قاصدک

دانلود پایان نامه درمورد روابط انسانی، هدایت و رهبری، محیط آموزشی، آموزش و پرورش

شناسایی مسئله، تعیین علت، ارائه راه‌حل‌ها، تجزیه و تحلیل این راه‌حل‌ها و انتخاب مناسب‌ترین راه حل را آموزش می‌دهند این شیوه آموزش باعث شده است که تیم های خود مدار و مدیریت کیفیت، کامل مورد توجه خاص قرار گیرد (رابینز، ۱۳۷۸).
(هرسی و بلانچارد۵۷، ۱۳۸۵) مهارتهای کلی را که لازمه‌ی مدیریت و رهبری می‌دانند عبارتند از:
– تشخیص۵۸: عبارت است از درک وضع موجود و وضعیت معقول و مطلوبی که انتظار می رود.
تفاوت میان وضع موجود و وضع مطلوب، مسئله نام دارد که همه مهارت‌ها درصدد تغییر آن هستند. این مهارت از نوع شناختی است.
– تطابق۵۹: عبارت از سازگاری رفتارهای شخص و دیگر منابع به طوری که سبب تغییر آنچه که در بین وضعیت موجود و مطلوب قرار دارد شود این مهارت از نوع رفتاری و انسانی است.
– ارتباط۶۰: چنانچه شخصی مجهز به مهارتهای تشخیص و تطابق بوده اما قادر به برقراری ارتباط معقولانه با دیگران نشود کل فرآیند از تأثیر مورد نظر برخوردار نخواهد شد.
در تحقیق دیگری کاتز (۱۹۷۴) همانند وتن وکامرون مهارتهای مدیریتی را به دو نوع فردی و ارتباطی تقسیم می‌کند. به شرح خلاصه زیر:
الف- مهارتهای فردی شامل:
– افزایش خودآگاهی با تعیین ارزش‌ها، ملاک‌ها، معیارها، درک مسائل و ارزیابی وضعیت موجود برای تغییر

– حل عاقلانه مشکلات با نگرش عقلانی، استفاده از روش‌های خلاق و ترغیب خلاقیت سایرین
ب- مهارتهای ارتباطی شامل:
– روابط و حمایت‌کنندگی با مربیگری و مشورت
– قدرتمندی با تأثیرگذاری و تواناسازی سایرین
– انگیزه زایی با ایجاد محیط باانگیزه، رفع مسائل و مشکلات
– رفع مشکلات با تشخیص و ریشه‌یابی
الوانی (۱۳۸۰) به مهارت تصمیم‌گیری اشاره دارد و آن را توانایی مدیر برای انتخاب یک راه حل از میان دو یا چند راه حل می‌داند.
۲-۲-۱- تئوری مهارتهای سه گانه مدیران
برای اینکه شخص مدیر بتواند از عهده وظایف مدیریت برآید. فعالیت‌های جمعی را در جهت اهداف از پیش تعیین‌شده سوق دهد، باید دارای مهارت‌هایی باشد که در انجام این مهم توفیق یابد. تاکنون تقسیم‌بندی‌های مختلفی از اندیشمندانی چون «رابرت کاتز۶۱، کنتز و گریفین، ۶۲ جیم لاندی۶۳، گری یوکی۶۴ ، ریچارد بیارد۶۵ وغیره» در حیطه‌ی مهارتهای مدیران صورت گرفته است که مشهورترین آن تقسیم‌بندی رابرت کاتز است.
رابرت ال کاتز سه نوع مهارت را برای هر مدیر شناسایی کرد که عبارتند از: فنی، انسانی وادارکی.
۲-۲-۱-۱- مهارت فنی
مهارت فنی عبارت است از استادی در فعالیت خاصی است که لازمه‌ی آن کاربرد روش‌ها، فرآیندها، رویه هاو عمل‌ها یا فنون است. مهارت فنی مستلزم داشتن معلومات تخصصی، قدرت تحلیل در محدوده‌ی تخصص مورد نظر و استادی در کاربرد ابزار و فنون مربوط به رشته‌ای خاص می‌باشد (علاقه بند، ۱۳۷۸).
مهارت فنی در مقایسه با مهارتهای سه گانه فنی، انسانی و ادراکی ملموس‌ترین آن‌ها به شمار می‌آید و در عصری که ما در آن زندگی می‌کنیم اغلب افراد، باید از این مهارت برخوردار باشند. «ویژگی بارز مهارت فنی آن است که به بالاترین شایستگی و خبرگی در آن می توان دست یافت. زیرا این نوع مهارت، ماهیتاً دقیق، مشخص، دارای ضوابط عینی وقابل اندازه گیری است»(علاقه بند،۱۳۷۵).
مهارتهای فنی از طریق تحصیل، کارورزی و تجربه حاصل می‌شوند. مدیران معمولاً این مهارت‌ها را طی دوره‌های آموزشی یا کارآموزی فرا می‌گیرند و مهارت فنی مورد نیاز مدیران آموزشی علاوه بر موارد فوق شامل مهارت و تبحر در برنامه‌ریزی آموزشی، ارزشیابی آموزشی، راهنمایی آموزشی، فنون و روش‌های تدریس و فنون اداری و مالی آموزش و پرورش است (همان).
خورشیدی (۱۳۸۲) مهم‌ترین مهارتهای فنی مورد نیاز مدیران مدارس را بدین گونه بر می‌شمارد:
۱- مهارتهای مورد نیاز در زمینه کارکنان آموزشی مانند مهارت در بیان نیازهای معلمان، مصاحبه، سازمان‌دهی، تحلیل امور آموزشی و غیره.
۲- مهارتهای مورد نیاز در زمینه دانش‌آموزان مانند مهارت در حضور و غیاب، ثبت‌نام، تحلیل نمرات، تطبیق برنامه‌های آموزشی با تغییرات جامعه و غیره.
۳- مهارتهای مورد نیاز در زمینه آموزش و درس.
۴- مهارت‌های مورد نیاز در زمینه عمران مدرسه، مانند مهارت و نگهداری از ساختمان و وسایل مدرسه، شاخص گذاری فضای آموزشی و غیره.
۵- مهارتهای مورد نیاز در زمینه امور مالی مدرسه، مانند مهارت در بودجه‌بندی، سرمایه‌گذاری و کسب درآمد و غیره.
اگر مدیر فاقد مهارت فنی باشد ضمن عدم برخورداری از روش‌ها و ابزارهای کار خود، اجباراً بر دیگری متکی خواهد بود که در این صورت به همین میزان اختیار سازمان به تدریج تمایل به کنترل آن پیدا می‌کند و از آنجایی که این افراد عموماً متعلق به کارکنان ستادی هستند در مقابل اهداف اصلی سازمان نقش مانع را بازی خواهند کرد (سید عباس زاده،۱۳۸۶).

  پایان نامه ارشد دربارهاحساس امنیت، امنیت اجتماعی، احساس امنیت اجتماعی، روش پیمایش

اجزای مهارت فنی
هرسی وبلانچارد (۱۹۸۸) معتقدند که هر چه انسان از سطوح پایین مدیریت به سطح بالای مدیریت برود به مهارت فنی کمتری نیاز دارد. هم چنین در سطح پایین مدیریت سرپرستان به مهارت فنی بسیار محتاج‌اند، زیرا آن‌ها می‌خواهند که تکنسین‌ها و کارمندان دیگر را در بخش‌های خود آموزش دهند و اما در آن سوی قضیه مجریان سازمان‌های تجاری به داشتن نحوه‌ی انجام همه تکالیف خاص در سطح اجزا، نیاز ندارند. با این حال، آن‌ها باید توانایی فهم این مطلب را داشته باشند که تمام این تکالیف در به دس
ت آوردن هدف‌های همه سازمان به هم بستگی دارد. وظایف۶۶، نقش‌ها۶۷ و مسئولیت ۶۸ها هستند که مدیریت یک سازمان را به طور کامل می‌توانند تعریف کنند که به طور خلاصه عبارت‌اند از:
الف- وظایف: لوترگیولیک۶۹ وظایف مدیریت که شامل برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، انتخاب و گزینش، هدایت و رهبری، هماهنگی، گزارش گیری و گزارش دهی و بودجه‌بندی می‌باشد را مشخص می‌کند و هر مدیری موظف است که هر کدام از آن‌ها را به نحو مطلوب انجام دهد (رابینز،۱۳۷۵).
ب- نقش‌ها: آدیزس نیز نقش‌های مدیریت را با PAEI70 نشان می‌دهد که شامل تولیدکنندگی، اداره‌کنندگی، کارآفرینی و یکپارچه کنندگی می‌باشند و معتقد است که مدیریت هر کدام از این‌ها را بایستی به طور کامل در سیستم سازمانی انجام دهد و در صورت وجود نقض در هر کدام، ضعف یا سوء مدیریت را در برخواهدداشت که مدیریت هر سیستم سازمانی این نقش‌ها را باید به طور کامل ایفا کند و در غیر این صورت ضعف مدیریت را نتیجه خواهد داد.
ج- مسئولیت‌ها:
ریچارد دال دفت مسئولیت‌های مدیریت را که شامل مدیریت، انطباق دادن تولید و عملیات، نگهداری و مراقبت می‌باشند مشخص می‌کند، یعنی هر مدیری در سیستم سازمانی مسئولیت دارد که علاوه بر مدیریت کل سیستم، ورودی‌ها را با فرآیند و فرآیند را با خروجی‌های سیستم تعادل و منطبق کرده و ورودی‌ها را به خروجی‌ها تبدیل کند و به نحوی از سیستم سازمانی مراقبت و نگهداری نماید. در نهایت یک مدیر با انجام وظایف و ایفای نقش‌ها و احساس مسئولیت نسبت به اهداف سازمانی می‌تواند اقدام مناسبی برای فعال‌سازی سازمان را انتخاب کند (کاتز،۱۹۷۴).
۲-۲-۱-۲- مهارت انسانی
در تعریف مهارت انسانی رابرت کاتز (۱۹۷۴) عقیده دارد که: مهارت انسانی، یعنی داشتن توانایی و قدرت تشخیص در زمینه ایجاد محیط تفاهم و همکاری و انجام دادن کار به وسیله دیگران، فعالیت موثر به عنوان عضو گروه، ایجاد انگیزه در افراد وتاثیر گذاری بر رفتار آنان کاتز (۱۹۷۴) مهارت انسانی مدیر در ارائه راهکار ثمربخش به عنوان یکی از اعضای گروه و ایجاد تفاهم و همکاری بین گروهی است که هدایت و رهبری آن را بر عهده دارد. مهارت انسانی ناشی از تعریف عام مدیریت است و آن عبارت است از توانایی ایجاد انگیزه، هدایت و رهبری ارتباط با سایرین می‌باشد. مدیران باید قادر باشند تا برای انجام امور با دیگران ارتباط برقرار کنند. مهارت انسانی، توانایی کار با افراد و درک برانگیختن دیگران هم در سطح فردی و هم در سطح گروهی است. مدیران بایستی مهارتهای انسانی قوی را برای ایجاد ارتباط و بر انگیختن و تفویض امور داشته باشد.
مهارت انسانی در نقطه مقابل مهارت فنی است. مهارت انسانی یعنی کار کردن با مردم در مقابل کار کردن با اشیاء و چیزها می‌باشد. داشتن مهارت انسانی مستلزم آن است که شخص پیش از هر چیز خود را بشناسد، به نقاط قوت و ضعف خود آگاه باشد، عقاید و افکارش بر خود او روشن باشد، به عقاید، ارزش‌ها و احساسات دیگران احترام بگذارد، آنان را درک کند، از تأثیر گفتار و کردار خویش بر دیگران آگاه باشد و بتواند محیط امن و قابل قبولی برای جلب همکاری دیگران فراهم سازد. امروزه دانش علمی در قلمرو روان‌شناسی، روانشناسی اجتماعی، مردم‌شناسی و تجربه و کارورزی در شرایط گروهی و اجتماعی به طور غیرمستقیم زمینه دستیابی به مهارتهای انسانی را فراهم می‌سازند. کنش و واکنش متقابل با مردم و حساسیت نسبت به انگیزه‌ها، انتظارات و رفتارهای آنان کمک می‌کنند تا شخص به مرور بتواند عمل و عوامل شکل‌دهنده رفتار افراد انسانی را درک کرده، راه و رسم کار کردن با مردم و اثرگذاری بر رفتار آنان را بیاموزد. مدیر آموزشی برای اینکه بتواند در شمار یکی از اعضای موثر محیط آموزشی درآید و بین اعضای تحت رهبری خود همکاری و تفاهم به وجود آورد باید به حد کافی از مهارتهای انسانی بهره‌مند باشد (علاقه بند،۱۳۷۵).
کیت دیویس(۱۳۵۶) بیان می‌دارند که از دیدگاه مدیریت، روابط انسانی عبارت است از برانگیختن افراد در سازمان به منظور ایجاد همکاری از نوعی که نیازهای افراد را برطرف سازد و موجبات تحقق هدف‌های سازمان را فراهم آورد. مدیرانی که دارای مهارت انسانی در سطح عالی هستند احتمالا در مقایسه با مدیرانی که چنین مهارتی ندارند خیلی موفق‌ترند.
علت وجودی و مسئولیت‌های اساسی مدیران آموزشی، ایفای نقش‌های رهبری در سازمان‌های آموزشی، به ویژه در تمام سطوح مدارس است. رهبری اثربخش و کارآمد تأمین و استفاده‌ی موثرتر و بهتر از منابع مادی و مالی و به ویژه منابع انسانی است. برای رسیدن به
هدف‌های دور و نزدیک آموزش و پرورش از مدیرمسئول و لایق و حرفه‌ای انتظار می رود که با استفاده از اصول مدیریت و روابط انسانی، مدرسه‌ای خلاق و پربار ایجاد کند؛ محیطی که از هر نظر شایسته‌ی نام زیبای مدرسه باشد. مدرسه باید کودکان، نوجوانان و جوانان را بااستعدادهای متفاوت و با زمینه‌های گوناگون تربیت خانوادگی و محلی، برای کار و زندگی پر بار و خالی از اضطراب و دغدغه، آماده و مهیا سازد.
مدیر آموزشی برای اینکه بتواند در شمار یکی از اعضای موثر محیط آموزشی درآمده و بین اعضای تحت رهبری خود همکاری و تفاهم به وجود آورد باید به حد کافی از مهارت انسانی بهره‌مند باشد (کاتز، ۱۹۷۴).
مهارت انسانی به توانایی کار و رفتار خوب با دیگران مربوط است. این لیاقت از اعتماد، اشتیاق و برخورد صادقانه ناشی می‌گردد. یک شخص بامهارت خوب انسانی قطعاً خودشناسی قابل
ملاحظه و استعداد درک و احساس همدردی با دیگران دارد (ایران نژاد پاریزی؛۱۳۸۶).
مهارت انسانی، احترام گذاشتن به دیگران است؛ به بیان دیگر مهارت انسانی همان دانش رفتارشناسی بوده که به متغیرهای فراوان در خصوص دیگران می‌پردازد و هدف آن شناخت ریشه‌های اصلی تفاوت‌های اختلافات و تعارضات رفتاری در روابط مدیر و کارکنان و یافتن راه‌حل‌های مناسب برای همکاری بین آن‌هاست. اهمیت مهارت انسانی در مدرسه در آن است که دانش‌آموزان در حال شکل‌گیری هستند و برخورد با آنان به ظرافت و تخصص نیاز دارد (خورشیدی، ۱۳۸۲).
روابط انسانی از جایگاه خاصی برخوردار است. بدین معنا روابط انسانی عبارت است از توان برقراری ارتباط انسانی با معلمان، کارکنان، دانش‌آموزان و اولیاء آن‌ها از طریق پذیرفتن وجود، شخصیت، ویژگی‌های فردی و همه تفاوت‌هایی که آنان با شخص مدیر دارند. بدین ترتیب لازمه تحکیم روابط انسانی در مدرسه شناخت عمیق مدیر و رهبر آموزشی از ویژگی‌های جسمی، روانی، شخصیتی، ذهنی و غیره آن‌ها است (همان).
مطالعه‌ای که روی ۱۹۱ نفر از مدیران ارشد ۶ شرکت در بین

  منابع مقاله درموردولایت فقیه، اجرای احکام، جوادی آملی، امام خمینی

دیدگاهتان را بنویسید