داشته باشد (مدنی پور ۳۲:۱۳۹۲).
مشکلات زنان :
دستری محدود : زنان سفرهای پیچیده تری را نسبت به مردان دارند ، مسؤولیت زنان در سفر به مهد کودک ، مدرسه ، محل کار ، مغازه بیش از دو برابر مسؤولیت مردان است (Michaud,2007:1) .زنان کم تر از مردان برای فعالیت های اختیاری زمان و فرصت دارند ، چراکه بیش تر از مردان درگیر و مسؤول فعالیت های مراقبتی اند (Frank,2002:347-350).
حمل ونقل :زمان بندی حمل ونقل عمومی، مسیریابی و قوانین امنیتی که نسبت به نیازهای زنان ، حساس نمی باشد . اقدامات امنیتی در حمل و نقل شامل مسیریابی ، مکان یابی ایستگاه ها و روشنایی درون اتوبوس ها و قطارها و ایستگاه ها می شود ( سیفایی ،۶۱:۱۳۸۴). اکثر خانواده ها دارای یک ماشین هستند این خودرو را مرد خانه بیرون می برد ، زنان در ترکیب خانه ، بچه نگهدار ،و مسؤول کار بیرون از خانه ، بردن کودک به مدرسه ، خرید می شود و دوباره به خانه باز می گردد که تقریباً همه این ها در ساعت اوج سفر است .اگر محل کارشان دور باشد و ماشین نداشته باشند ، آن ها از حمل ونقل عمومی استفاده می کنند (Habraken.2004:6).
کاربری زمین : تفکیک افراطی کاربری های متفاوت که نیازهای زنان را در برقراری توازن فعالیت ها نادیده می گیرد (سیفایی ،۶۱:۱۳۸۴) . به طور منطقی زنان ( بویژه شاغلین ) با توجه به نقش هایی که در خانه و خانواده برعهده آن هاست .وقت کم تری برای تنظیم وانجام همه آن ها در اختیار دارند از این رو نیازمند سهولت برخورداری از مراکز خرید ، آموزشی ، بهداشتی ، ودرمانی و… هستند ( قاضی ،حسامی ،۲۶:۱۳۷۵) . وابستگی شدیدی که زنان به وسایل حمل و نقل عمومی دارند .جدا شدن خانه از کار ، در فرایند صنعتی شدن و به حومه راندن زندگی شهری هر روز بیش تر از پیش زنان را از تحرک اجتماعی ومکانی باز می دارد (کارپ،استن،۴:۱۹۹۲).
امکانات تسهیلاتی وخدماتی محدود : زنان ، بیش ترین استفاده کنندگان از مراکز شهری اند . با این حال عمده تأکید در طراحی پارکینگ است تا وسایل نقلیه عمومی ، مراکز نگهداری از کودکان ، زمین های بازی ، توالت یا استراحت گاه ها ، که برای زنان مسایل بزرگی هستند .
نیازهای زنان : نمی توان این را به طور مشخص ساخت که هر زنی در اجتماع شهری چه نیازهایی داشته واین نیازها چگونه به بهترین وجه برآورده می شود اما امکان جمع آوری و طبقه بندی حداقلی از نیازهای زنان در شهر وجود دارد (تاجدار، اکبری ،۳۰:۱۳۸۷)
دلایل نیاز به حضور در فضاهای عمومی :
الف- نیاز به ارتباط وتعامل اجتماعی : در جاهایی که درحد مناطق کوچک که میزان روابط انسانی و توجه به مردم به یکدیگر زیاد می باشد ، امکان منزوی شدن افراد وجود ندارد (لنگ ،۲۶:۱۳۸۶) .
ب- رفع نیازهای روزمره: فضاهای عمومی مکانی برای رفع نیازهای روزمره زندگی در شهرها هستند. فضاها در طول زمان بر اساس شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تغییر می یابند (Habraken,2004:7) .
ج- گذراندن اوقات فراغت : درگذشته مسؤولیت زنان در محیط خانه بیش تر بود اما امروز زنان خانه دار از اوقات فراغت بیش تری نسبت به گذشته برخوردار هستند .همین امر سبب شده که علایق آن ها به سمت فضاهای عمومی بیش تر شود ( زنجانی زاده ،۸۱:۱۳۸۰).
