شهری ابتدا به وسیله شبکه ناخودآگاه و پیچیده اجتماعی و استانداردهای موجود میان مردم حفظ می‎شود، بنابراین، وی بر نظارت فعال و ضرورت تعریف عرصههای عمومی و خصوصی تأکید میکند (جکوبز، ۱۹۶۵: ۴۵). وی معتقد است حضور مردم در فضاهای شهری متعاقباً موضوعاتی همچون ایمنی و امنیت اجتماعی را مطرح میسازد. فضاهای عمومی باید پذیرای تمامی اقشار، گروههای سنی و جنسی و اقلیتهای اجتماعی در تمام ساعات شبانهروز و در کمال امنیت باشد و همزمان تسهیل دسترسی و رفت و آمد را فراهم سازد (رفیعیان و خدایی، ۱۳۸۸: ۲۲۸).
او در مورد خود- انتظامی۳۸ بودن یک خیابان چنین توضیح میدهد: “باید چشمهایی همواره خیابان را بنگرند، چشمهای کسانی که ما آنها را مالکان طبیعی و حقیقی خیابان مینامیم، پباده روهای خیابان باید به صورت مداوم مورد استفاده قرار گیرد، تا بر نگاههای مؤثر بر خیابان افزوده گردد و به مردم ساکن در خیابان، نگریستن به خیابان آموزش داده شود. بنابراین، وی بر نظارت فعال و ضرورت تعریف عرصههای عمومی و خصوصی تأکید میکند. بدین ترتیب با استفاده از مشارکت عمومی میتوان از وقوع درام بربریت ممانعت کرد، اما این امر نباید مانع عبور غریبهها از فضا گردد (جکوبز، ۱۹۶۵: ۴۵).
جکوبز آوردن مردم به خیابانها را به رقصی تشبیه میکند که موجب سرزندگی و پویایی خیابان میشود. او میگوید میتوان آن را شکلی از هنر نامیده و به رقص تشبیه کرد، نه رقصی پر چنب و جوش اما تو خالی … بلکه همچون بالهای تکامل یافته، که در آن هر رقصنده و بقیه گروه قسمتهای مشخصی از اجرا را بر عهده می‎گیرند. اجرای هر قسمت موجب تقویت قسمت دیگر شده و در کل ایجاد یک ترکیب کامل میکند (جکوبز، ۱۹۶۵).
به عقیده جکوبز بیشتر رفتارهایی که موجب خشم، ترس و ناراحتی مردم در فضاهای شهری میشود و مردم را از استفاده از فضاهای عمومی منصرف میکند، به لحاظ قانونی جرم نیستند و میتوان آنها را رفتارهای غیرمدنی و یا آنگونه که جکوبز میگوید “بربریت خیابان ۳۹” نامید (جکوبز، ۱۹۶۵: ۳۹).

  پایان نامه دربارهتحلیل عامل، تحلیل عاملی، صفات شخصیت، روان رنجورخویی

۳-۱-۶- نظریه نیاز انسانی
بر اساس نظریه نیاز انسانی، احساس امنیت زمانی حاصل میشود که نیازهای اساسی انسان برآورده شود، در غیر این صورت انسان با ناامنی روبرو میشود (هیسمن و کتل۴۰، ۱۹۹۰ :۱۷۵- ۱۶۹).
بر این اساس، نیازهای جسمی، فکری و روحی افراد درگروهها باید تأمین شود وگرنه بقا و بهزیستی افراد و جوامع به خطر خواهد افتاد. در این نظریه، شبکههای افراد و گروهها واحد تحلیل هستند و از طریق آن چارچوبی فراهم میشود که نیازهای انسانی تأمین گردد و در درون ارزشها، هنجارها و منافع و قدرت متبلور میشود (بروس۴۱، ۱۹۹۶: ۶۱).
این نظریه امنیت را شرایط مطمئنی میداند که ناظر بر زیست و بقای مستمر شرایط و وضعیت اکولوژیک سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و روانی لازم برای تمام افراد و گروههای هویتی میباشد (کریمی، ۱۳۸۵: ۱۳۵).
از معروفترین صاحبنظران این نظریه سایتس۴۲ است که نیازهای اساسی انسان را، نیاز به امنیت، به رسمیتشناختن، انگیزش، عدالت توزیعی، معنا، عقلانیت وکنترل میداند (سایتس، ۱۹۷۳: ۷۱).
وی بر این باور است که اگر رخدادهای عینی یا تحولات نظری موجب سلب امکان واکنش مطلوب از انسان شود و هویت او به رسمیت شناخته نشود و انگیزههای او شکوفا نشود، معنای او از زندگی دگرگون میشود. در نتیجه، انجام رفتار و تصمیمگیری عقلانی با محدودیت مواجه میشود و امکان کنترل افراد بر مدیریت رفتار خود مختل میگردد.
در نهایت، این عوامل منجر به مخاطراتی برای امنیت جامعه انسانی محسوب میشود (کریمی، ۱۳۸۵: ۱۳۲).
بنابراین، در نظریه نیازها، احساس امنیت منحصر به فرد نیست، بلکه شامل صیانت و حراست از زندگی مردم و حفاظت از جان، مال و تمامی شئون زندگی انسان در برابر مخاطراتی است که آسودگی را از آنها سلب میکند و ترس و بی‎اطمینانی را جایگزین مینماید. در سطحی بالاتر، احتیاج به ارتباط با دنیای خارج از خود قرار دارد که به جای اینکه بر پایه اعمال بدن قرار داشته باشد ریشه در شیوه زندگی آدمی دارد. به همان صورتی که گرسنگی باعث مرگ میشود، نتیجه احساس تنهایی نیز آشفتگی روانی است. ارتباط، به معنای تماس جسمانی نیست و انواع بسیاری دارد. ارتباط حتی با پستترین سازمانها بیشتر از انزوا ارزش دارد. دین، گرایش به ملت یا قبیله، رسوم و باورها و اعتقاد، هر قدر بیارزش و سبب تحقیر شدن شود، اگر شخص را وابسته دیگران کند، مامنی است از جدایی، که آدمی بیش از هر چیز از آن هراس دارد. به نظر فروم، تنها احساسی که مانع “احساس حقارت” انسان میشود، احساس تعلق به جایی و معنی و هدفی در زندگی است و اگر انسان نتواند به طریقی خود را به نظامی که زندگیاش را مفهوم و جهتی میبخشد مرتبط کند، سراسر وجودش سرشار از شک و تردید خواهد شد (فروم، ۱۳۶۳: ۲۴-۲۷).

  پایان نامه ارشد دربارهامنیت اجتماعی، امنیت ملی، احساس امنیت، امنیت سیاسی

۳-۲- نظریههای جامعه شناختی

در جامعه شناسی هر گاه بحثی از امنیت به میان میآید، باید به آن دسته از نظریههایی مراجعه شود که در خصوص نظم اجتماعی ارائه شدهاند، چرا که نظم و امنیت لازم و ملزوم یکدیگرند، جامعه بدون نظم اجتماعی، فاقد امنیت خواهد بود و فقدان امنیت هم بیانگر عدم وجود نظام اجتماعی مقتدر و مسلط بر اوضاع است. به همین جهت میتوان از نظرات جامعهشناسانی که درباره نظم اجتماعی و عوامل به وجود آورمده آن صحبت کردهاند، بهره جست.

۳-۲-۱- دورکیم۴۳
در بین جامعه شناسان کلاسیک، دورکیم پدر جامعهشناسی نظم به شمار میرود. او از نابسامانی اجتماعی بیزار و هراسان بود و معتقد بود که میتوان نابسامانیهای اجتماعی را با اصلاحات اجتماعی کاهش داد. در واقع دورکیم به دنبال آن بود که علت این نابسامانیهای اجتماعی را شناسایی کرده و برای خروج از آنها راه حلی بیابد. دورکیم همبستگی اجتماعی را عامل حفظ و بقای جامعه میداند که نظم اجتماعی را به همراه دارد. از نظر او مبنای نظم جامعه (امنیت اجتماعی) عامل اخلاقی است نه سیاسی یا اقتصادی. دورکیم بسیاری ازمشکلات زمان خود را ناشی از کاهش قدرت این نظام مشترک اخلاقی میداند (کوزر۴۴ ،۱۳۸۳ : ۱۹۰).
دورکیم معتقد است در جامعهای که فرهنگ مشترک و قوی در مورد اعتقاد عمومی وجود دارد همبستگی اجتماعی استحکام و نظم اجتماعی، عینیت بیشتری خواهد یافت. این مهمترین عامل است در جهت اینکه نظام اخلاقی و نظام باورها، ارزشها و هنجارهای مشترک را به مردم یک جامعه هدیه کند تا در پرتوی آن نظم اجتماعی برقرار بماند و جرم، ناهنجاری و خودکشی کاهش یابد و هرج و مرج رخت بربندد و به تبع آن امنیت و ثبات اجتماعی برقرار شود (صدیقی اورعی، ۱۳۷۶: ۱۴۹).
در مجموع شرایط آنومی از نظر دورکیم عبارتند ار: تغییرات جمعیتی و افزایش شدید حجم و تراکم جمعیت، بیسازمانی اجتماعی حاصل از شهرنشینی افسارگسیخته شهرهای بزرگ، عدم تعادل در ساختار جمعیت به دلیل پدیدههایی مانند مهاجرت، توسعه سریع وسایل حمل و نقل و وسایل ارتباط جمعی و عدم همپایی و تغییر فرهنگ غیر مادی با تغییرات سریع فرهنگ مادی (اخوان کاظمی، ۱۳۸۵: ۴۸).
از نظر دورکیم، “آنومی” یا آشفتگی اجتماعی میتواند نظم و امنیت جامعه را بر هم زده و احساس ناامنی و ناامیدی بر افراد تحمیل نماید، به نظر وی در شرایط اجتماعی مستحکم و پایدار، آرزوهای انسانها از طریق هنجارها تنظیم و محدود شده است. با از هم پاشیدگی هنجارها، آنومی با یک وضعیت بی حد و حصر به وجود میآید. از آنجا که این آرزوهای بی حد و حصر نمیتوانند ارضا شوند، یک وضعیت نارضایی اجتماعی پیش می‎آید (رفیع پور، ۱۳۷۶: ۳۵).
دورکیم تحقق امنیت در دو نوع جامعه سنتی و مدرن یا دو نوع همبستگی مکانیکی و ارگانیگ را از هم متفاوت میداند. همبستگی مکانیکی که مختص جوامع سنتی است، امنیت هنگامی تحقق مییابد که منافع گروه یا طایفه یا ایل و یا کلان ذینفع را برآورده سازد. اما تنوع اشخاص و گروهها موجد نوع دیگری از همبستگی است که به نحوی غیرمستقیم در برابر همبستگی مکانیکی قرار میگیرد. همبستگی ارگانیکی بر پایه مکمل بودن بخشهای گوناگون اجتماعی به وجود آمده است. چنین جامعهای تنوع و کثرت را در تمام زمینهها میپذیرد و خودمختاریهای بسیار زیاد و اعطای وجدان فردی وسیعتر را به اشخاص به عنوان یک اصل قبول میکند. همچنین در همبستگی نوع مکانیکی، حقوق کیفری است و عملکرد آن مبارزه با هر آن چیزی است که جامعه آن را قابل کیفر میداند. اما در همبستگی ارگانیک، حقوق استردادی یا ترمیمی است (فرخجسته، ۱۲۸۰: ۳۶۳-۳۶۲).

  پایان نامه ارشد دربارهسرمایه اجتماعی، مشارکت مدنی، جامعه مدنی، مشارکت سیاسی

۳-۲-۲- پارسونز۴۵
پارسونز از پیشگامان معاصر جامعه شناسی نظم است و معتقد است که نظم اجتماعی تنها از طریق دولت برقرار نمیشود. او معتقد است که هنجارهای اجتماعی به عنوان یک نظام در نظر گرفته میشود و کارکرد نظم اجتماعی نیز ایجاد و حفظ یکپارچگی کل نظام است که در این فرایند فراگردهای ملکه ذهن ساختن و اجتماعی کردن از اهمیت اساسی برخوردارند. به این ترتیب، پارسونز بیش از آنکه به شیوههای انتقال هنجارها و ارزش‎های یک نظام توجه کند، به کنشگران درون نظام علاقه مند است. پارسونز
معتقد است که با درونی کردن هنجارهای جامعه در افراد، با حداقل هزینه میتوان نظم و امنیت را برقرار کرد. پس یکپارچگی اجتماعی در نظریه پارسونز یا از طریق نظارت اجتماعی و ابزار بیرونی و یا از طریق اجتماعی کردن و درونی کردن ارزشها صورت میگیرد (ریتزر۴۶، ۱۳۸۳).
پارسونز در نظام اجتماعی میان سه عنصر عمده کنش آدمی فرق میگذارد: آنهایی که در نظام شخصیت جای میگیرند، آنهایی که در نظام اجتماعی قرار دارند و آنهایی که در الگوها یا نظامهای فرهنگی جای دارند. مبانی عناصر فرهنگی زیر بنای ساختار هنجاری نظام اجتماعی و نیز فرایند گرایشهای مبتنی بر نیازها و فرایندهای تصمیمگیری نظام شخصیت را فراهم میآورند. اما کنشگران هم بر حسب انگیزهها (نیازها و آمادگی برای بسیج انرژی) و ارزشها (تصوراتی در مورد آنچه درست و مناسب است) به سمت وضعیتها جهتگیری میکنند. از آنجا که کنشگرانی با جهتگیریهای متفاوت (در ترکیبی از

دیدگاهتان را بنویسید