۲-۴-۲)چرا عدم تأمین امنیت زنان ، مانعی برای فعالیت آنهاست
امنیت زنان ،زندگی زنان در شهرها همواره تحت تأثیر نبود امنیت شهری واقعی یا بالقوه است واین امر مانع دیگری برای زنان است که نتوانند شهروندان فعال همه جانبه باشند وشهرها از نظر امنیت ، جاذبه ای برای زنان ندارند و آن ها هنگام تردد در سطح شهر فاقد امنیت جسمی و روحی لازم هستند که این امر به ویژه در زمینه حمل ونقل و جابجایی درشهرها بیشتر نمایان می شود ( عصاریان ،۱۳۸۵).نگرانی زنان از ناامنی محیط نیز از عوامل کاهش حضور آن ها در قلمرو عمومی است عدم امنیت برای زنان تقریباً در تمامی طبقات اجتماعی یافت می شود (زنجانی زاده ،۸۱:۱۳۸۰).حال در پژوهش سال ۱۹۸۴خود به این نتیجه رسید که رعایت فضای شخصی از نظر جنس در میان مردان و زنان متفاوت است جالب آن است که در تعاملاتی که در فاصله شخصی اتفاق می افتد حس لامسه وپویایی نقش ندارد .حال به این نکته اشاره می کند که اگر انسان مجبور بشود به علت محدوده های فضایی با تراکم جمعیتی فاصله خود نسبت به دیگران در حد فاصله شخصی کاهش دهد.( مثل اتوبوس های شلوغ با فضاهای پر ازدحام پارک) از رفتارهای جبران کننده ای مثل برگرداندن صورت یا نگاه غیر مستقیم کمک می گیرد و احساس رضایت از فضا در او کاهش می یابد و احساس ناراحتی و ناامنی می کند (مرتضوی ،۱۳۸۰ : ۸۰-۴۵).حفظ امنیت شهر وظیفه اساسی خیابان ها و پیاده راههای یک شهر است .ساختمان ها در صورتی می تواند امنیت را تضمین کنند که به دید به سوی خیابان داشته باشند .پیاده راه باید همواره مورد استفاده قرار بگیرد ، یک خیابان همیشه مستعد ناامنی است .بنابراین باید تعداد قابل توجهی از بنگاه اقتصادی در خیابان ها وجود داشته باشد که در تمام طول روز استفاده کنندگان متفاوتی را جذب کند .(جیکوبز،۱۳۸۸ : ۲۸) فضاهایی که تحت نظارت مردمی نیست ، مخاطراتی را بوجود آورده که باعث گریز از فضاهای شهری می شود ( اکبری ، تاجدار،۱۳۸۷ : ۳۱) .در جاهایی که در حد مناطق کوچک که میزان روابط انسانی زیاد است ،میزان جنایت وجرایم کم می شود ،زیرا تعهدات اجتماعی بالاست وتوجه مردم به یکدیگر زیاد است ( لنگ ،۲۶-۲۵).
۲-۵)مشارکت شهروندان
مشارکت را می توان میزان دخالت اعضای نظام اجتماعی در فرآیند تصمیم گیری ، برانگیختن حساسیت مردم درادراک،توانمندسازی در پاسخگویی به طرح های تو
سعه در ابعاد گوناگون،یا فرآیندی در راستای باروری نیروی تصمیم گیری و موجبات رشد و توانایی اساسی بشر داشت.از سوی دیگر مشارکت اجتماعی را مولفه ی اساسی در ارزیابی سرمایه اجتماعی در ساختار شهری می دانند که می تواند با درگیری شبکه های اجتماعی در میزان هم بستگی و ایجاد تعاملات و ارتباطات سازنده میان گروهی یا درون شبکه ای تاثیرگذار باشد. بر این اساس می توان حوزه های متفاوتی را برای ارزیابی میزان سرمایه اجتماعی متصور شد که مواردی مانند مشارکت در اداره امور محلی،انتخابات و مشارکت در نهادهای مدنی و شرکت در کمک های نوع دوستانه در گستره ای سیاسی_اقتصادی و فرهنگی.(پور جعفر،محمودی نژاد۱۳۸۸)با توجه به مطالب فوق نیاز به فضاهای مطلوب شهری که بتوانند پاسخگوی نیازهای شهروندان بوده و با جذب رضایتمندیشان بتوانند آنها را به حضور در عرصه های شهری ترغیب نمایند ضروریست ،که در این میان نقش فضاهای عمومی پیاده محور تعیین کننده تر است.
۲-۵-۱)شهروندان (مخاطبین )
شهروندی ایده ای است که به عنوان پدیده ای اجتماعی درقرن ۱۶در اروپای غربی زاده شود،این مفهوم یکی از فرآیندهای جامعه مدرن است و در ادبیات گسترده نظریه های شهروندی ،هسته مشترک تعاریف ارائه شده از شهروندی به شرح زیر است:
۱٫      نوعی پایگاه ونقش اجتماعی مدرن برای تمامی اعضای جامعه
۲٫      مجموعه به هم پیوسته ای از وظایف،حقوق،تعهدات اجتماعی،فرهنگی،سیاسی و اقتصادی برابر
۳٫      حس تعلق و عضویت اجتماعی مدرن برای مشارکت جدی و فعالانه در جامعه و…(مک لین۱۹۹۶)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *